
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نشست تخصصی «پیادهروی اربعین و بازشناسی هویت شیعی» در روز یکشنبه ۲۰ شهریورماه با سخنرانی حجت السلام و المسلمین دکتر رضا غلامی رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، مهدی حسینزاده عضو هیات علمی دانشگاه تهران، جبار رحمانی عضو هیات علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و همچنین با دبیری دکتر مالک شجاعی جوشقانی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد.
حجتالاسلام و المسلمین رضا غلامی، رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در ابتدای این نشست با بیان اینکه هویت شیعه مؤلفههای مختلفی بنا بر درجه اهمیت دارد گفت: اولین و مهمترین مؤلفه هویت شیعی، امامت به معنای نصب ائمه(ع) از سوی خداوند متعال است که دو وظیفه هدایت و ایصال الی المطلوب را بر عهده دارند. نسبت امامت با سایر مؤلفهها هم مانند نسبت ستون با خیمه هست و اگر امامت برداشته شود، کل هویت شیعی زیر سؤال خواهد رفت.
او افزود: مجموعه تعالیم اسلام اعم از حج و زکات و ... جنبه سیاسی دارد و امامت بدون تشکیل حکومت، محال عقلی است؛ یعنی ممکن نیست انسان به امامت و امام باور داشته باشد، ولی معتقد به تشکیل حکومت از سوی آنان نباشد.
غلامی با بیان اینکه مؤلفه دیگر هویت شیعه، عقلانیت و وجه تمایز شیعه با فرق دیگر اسلامی در همین است، عنوان کرد: مؤلفه دیگر هویت شیعه، عدالت است که به عنوان مؤلفهای جدی و با اهمیت مطرح است. این مؤلفه اصل لایتغیر و محوری است و شهید مطهری آن را ملاک مهم در جهت سنجش حقانیت معارف دینی به حساب میآورد که البته این نظریه، مخالفانی هم دارد.

به گفته رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، مؤلفه دیگر هویت شیعه، امر به معروف و نهی از منکر است و لازمه آن وجود ولایت ایمانی است زیرا امر به معروف و نهی از منکر صرفا نصیحت نیست. البته بحث ما معروف عقلی است. همچنین مؤلفه دیگر وحدت و اتحاد به عنوان نقاط مورد تأکید اهل بیت(ع) است، مؤلفه دیگر هویت شیعی هم، باور به مهدویت است و اینکه با ظهور امام مهدی(عج) عالم از عدل و داد پر خواهد شد و ظلم نابود میشود.
او ادامه داد: مؤلفه دیگر هویت شیعه هم این است که برخی انسانها در دوره غیبت مسائل کلان خود را از منابع استنباط شامل قرآن، سنت، اجماع و عقل به دست میآورند و مؤلفه دیگر هویت شیعه هم انتظار سازنده است به تعبیری اجتهاد براساس منابع اجتهادی و انتظار سازنده دو مؤلفه مهم دیگر در هویت شیعه به شمار میروند.
غلامی با بیان اینکه قیام عاشورا احیاءکننده اسلام ناب و واقعی بود و نخبگان شیعه و ائمه(ع) همیشه از عزاداری برای انتقال نسل به نسل و سینه به سینه پیام عاشورا استفاده کردهاند توضیح داد: از دید امام حسین(ع) حیات اسلام در گرو چند اصل اساسی مانند امر به معروف و نهی از منکر، زنده کردن موضوع امامت و اسلام سیاسی مبتنی بر امامت است که در فرمایشاتشان در ماجرای کربلا و در تبیین اهداف قیامشان مشهود است.
او افزود: اعتقاد راسخ شیعه این است که اگر امام نباشد، عالم فرو میریزد و ثبات عالم به وجود امام است؛ البته برخی این جنبه امامت را پررنگ کرده و بعد سیاسی امام را کمرنگ میکنند که به نظر بنده درست نیست و در کنار باور به نقش امام معصوم در واسطه فیض الهی باید بر بعد سیاسی امامت هم تأکید کنیم.
غلامی با اشاره به باور جهانی به موعود، اظهار کرد: مهم این است که فهم و باور شیعه نسبت به مهدویت منحصر به فرد، عقلانیتر، امیدآفرینتر و درستتر است و این آموزه آنقدر مهم است که خیلیها شیعه را با مهدویت میشناسند.
غلامی با بیان اینکه در مهدویت هم بحث انتقام و خونخواهی از امام حسین(ع) به صورت جدی مطرح است تاکید کرد: این خونخواهی هم صرفا خونخواهی از شمر و یزید ۱۴۰۰ سال پیش نیست بلکه مبارزه با بساط ظلم و شمر و یزید و ابن زیاد زمانه است.
او با اشاره به آسیبشناسی هویت شیعی با بیان اینکه عدم درک این آسیبها و عدم رفع آن شیعه را دچار ضعف کرده است، گفت: اولین آسیب این است که شیعه فرقههای مختلفی دارد، دوم عدم درک حقیقت امامت است؛ سوم، افتادن در دام نظام سلطه و جریان التقاط درون جامعه است و چهارم، بها ندادن به امر به معروف و نهی از منکر.

او اضافه کرد: به حاشیه رفتن عقلانیت و افزایش موهومات، عدم استفاده کامل از ظرفیت اجتهاد در راستای ایجاد تمدن اسلامی، تشریفاتی و تصنعی شدن انتظار فرج و تبدیل آن به وادادگی و بی توجهی به موضوع ولایت فقیه هم از دیگر آسیبهای فراروی هویت شیعی است.
غلامی بیان کرد: اگر در دوره غیبت بخواهیم زندگی مشروع در چارچوب دینی داشته باشیم، چارهای جز رجوع به فقیه نداریم در غیر این صورت حیات ما مشروعیت خود را از دست خواهد داد، مگر اینکه به مشروعیت عرفی باور داشته باشیم.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه پیادهروی عظیم اربعین حسینی با همه نقاط قوت و ضعف، به خصوص بعد از صدام از نمادهای مهم هویتی شیعه است، بیان کرد: این سنت حتی در دوره معصومین(ع) هم بوده و پیادهروی با پای پیاده توصیه هم میشده است ولی این عظمت امروزی اربعین با حضور جمعیت میلیونی برای دو دهه اخیر است که هویت شیعه را بازمعرفی و بازنمایی میکند.
غلامی افزود: این پیادهروی فوایدی دارد از جمله تقابل با اسلام آمریکایی، یادآوری و تثبیت گفتمان انتظار سازنده در بین شیعه، تقویت گفتمان ضد ظلم و بی عدالتی و تقابل صریح و آشکار با نظام سلطه؛ البته این موارد چند سال قبل که حضور داعش و آمریکا پررنگتر بود، نمود بیشتری هم داشت.
به گفته رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، یکی از ظهورات پیادهروی اربعین، مقابله جوانان شیعه با فرهنگ و سبک زندگی غربی است. سبک زندگی غربی گاهی داوطلبانه و گاهی اجبارا وارد زندگی مسلمانان شده و یکی از خطرناکترین مسائل برای فروپاشی هویت اسلامی، همین سلطه فرهنگ غربی است.
وی تأکید کرد: البته شناخت ما از غرب برای هضم نشدن در فرهنگ آنها مسئله مهمی است و در عمق و سطح پیادهروی اربعین این تقابل دیده میشود و کسانی که به پیادهروی اربعین میروند، به نوعی به مدرنیته معترض هستند. نوعی میل به شناگری در خلاف مسیر مدرنیته را برای جوانان شیعه دارد؛ او از لذات دنیا و راحتی دست میکشد و خودش را به مخاطرات و سختی میاندازد.
غلامی گفت: اکثر شعارهای مردم در پیادهروی اربعین، شعارهای مذهبی و انقلابی است، گرچه برخی شعارهای سکولار هم وجود دارد، پلاکاردها اکثرا عکس شهدا را دارد و شعارهایی مانند نصر من الله و فتح قریب و ... نمود دارد؛ رفتارهای مردم از جنس قیام و برخاستن و حرکت به سوی مقصد واحد یعنی امام حسین(ع) است. مواسات و اخلاق کریمه که از نشانههای دوره ظهور است، در شرایطی که فردگرایی سکه رایج در دنیاست مسئله عجیب این راهپیمایی است. البته مواسات هم فقط به معنای صندوق صدقات نیست و معانی وسیعی دارد.
او بیان کرد: توجه به مراجع شیعه مانند آیتالله سیستانی و رهبر انقلاب و حمل کردن عکسهای ایشان هم از دیگر آثار هویتی پیادهروی اربعین است، بیداری شیعه و امت اسلامی هم از جمله فواید و آثار این پیادهروی است، ضمن اینکه تقویت خودباوری جوانان، یادآوری و تثبیت معارف شیعه هم از دیگر فواید آن است.
رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به همگرایی شیعی و اسلامی در جریان این مراسم عنوان کرد:گرچه طرفداران آیتالله سیدصادق شیرازی هم که با عنوان شیعه انگلیسی شناخته میشوند، در این مراسم حضور دارند ولی در مقایسه با کل جریان پیادهروی به حساب نمیآیند؛ بنابراین همگرایی برای نوعی جهانیشدن اسلامی که معادلات و مناسبت آن با جهانی شدن غربی فرق دارد و محور آن معنویت است، در این مناسک دیده میشود.
وی با بیان اینکه احیاء و گسترش ایده تمدن نوین اسلامی از دیگر ثمرات پیادهروی اربعین است، عنوان کرد: من از جامعهشناسان کشور گلایه دارم که پدیدههای درجه چندم را مورد بررسی قرار میدهند ولی این مراسم را مورد غفلت قرار دادهاند و البته کسانی که قصد دارند به آن بپردازند، صرفا از راه دور نمیتوانند در مورد آن صحبت کنند بلکه باید حضور یابند و تحقیق میدانی داشته باشند. معتقدم تا این پدیده هست، باید روی آن تحقیق کنیم تا این پدیده برای آینده باقی بماند.

جبار رحمانی نیز در ادامه این نشست در پاسخ به این سوال که چرا اصحاب علوم اجتماعی باید به این موضوع بپردازند گفت: من در این ایام پیگیر اصحاب علوم اجتماعی درباره پیاده روی اربعین بودم. علوم اجتماعی و انسان شناسی با دین تحقق یافته در زندگی آدم ها سرو کار داریم و دین متالهان با دین زیسته یکی نیست.
او افزود: این پدیده دو دهه است شروع شده است. این پدیده زیسته اگر بخواهد وارد فضای اجتماعی ایران شود باید درباره آن اندیشیده شود. حضور ۱۵ میلیون نفر در این پیاده روی می تواند کانون خلق انرژی اجتماعی باشد.
رحمانی با بیان اینکه سه نوع اظهار نظر درباره اربعین از سوی جامعه شناسان وجود دارد عنوان کرد: این سه دسته شامل جبهه انقلاب اسلامی با حضور افرادی چون حسین کچوئیان، حجتالاسلام پارسانیا؛ دسته دوم علوم اجتماعی انتقادی مانند محسن حسام مظاهری و مهدی سلیمانیه، و دسته سوم هم شامل جامعه شناسانی که اساسا رویکرد حنثی در این باره دارند، است.
او ادامه داد: درباره پیاده روی اربعین دو دوسته اول سخن می گویند و دسته سوم هم در این باره سکوت کردند.
او با اشاره به اینکه از سه مفهوم ایدئولوژی، اتوپیا و چشم انداز گرایی برای شرح این پدیده استفاده می کند افزود: اصحاب علوم اجتماعی متعلق به جبهه انقلاب اسلامی درباره پیاده روی اربعین می گویند با پیچیده ترین پدیده انقلاب اسلامی مواجه ایم. به عبارتی اصولگراها می خواهند تاریخ امر قدسی را انحصارا در اربعین بینند گویی کل تاریخ قدسی اینجا خودش را نشان داده و منطق اتوپویک دارد.
او با اشاره به روایتی از حجتالاسلام پارسانیا درباره پیاده روی اربعین توضیح داد: با نگاهی به این روایتها گویی با موقعیت ـخر الزمانی مواجهیم که دست خدا در آن خودش را آشکار می کند و خودش را در انقلاب اسلامی پیدا می کند و اینجا به زمین متصل می شود.

این انسان شناس با تاکید بر اینکه ساختار اتوپویک مفاهیم را صفر و یک می کند و این البته به معنای عقلانی نبودن نیست و عقلانیت دینی دارد عنوان کرد: واژگانی چون اربعین تمدنی ساز، اربعین رهایی بخش، اربعین عدالت خواه و ... نشان می دهد تمام مفاهیمی که شیعه به آن باور دارد در اربعین متجلی می شود. با نگاهی به این مفاهیم می بینیم که سویه های جامعه شناختی در این گفتارها وجود ندارد و سویه های متالهانه در آن وجود دارد و منطقش بر این اساس است.
رحمانی یادآور شد: امکان نقد انقلاب اسلامی در این اندیشه نیست و گویی تحقق اتوپویا در اربعین موجه ساز وضع موجود است و از سوی دیگر رسالت تمدن سازی را به عنوان یک اتوپیا بشارت می دهد.
او توضیح داد: پدیده اربعین دو رویکرد درباره خودی و دیگری در تحقق اتوپیا دارد؛ در برابر خودی موجه ساز امر موجود است و روایت غیر قابل لمس است. پس در گفتمان خودی بینش تحلیل و نگرش جامعه شناختی نیست.
این استاد دانشگاه گفت: اربعین در جامعه شناسی یک موقعیت آستانی است که آن افراد از زندگی روزمره خارج می شوند و رفتارها و کنش هایی دارد که نظم های موجود را بر هم می زند در اینجا ممکن است یک وزیر هم خم شود و کفش ها را جفت کند!
به گفته رحمانی، این موقعیت آستانی را به کل زندگی روزمره تسری دادن غلط است. چون اساسا اگر ۲۱ صفر آنجا باشید دیگر این خلوص عراقی ها را نمی بینید و دوباره واقعیت اجتماعی روتین به حالت اول برمی گردد.
این انسان شناس گفت: از سوی دیگر توده ای شدن جامعه و امر اقتصادی و تحول طبقه متوسط باعث شده که پیاده روی اربعین که در گذشته بسیار ساده برگزار می شد امروز به طور مثال در موکب ۵۰۰ هزار غذا داده می شود و همه نوع امکاناتی هست.
رحمانی بیان کرد: به هر حال در گفتار جبهه انقلاب اسلامی نگرش جامعه شناختی و علمی وجود ندارد و سویه های اتوپیک و عرفانی وجود دارد.
او با اشاره به دیدگاه تقابلی روشنفکران دینی در برابر جبهه انقلاب اسلامی عنوان کرد: اما روشنفکرهای دینی هم چون مجبور هستند واکنش نشان دهند سعی می کنند سویه های ضعیف این قضیه را برجسته کنند و مدام از شیوه های مدیریت غلط در پیاده روی و ... می گویند. آنها برای پایین آوردن سویه های اتوپیک گفته های جبهه انقلاب اسلامی خودشان هم دچار این نوع واکنش اتوپویک می شوند.
رحمانی گفت: روشنفکران دینی با گنده شدن پدیده اربعین به گونه ای که کل فرهنگ شیعی را ببلعد با مشکل مواجه هستند.
این انسان شناس با بیان اینکه جبهه انقلاب اسلامی گفتمان اسطوره ای دارد و در این گفتمان اسطوره خوب و بد با مصادیق شرق و غرب وجود دارد یادآور شد: در این نگاه غرب اسطوره ای است که باید از بین برود و گفتمانش اسطوره است. دوگانه اساطیری شرق و غرب اینجا عمل می کند و نفی دیگری در اینجا پررنگ می شود و از سوی دیگر امکان ظهور و بروز برای خرد نقاد علمی را می گیرد.
او تاکید کرد: در این دیدگاه بر فیض بردن از شرایط موجود تاکید می شود و بنابراین این نگاه نمی تواند روشمند و علمی باشد. الان یک پژوهش خوب در دانشگاه و موسسات ما انجام نمی شود چون سویه های دین دارانه باعث می شود نگاه علمی زیر سوال برود.
رحمانی در پایان گفت: اوج گفتارهای جامعه شناختی در پدیده اربعین رخ می دهد و جامعه شناسان در این ایام حرف می زنند و از سویه های ایمانی و دینی این پدیده می گویند و بعد وقتی این پدیده تمام می شود حضور این جامعه شناسان هم تمام می شود چون اساسا خرد نقاد علمی در آن وجود ندارد و امر اجتماعی را شرح نمی دهد.
او یادآور شد: ما از مساله پژوهش دور ماندیم چون سویه های دینی ما بر ساحت علمی ما غلبه یافته است.

دین پرست نیز در ادامه سخنان رحمانی عنوان کرد: دکتر رحمانی درباره گروه اول جامعه شناسان متعلق به جبهه انقلاب می گویند. از نظر من این جامعه شناسان معتقدند کار ما نیست شناسایی گل سرخ! اما در نقطه عزیمتش اتفاقا نگاه جامعه شناسی وجود دارد.
او افزود: همانطور که دکتر رحمانی بیان کرد هر دو گروه اساسا مواجه درستی ندارد گروه اول درگیر موقعیت غیر شناختی و دیگری به مثابه یک ژورنالیست گاه می کند و با کلیت قضیه مواجه ندارد.
ما به دلیل دشواری این پدیده دوست داریم قصه بگوییم و دل نوشته داشته باشیم. بسیاری از مقالاتی که منتشر می شود همین است! اقتضای این موضوع و ویژگی های جامعه شناختی اقتضا می کند محقق مستقل از خودش به عنوان یک پدیده اجتماعی آن را از نزدیک و به صورت همدلانه آن را تحلیل کند.
دین پرست گفت: ما برای تحول علوم انسانی پژوهش روشمند نیاز داریم اینجا هم اگر ما با مساله مواجعه واقعی داشته باشیم می توانیم از ابزارهای روش شناختی و نظری درستی برای حل مساله استفاده کنیم. آن چیزی که در اربعین رخ می دهد همین است. دکتر محمد سعید ذکایی زمانی روی گفتمان رسانه ای درباره اربعین کار کرد و قرار شد فقط محدود به رسانه های داخلی ما نشود. بنابراین اگر ما در آنجا کار درستی انجام می دادیم حرف های جدی تر برای اربعین داشتیم. اما ما دچار تنبلی متدولوژیک و پژوهشی دچار شدیم.

حسین زاده نیز به عنوان سخنرانی پایانی این نشست طی سخنانی گفت: اینکه هویت اصطلاح دوره متاخر است یا من هوی قدیم است در برابر ماهو از حوصله ما خارج است اما ما باید به هویت از حیث فلسفی و روش تحلیلی توجه کنیم. در هویت اشتراک و افتراق مطرح است. از سوی دیگر هویت همیشه متعلق دارد و به ما هو وجود ندارد چون در غیر این صورت ماهیت می شود.
او ادامه داد: از سوی دیگر ما ساحت های هویت را باید از هم جدا کنیم. من سه ساحت اولیه را برای هویت ذکر می کنم؛ هویت فردی به معنای من به مثابه من، دومی شناخت دیگران از من و سومی من آنگونه که هستم. پژوهش هایی وجود دارد که از فرد می خواهد بگوید چرا در اربعین شرکت می کند در واقع به ساحت اول هویت میپردازد. ساحت دوم آنگونه که مارا می شناسند است، مثلا شیعه چگونه خود را می شناسد و سومین ساحت نفس الامری است یعنی ساحتی که شما می گویید من ایکس را می شناسم ولو به صورت ناقص.
حسین زاده گفت: معتقدم در این باره اساسا بهتر است جامعه شناسان ورود پیدا نکنند چون از ساحت اول ورود می کنند نه سوم. حالا بگذارید نژتقسیم بندی دکتر رحمانی را در مواجهه جامعه شناسان با پیاده روی اربعین بازخوانی کنیم من می توانستم بگویم جامعه شناسان سکولار و غیر سکولار یا جامعه شناسان لیبرال و جامعه شناسان کمال گرا. از همین نوع تقسیم بندی ارزش باری بحث مشخص می شود.
شاید ایشان بگوید سکولار و غیرسکولار در جامعه ما معنایی ندارد اما آن تقسیم بندی جبهه فرهنگی انقلاب جانبدارانه است.
این استاد دانشگاه یادآور شد: انتخاب جملاتی از اساتیدی مانند کچوییان درباره اربعین که مشخص نیست در چه کانتکسی بیان شده برای قضاوت درست نیست.
حسین زاده با اشاره به اینکه محل نزاع ما درون جامعه شناسی نیست بلکه در پایگاه معرفت شناختی است به همین دلیل تعریفی که از علم می کنیم اثبات گرایانه است عنوان کرد: تغییر پایگاه باعث می شود که ما مفاهیمی را تولید کنیم که براساس خاستگاه معرفت شناسی باشد. سوال این است که آیا می توانید در یک پایگاه بیاستید؟ اینکه یک دفعه گفته می شود اربعین پدیده پیچیده است باید این را بررسی کنیم.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه اربعین سه ویژگی دارد گفت: یکی انبوه جمعیت است، دوم متعلق به گذشته است و سوم تکرار پذیر است. چنین مراسمی شاید به ندرت رخ بدهد.
حسین زاده با تاکید بر اینکه جامعه شناسی علمی است که پاردایم غالب ندارد عنوان کرد: هرکسی از منظر خود امر اجتماعی را می بیند بنابراین نباید به آن انگ غیر علمی و غیر جامعه شناسی بزنیم چون اساسا جامعه شناسی که فقط یک پاردایم ندارد!
او گفت: فیلسوفان علوم اجتماعی معتقدند ما واحد را مقوله بندی می کنیم و آن را تحلیل می کنیم اما انتخاب شما از یک بخش از پدیده بسیار مهم است به طور مثال جامعه شناسان کمال گرا روی پینه پا و جامعه شناسان دیگر روی کباب می ایستند پس این پایگاه به فهم دقیق ما کمک می کند. آیا در حیطه ای که ما شیعه آن گونه که باید باشد ترسیم کنیم اربعین چه جایگاهی دارد؟ آیا در اربعین به مثابه یک آیین هویت چه معنایی دارد؟ در اینجا یک مرجع شرکت کننده و دیگری روایان است. از منظر اندیشمندان مسلمان ائمه معصوم می توانند مرجع باشند. بعد آن موقع فاصله مطلوب و موجود مشخص می شود؟
حسین زاده در پایان گفت: معمولا در خصوص قیام حضرت، عدالت طلبی، ظلم ناپذیری و ... پررنگ می شود و مقاومت در برابر ظلم شکل می گیرد. به هر حال ما نباید از واژگان بترسیم از اینکه گفته می شود کار علمی نیست نترسیم چون وقتی بخواهیم به دنبال حقیقت باشیم طبیعتا شرایطمان فرق میکند. باید بتوانیم درباره اربعین فارغ از دسته بندیها صحبت کنیم. ما باید سه ساحت هویتی را در حوزه اربعین به هم نزدیک کنیم آن وقت می توانیم در این حوزه تحلیل های دقیق تری ارائه کنیم.
دفعات مشاهده: 366 بار |
دفعات چاپ: 105 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر