در نشست معرفی و نقد کتاب «تبیین جامعه: رئالیسم انتقادی در علوم اجتماعی» مطرح شد: رئالیسم انتقادی؛ دستگاهی منسجم برای تبیین پدیدههای اجتماعی
| تاریخ ارسال: 1405/3/16 |
نشست معرفی و نقد کتاب «تبیین جامعه: رئالیسم انتقادی در علوم اجتماعی» با حضور فرهاد بیانی (مترجم کتاب و عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی) و سید محمدتقی موحد ابطحی (عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) در حاشیه هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب برگزار شد. کارشناسان در این نشست، رئالیسم انتقادی را مکتبی کارآمد برای گذار از دوگانه پوزیتیویسم و تفسیرگرایی و ارائه دستگاهی منسجم برای تبیین پدیدههای اجتماعی دانستند.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، فرهاد بیانی با اشاره به ضرورت ترجمه این اثر اظهار داشت: رئالیسم انتقادی به دنبال حل «مغالطه معرفتی» است که در فلسفه معاصر، هستیشناسی را به نفع معرفتشناسی به حاشیه رانده است.
وی افزود: این کتاب از معدود آثاری است که علاوه بر مباحث هستیشناسی و معرفت شناسی رئالیسم انتقادی، به روششناسی این مکتب پرداخته و تلاش میکند مدلولات کاربردی این مکتب فلسفی را در تبیین امر اجتماعی به زبانی ساده ارائه دهد.
در ادامه، موحد ابطحی ضمن یادآوری تلاشهای مرحوم دکتر عماد افروغ در معرفی این جریان فکری، تصریح کرد: رئالیسم انتقادی برخلاف «روشهای ترکیبی» (Mixed Methods) که رویکردی پراگماتیستی و فاقد مبنای فلسفی دارند، یک دستگاه هستیشناختی و معرفتشناختی منسجم ارائه میدهد. به گفته وی، این مکتب اجازه میدهد پژوهشگر همزمان از روشهای تجربی، تفسیری و عقلی برای تبیین پدیدهها و تحقق رهاییبخشیِ نظریه انتقادی استفاده کند.
بحث پیرامون تمایز میان خردگرایی انتقادی پوپر و رئالیسم انتقادی از دیگر محورهای این نشست بود. بیانی در پاسخ به تفاوت این دو دیدگاه گفت: اگرچه قرابتهای مهمی میان این دو مکتب وجود دارد و هر دو، واقعیت مستقل از ذهن و آگاهی کنشگر اجتماعی را مفروض میگیرند، اما تفاوت ظریفی از حیث هستیشناسی دارند؛ بهطوریکه در رئالیسم انتقادی، امکان دستیابی به واقعیت وجود دارد (هستی شناسی رئالیسم ژرفانگر)، اما در خردگرایی انتقادی پوپر این امکان وجود ندارد و «فرهنگ» حجاب معرفت است و امکان دسترسی به واقعیت را غیرممکن میکند و در بهترین حالت میتوانیم با آن مماس شویم. و البته نوآوریهای فربه و راهگشای دیگری نیز در رئالیسم انتقادی وجود دارد که علاوه بر حل مسئله «مغالطه معرفتی»، میکوشد با تأکید بر مکانیسمهای علی مولد، تبیینهای ژرفتری را ارائه کند.
در پایان نشست، کارشناسان به مفهوم «حقیقت بهر» (Truthlike) و نقش «فقدان یا غیبت» (Absence) در رئالیسم انتقادی اشاره کردند و آن را گامی خلاقانه برای بازنگری در مدل «حدس و ابطال» پوپری و ایده «تقرب به حقیقت» (Verisimilitude) او دانستند که به محقق اجازه میدهد حتی در صورت عدم تبیینِ موفق یک پدیده خاص توسط یک تئوری، ظرفیتهای تبیینیِ نهفته در تئوری برای تبیین پدیدههای دیگر را شناسایی کند.