EN fa

گزارش پنل اول همایش ملی «حکمرانی آموزش عالی در عصر دیجیتال»

 | تاریخ ارسال: 1404/8/5 | 

 
همایش ملی «حکمرانی آموزش عالی در عصر دیجیتال» با حضور متخصصان، اساتید دانشگاه و مسئولان آموزشی عالی، چهارشنبه ۳۰ مهر ماه ۱۴۰۴ در تالار فارابی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.
در پنل اول این همایش با عنوان «ابعاد فرهنگی و اجتماعی دیجیتالی شدن حکمرانی آموزش عالی» که مدیریت آن را دکتر رضا ماحوزی، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی بر عهده داشت، سخنرانان به ارائه دیدگاهای خود پرداختند. 
دکتر غلامعلی منتظر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، در ابتدای سخنرانی خود با عنوان «واکاوی پدیده دیجیتالی شدن دانشگاه‌ها در نظام سیاستگذاری آموزش عالی ایران» ضمن اشاره به تاریخچه ورود واژه «یادگیری الکترونیکی» به جهان در سال ۱۹۹۹ و ورود آن به ایران در سال ۲۰۰۰، اظهار داشت: «امروز، پس از گذشت یک ربع قرن، ما دوباره داریم می‌پرسیم: اگر قرار است آموزش ما وارد عصر دیجیتال شود، چه اتفاقی باید بیفتد؟ در حالی که جهان از عصر دیجیتال گذشته و وارد عصر هوشمندی شده است.»
وی تصریح کرد که جهان چهار تحول کلیدی را در این مسیر طی کرده: داده‌گرایی، الکترونیکی‌شدن، دیجیتالی‌شدن و هوشمندسازی. اما «ما هنوز در نسل چهارم گیر کرده‌ایم و نسل پنجم را حتی تجربه نکرده‌ایم».
دکتر منتظر با بیان اینکه «ما حتی آمار دقیقی از تعداد اعضای هیئت علمی یا دانشجویان کشور نداریم»، افزود: «یکی به من بگوید تعداد دانشجویان ایران چند نفر است؟ امکان ندارد کسی بداند. فقط خداوند حکیم می‌داند! این یعنی ما هنوز مرحله اول یعنی داده‌گرایی را هم کامل نکرده‌ایم.»
او با نقد سیاست‌گذاری‌های گذشته، خاطرنشان کرد که در دهه۸۰، وزارت علوم بدون درک از ماهیت آموزش الکترونیکی، به دانشگاه‌ها مجوز داد تا «مرکز آموزش الکترونیکی» تأسیس کنند. «نتیجه چه بود؟ آموزش الکترونیکی به‌جای اینکه ابزاری برای غنی‌سازی آموزش باشد، تبدیل به معبری برای جذب دانشجو و کسب درآمد شد. وقتی تقاضا کاهش یافت، همه چیز تعطیل شد.»
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، با اشاره به وضعیت نهادهای آموزشی، اظهار داشت: «دانشگاه پیام نور، که باید پیش‌قراول آموزش از راه دور باشد، همچنان در نسل اول گیر کرده است. دانشگاه‌های آزاد و دولتی بین نسل سوم و چهارم حرکت می‌کنند، اما هیچ‌کدام به عصر هوشمندی نرسیده‌اند.» وی همچنین به پیامدهای اجتماعی این سوءمدیریت اشاره کرد و گفت: «امروز دستگاه‌های بزرگی مانند وزارت نفت و نیرو در آگهی‌های استخدامی اعلام می‌کنند: اگر فارغ‌التحصیل دوره‌های مجازی هستید، نمی‌توانید شرکت کنید.»
در بخشی دیگر از سخنرانی، دکتر منتظر به عملکرد سیستم آموزشی در دوران کرونا انتقاد کرد:«در طول دو سال کرونا، هیچ دانشگاهی گزارشی از تجربه خود ارائه نکرد. در سال ۱۲۹۸ نمی‌دانستیم طاعون چیست؛ در سال ۱۳۹۸ با وجود اینترنت، باز هم نمی‌دانیم کرونا چه کرد!»
وی در پایان گفت: «اگر قرار است اتفاقی بیفتد، باید برنامه‌ریزان ملی یک چرخش بینشی نسبت به این حوزه پیدا کنند.»
دکتر غلامرضا ذاکر صالحی در آغاز سخنرانی خود با عنوان «تنگناهای ذهنی و اجرایی در حکمرانی نوین آموزش عالی»، ضمن قدردانی از برگزارکنندگان همایش و حضور اساتید برجسته، اظهار داشت: «فرمایشات آقای دکتر منتظر نشان داد که حکمرانی آموزش عالی دیجیتال با شعارگذاری و سندنویسی محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند تغییر رویکرد، بازطراحی ساختارها، سرمایه‌گذاری مالی و تربیت نیروی انسانی است.»
وی با اشاره به تحولات جهانی در دوسه دهه اخیر، گفت: «دانشجویان امروز دیگر همان دانشجویان سنتی نیستند؛ تنوع آن‌ها گسترده شده و اساتید نیز از نقش صرفاً مدرسی خارج شده‌اند. امروزه استاد، تسهیل‌گر، مشاور و پیونددهنده با صنعت است.»
دکتر صالحی، عضو هیئت علمی مؤسسه پزوهش و برنامه آموزش عالی، افزود که پدیده‌هایی مانند هوش مصنوعی، یادگیری آنلاین، واقعیت مجازی، دوره‌های رشد دانشجویان بین‌المللی(که از ۶ میلیون به سمت ۷ میلیون نفر در جهان حرکت می‌کنند)، تحولاتی عمیق در ماهیت دانشگاه ایجاد کرده‌اند.
او با استناد به نظریه «نظام تولید دانش سبک دو» تصریح کرد: «امروز دیگر دانش فقط در دانشگاه تولید نمی‌شود؛ بلکه در فضاهای مجازی، شرکت‌های دانش‌بنیان و پلتفرم‌های بین‌رشته‌ای شکل می‌گیرد. این تحول، زمینه‌ساز ظهور «دانشگاه سبک دو» بوده است که شامل انواعی مانند دانشگاه باز، دانشگاه مجازی، دانشگاه کارآفرین و دانشگاه بزرگسالان می‌شود.»
دکتر ذاکرصالحی با بیان اینکه ایران در تحقق این الگوهای نوین دانشگاهی عملکرد ضعیفی داشته، اظهار داشت: «اگر بخواهیم به هر یک از این مدل‌ها نمره بدهیم، وضعیت ما بسیار نگران‌کننده خواهد بود. آزمایشگاه‌های مجازی، کتابخانه‌های دیجیتال و سامانه‌های یادگیری شخصی‌سازی‌شده هنوز در اکثر دانشگاه‌های کشور وجود ندارند.»
وی همچنین به مفهوم «انتقال موثر فناوری» اشاره کرد و گفت: «ما نباید فقط فناوری را وارد کنیم، بلکه باید آن را با نیازهای داخلی تطبیق دهیم، در فرهنگ و ساختار سازمانی جذب کنیم و سپس به‌کار بگیریم. انتقال خام فناوری، تنها به شکل‌گیری کاریکاتوری از دانشگاه دیجیتال منجر می‌شود.»
دکتر ذاکرصالحی با استناد به یافته‌های پژوهشگران جهانی، افزود: «حتی در کشورهای پیشرفته، تنها ۱۳ درصد از مؤسسات آموزش عالی موفق به اجرای تحول دیجیتال شده‌اند. چهار چالش اصلی  از جمله مقاومت فرهنگی، کمبود زیرساخت و عدم هماهنگی سیاستی در سراسر جهان به‌عنوان «شتاب‌گیر» عمل می‌کنند.»
وی با بیان اینکه «تحول دیجیتال باید ابتدا متولد شود، سپس به بلوغ برسد و در نهایت یکپارچه شود»، هشدار داد: «اگر این سه مرحله را نپیماییم، تنها کاریکاتوری از دانشگاه دیجیتال خواهیم داشت. ما در ایران معمولاً در مرحله یکپارچه‌سازی دچار مشکل می‌شویم، چون نه زیرساخت فکری داریم و نه اجرایی.»
دکتر ذاکر صالحی سخنرانی خود را با این جمله به پایان رساند: «در برابر تنگناهای ذهنی و اجرایی، ظرفیت‌های داخلی هم وجود دارد. آینده آموزش دیجیتال در ایران، به توانایی ما در طراحی مدلی چهارگانه مبتنی بر تعادل بین بیم‌ها و امیدها و فرصت ها و تهدیدها بستگی دارد.»
دکتر مسعود نوروزیان در آغاز سخنرانی خود با عنوان «انگاره‌های فلسفی از دانشگاه و آموزش عالی دیجیتال (پرسش از تکنولوژی‌های نوظهور)»، ضمن اشاره به سخنرانی‌های پیشین اساتید محترم از جمله دکتر منتظر، دکتر شالچی و دکتر غیاثی، گفت: «ما هنوز فاصله لازم را از هوش مصنوعی به‌دست نیاورده‌ایم نه فاصله زمانی، که بیست‌وپنج سال از فرصت‌های از دست رفته گذشته، و نه فاصله مکانی، که ما را از دید کلی‌تر نسبت به این تحول محروم کرده است.»
وی اظهار داشت: «آموزش عالی ایران در مقایسه با سایر بخش‌های جامعه از جمله شرکت‌ها و سازمان‌های خصوصی در به‌کارگیری هوش مصنوعی بسیار عقب‌تراست و هنوز در مرحله«به» (شگفتی و واکنش اولیه) یا «انکار» قرار دارد، نه در مرحله «جذب و هم‌زیستی آگاهانه».
وی در ادامه افزود: «در دانشگاه‌های ما، بخشنامه‌ها و آداب‌نامه‌هایی صادر شده که بیشتر محتوای آن‌ها منع‌گراست: «در پایان‌نامه استفاده نکنید»، «در امتحانات مراقب باشید»، «اگر استفاده کردید، ذکر منبع کنید». اما هیچ‌کدام از این مصوبات، نحوه استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی به‌عنوان یک «دستیار کارآمد» را آموزش نمی‌دهد.»
دکتر نوروزیان با اشاره به تجربه اخیر دانشگاه آزاد اسلامی در امتحانات دکتری، هشدار داد: «وقتی بدون آموزش و فرهنگ‌سازی، به دانشجویان اجازه داده شد در امتحان از هوش مصنوعی استفاده کنند، نتیجه چه بود؟ تقلب گسترده، نمرات غیرواقعی و فارغ‌التحصیلی افرادی که توانایی واقعی نداشتند. این دقیقاً همان اتفاقی بود که در دوران کرونا در آموزش آنلاین دیدیم.»
وی با استناد به فلسفه مارتین هایدگرو مقاله معروف او با عنوان «پرسش فناوری»، تصریح کرد که فناوری از جمله هوش مصنوعی نه تنها جهان را تغییر می‌دهد، بلکه نحوه تفکر ما درباره جهان را دگرگون می‌کند.
 «هایدگر مخالف فناوری نبود، بلکه می‌پرسید: چگونه می‌توانیم با فناوری، طبیعت و انسان در هماهنگی زیست کنیم؟ آیا هوش مصنوعی مثل یک نیروگاه عظیم بر رودخانه راین است که زیبایی طبیعت را زخمی می‌کند، یا مثل آسیاب آبی قدیمی که با محیط هماهنگ بود؟»
دکتر نوروزیان همچنین به تحولات فیزیولوژیک انسان اشاره کرد و گفت: «حجم مغز انسان در سه‌هزار سال گذشته حدود ۱۲.۷ درصد کاهش یافته است. این به‌معنای پس‌روی نیست، بلکه نشانه برون‌سپاری شناختی است. ما کارهای ذهنی را به ابزارها واگذار می‌کنیم از نوشتن روی کاغذ تا استفاده از هوش مصنوعی. اما اگر این فرآیند بدون خردمندی هدایت شود، ممکن است به انزوا و کاهش تعاملات اجتماعی منجر شود.»
او با اشاره به استعفای جفری هینتون «پدر هوش مصنوعی» از گوگل در سال ۲۰۲۴، گفت: «هینتون گفت: نگرانم که دست نامرئی بازار نتواند ما را در برابر خطرات هوش مصنوعی ایمن نگه دارد.» این هشدار، نشان‌دهنده این است که حتی خالقان این فناوری، از سرعت و جهت آن وحشت‌زده‌اند.»
در پایان، دکتر نوروزیان توصیه های کلیدی ارائه کرد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بود از: پذیرش هوش مصنوعی در آموزش و پژوهش به‌صورت فراگیر و بی‌محابا، آموزش الگوریتم‌ها و نحوه تعامل با سیستم‌های هوشمند به جای حفظ دانش سنتی، تربیت نسل آینده برای آینده، نه برای حفظ گذشته، پرهیز از تصمیم‌گیری‌های احساسی و الگوبرداری‌های کورکورانه (مانند تمرکز صرف بر مقالات ISI). «هوش مصنوعی را باخردمندی بپذیریم، نه با هیجان. ما به عقل نیاز داریم، نه به لقلقه دهان.»
دکتر رضا مهدی در آغاز سخنرانی خود با عنوان «فرصت‌ها و چالش های فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی دیجیتال»، ضمن قدردانی از برگزارکنندگان همایش و سخنرانان پیشین، اظهار داشت: «من قصد ندارم به کل نظام حکمرانی آموزش عالی بپردازم، بلکه با یک فرض ساده صحبت می‌کنم: اگر استاد و دانشجو از دانشگاه جدا شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟ گویی می‌خواهم درباره جداسازی فرزند از مادرش صحبت کنم نه برای نفی مادر، بلکه برای درک ارزش حضور در کنار او.»
وی با طرح چند مثال تصویری، تفاوت کیفی آموزش حضوری و دیجیتال را برجسته کرد: «تصور کنید فردی در دانشگاه هاروارد به‌صورت حضوری درس می‌خواند در پردیس قدم می‌زند، استاد را چهره‌به‌چهره می‌بیند، فضای دانشگاه را نفس می‌کشد. حالا همان فرد را در یک روستای دورافتاده تصور کنید که با همان دانشگاه ارتباط مجازی برقرار می‌کند. این دو تجربه، از نظر فرهنگی و اجتماعی، تفاوتی عمیق و غیرقابل‌انکار دارند.»
دکتر مهدی، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، افزود که آموزش دیجیتال فرصت‌های فراوانی نیز در پی دارد: «شعار «هر کس، در هر زمان و هر مکان» تنها یک جمله تبلیغاتی نیست؛ پشت آن، ظرفیت‌هایی مانند یادگیری شخصی‌سازی‌شده، ایجاد جوامع یادگیری گسترده، کاهش هزینه‌ها، مدیریت بهتر زمان و تعادل بین کار و زندگی نهفته است.»
وی همچنین به پتانسیل فرهنگی آموزش دیجیتال در ایران اشاره کرد: «اگر بتوانیم گنجینه‌های فرهنگی، زبانی و دانشی کشورمان را به‌درستی در فضای دیجیتال حضور دهیم، می‌توانیم تحولی فکری و فرهنگی عمیق در میان دانشجویان ایجاد کنیم.»
دکتر مهدی هشدار داد که رویکرد فقط فنی و تکنیکال به آموزش دیجیتال، خطرناک است گفت: «اگر به ابعاد انسانی، عدالت فرهنگی و تنوع سبک‌های یادگیری توجه نکنیم، ممکن است در آینده‌ای نه‌چندان دور، فرهنگ ما را به‌کلی از بین ببرد. این یک چالش فرهنگی- اجتماعی جدی است، نه صرفاً یک مسئله فناورانه.»
او تأکید کرد که دانشگاه فقط فضای یادگیری نیست، بلکه «زیست‌بومی اجتماعی» است: «آنچه در دانشگاه یاد می‌گیریم، بیشتر از طریق «برنامه‌های درسی پنهان» است: راهروهای دانشگاه، گفت‌وگوهای غیررسمی، حضور در انجمن‌ها، تعامل چهره‌به‌چهره با اساتید، و حتی نحوه حرکت و آداب معاشرت آن‌ها. این‌ها هستند که هویت دانشجو را شکل می‌دهند، نه فقط کتاب‌هایی که می‌خواند.»
دکتر مهدی همچنین به پیامدهای اجتماعی آموزش دیجیتال برای طبقات محروم اشاره کرد: «دانشجویان روستایی یا حاشیه‌نشین، نه‌تنها برای تحصیل، بلکه برای اشتغال‌یابی به دانشگاه‌های بزرگ می‌آیند. اگر آموزش کاملاً مجازی شود، این فرصت‌های اجتماعی و شغلی از دست خواهد رفت و نابرابری‌های اجتماعی تشدید می‌شود.»
در پایان، وی با استناد به سخن دکتر منتظر، گفت: «اگر بتوانیم آموزش دیجیتال را نه به‌عنوان جایگزین، بلکه به‌عنوان عامل غنی‌سازی آموزش حضوری به‌کار بگیریم، موفق‌ترین کار را کرده‌ایم. دانشگاه‌های ما صدها سال تجربه دارند؛ بیاییم این تجربه را با فناوری تلفیق کنیم، نه اینکه آن را نادیده بگیریم.»
دکتر صدراخسروی، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، در آغاز سخنرانی خود با عنوان «شکاف دیجیتال و عدالت آموزشی در ایران: تحلیل اجتماعی و سیاستی» گفت: «کلیدواژه «حکمرانی» در ادبیات غربی از بافتی دموکراتیک، اقتصادی آزاد و فرهنگی کثرت‌گرا برخاسته است بافتی که ما در ایران فاقد آن هستیم. وقتی این مفهوم را بدون بازتعریف و تطبیق با واقعیت‌های داخلی وارد سیاست‌گذاری می‌کنیم، در عمل دچار مشکل می‌شویم.»
وی تصریح کرد که سه رویکرد اصلی در حکمرانی آموزش عالی وجود دارد: رویکرد حقوقی(تأکید بر قانون‌مندی و الزامات)، رویکرد اقتصادی (نگاه کارآمدی، درآمدزایی و سودآوری)، و رویکرد معرفتی(پرسش بنیادین: «حکمرانی برای چه کسی، به چه منظور و چگونه اعمال شود؟»). «من به رویکرد سوم یعنی معرفتی تکیه می‌کنم، چون بدون درک عمیق از ماهیت حکمرانی در بافت ایرانی، هر سیاستی محکوم به شکست است.»
دکتر خسروی با اشاره به پژوهش‌های خود درباره «برابری، گوناگونی و دربرگیری در آموزش عالی دیجیتال»، گفت که حکمرانی دیجیتال در سه سطح متفاوت عمل می‌کند: در دانشگاه‌های سنتی که واحدهای مجازی ایجاد کرده‌اند، در مؤسساتی که از ابتدا به‌صورت دیجیتال تأسیس شده‌اند، و در سطح کلان‌سیاست‌گذاری وزارتی.
 «این سه سطح، هر کدام منطق و چالش خاص خود را دارند. نمی‌توان یک الگوی واحد را بر همه تحمیل کرد.» وی سپس به نقد مفاهیم رایج مانند «حکمرانی مشورتی»، «چندذی‌نفعی بودن» یا «شبکه‌ای بودن» پرداخت و گفت: «این واژگان اغلب به‌صورت شعاری و بدون توجه به واقعیت‌های ساختاری کشور به‌کار می‌روند. باید واقع‌بین بود: آیا این مفاهیم واقعاً می‌توانند مسائل آموزش عالی ایران را حل کنند؟»
در ادامه، دکتر خسروی با تحلیل دو مورد مطالعاتی نشان داد که آموزش دیجیتال لزوماً به معنای «عدالت آموزشی» نیست. وی هشدار داد که بسیاری از دوره‌های «غیرحضوری» در ایران اعتبار اجتماعی و شغلی ندارند: «اگر فارغ‌التحصیل دوره مجازی باشید، نه می‌توانید در ایران ادامه تحصیل بدهید، نه در استخدام دولتی پذیرفته شوید، و نه برای مهاجرت مدرک‌تان معتبر است. پس این آموزش به چه دردی می‌خورد؟ فقط به درد درآمدزایی دانشگاه!»
دکتر خسروی در پایان تأکید کرد که حکمرانی آموزش دیجیتال باید بر سه بنیان فلسفی استوار باشد:آزادی (اختیار یادگیرنده در انتخاب مسیر)، برابری(دسترسی عادلانه برای طبقات محروم)، وگوناگونی(تنوع فرهنگی، زبانی و رشته‌ای). «اما در عمل، دوره‌های دیجیتال اغلب به سمت رشته‌های کاربردی و درآمدزا سوق داده می‌شوند نه به سمت علوم انسانی یا نیازهای جوامع محلی.»

 



 





CAPTCHA
دفعات مشاهده: 308 بار   |   دفعات چاپ: 32 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر