EN fa

پنل پنجم و ششم همایش مسائل اجتماعی زندگی دانشگاهی

 | تاریخ ارسال: 1402/2/21 | 
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، پنل پنجم و ششم همایش راهبردمحور مسائل اجتماعی زندگی دانشگاهی روز چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت‌ با سخنرانی دکتر سعیده سعیدی، دکتر زهره انواری، دکتر مهدی حسین‌زاده فرمی، دکتر مهشید شهیدی، دکتر خدیجه کشاورز، دکتر فاطمه قاسم‌پور، دکتر رضا صفری شالی، دکتر ارمغان مهمدی، دکتر سالار کاشانی، دکتر آمنه صدیقیان و دکتر احمد ساداتی‌کلاته به همت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.
   
پنل پنجم
 
پنجمین پنل از همایش راهبردمحور مسائل اجتماعی زندگی دانشگاهی با عنوان «نقش عناصر دانشگاهی در شکل‌گیری و یا گسترش مسائل اجتماعی» با سخنرانی دکتر سعیده سعیدی، دکتر زهره انواری، دکتر مهدی حسین‌زاده فرمی، دکتر مهشید شهیدی، دکتر فاطمه قاسم‌پور و دکتر خدیجه کشاورز  برگزار شد.


 
دکتر سعیده سعیدی، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با موضوع «واکاوی زندگی دانشگاهی دانشجویان بین‌الملل» سخنرانی کرد و گفت: سیاست جذب دانشجوی بین‌الملل به عنوان یکی از شاخص‌های مهم بین‌المللی‌سازی سیستم آموزش عالی در ایران یکی از اهداف مهم دولت در دو دهه اخیر بوده است، چون باعث کسب سرمایه مالی و وجهه بین‌المللی و افزایش ارتباطات فرهنگی و علمی و بهبود بهره‌وری آموزشی و پژوهشی می‌شود. وقتی که داده‌ها را جمع‌آوری می‌کردیم، اتباع افغانستانی بیشترین سهم را به عنوان دانشجویان خارجی در نهاد آموزش عالی ما داشتند. البته در یکی دو سال اخیر تغییر چشمگیری در این زمینه رخ داده است و الان اتباع عراقی در رتبه اول این فهرست هستند.

او ادامه داد: سؤال محوری پژوهش بنده این بود که زندگی دانشگاهی دانشجویان بین‌الملل در ایران چگونه صورت‌بندی می‌شود و فرایند انطباق دانشجویان با چه مشکلاتی مواجه است؟ زندگی دانشگاهی چهار بُعد دارد که شامل بخش آموزش، پژوهش، تسهیلات رفاهی و برنامه‌های فرهنگی است و در تحقیق خود سعی کرده‌ام این چهار رکن را مورد پوشش قرار دهم. داده‌های پژوهش نشان می‌‌دهد که تمرکز سیاست‌های دانشگاهی در ایران عمدتاً در زمینه آموزشی است و سه بعد دیگر مورد غفلت قرار گرفته است.

او افزود: در مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طی چند سال یک پژوهش میدانی را در این زمینه انجام دادیم که نتیجه آن امسال در قالب کتابی منتشر شد و امیدواریم برای آموزش عالی و بخش حکمرانی کشور مؤثر باشد. یکی از چالش‌هایی که در زمینه مهاجران به طور کلی و دانشجویان بین‌المللی به صورت خاص وجود دارد وجه‌تسمیه است؛ یعنی این گروه را چه بنامیم. بر اساس قوانین بین‌المللی هر کسی دوازده سال خارج از سرزمین مادری باشد، مهاجر تلقی می‌شود، اما برخی مهاجران مخصوصا افغانستانی‌ها تردد کوتاه‌مدت دارند.

دکتر سعیدی با بیان اینکه چالش دیگر در مورد دانشجوی بین‌المللی، خطاب کردن این قشر است عنوان کرد: در اسناد بین‌المللی دانشجویان بین‌المللی کسانی هستند که تردد مرزی داشته باشند، اما بسیاری از اتباع افغانستانی که در دانشگاه‌ها حضور دارند از طریق کنکور یا پرداخت شهریه وارد دانشگاه می‌شوند و چالش حقوقی اولیه ممکن است ساده به نظر برسد، اما بعد در ارائه تسهیلات چالش ایجاد می‌کند. چالش دیگر این است که از دوران کرونا شاهد افزایش دو سه برابری دانشجویان بین‌المللی هستیم که همه آمارها را تغییر داده و باید بررسی کنیم که علت چیست، اما طبق تحقیقاتی که انجام دادیم برخی دست‌اندرکاران می‌گفتند که این ثبت‌نام‌ها آنلاین بوده است. در این زمینه مصاحبه‌های بسیاری را با دانشجویان، اساتید دانشگاه و سایر دست‌اندرکاران این حوزه انجام دادیم و آمارهایی را به دست آوردیم که لازم است به بخشی از آنها اشاره کنم. داده‌ها تا شروع کرونا را شامل می‌شود و نیز منبع اصلی داده‌های مؤسسه برنامه‌ریزی و پژوهش در آموزش عالی است.

به گفته این محقق، عمده دانشجویان بین‌الملل از محور مقاومت یا حوزه نفوذ ایران از جمله پاکستان، افغانستان، عراق، لبنان و سوریه هستند. همچنین، از نظر توزیعی، دانشجویان افغانستانی بیشترین سهم را در وزارت علوم دارند که پیام نور و غیرانتفاعی را نیز شامل می‌شود و این سهم عمدتاً در مقطع کارشناسی است، در حالی که تمرکز مطالعات بین‌المللی در زمینه دانشجویان بین‌الملل بر تحصیلات تکمیلی است. این هم از خصوصیاتی است که مقداری بین‌المللی‌سازی آموزش عالی ایران را متفاوت کرده است. آمار دیگر این است که دانشجویان بین‌المللی در ایران بیشترین سهم را در علوم انسانی دارند و پس از آن در رشته‌های فنی و مهندسی تحصیل می‌کنند.

او بیان کرد: در مورد چالش‌های انطباق آکادمیک دانشجویان مجموعه عواملی باعث می‌شود که انطباق آموزشی را شاهد باشیم که شامل تسهیلات دانشگاه میزبان، کیفیت آموزش پیشادانشگاهی، پایگاه اجتماعی دانشجویان و خصوصیات شخصیتی آنهاست. نکته دیگر اینکه دانشجویان مخصوصا در زمینه‌های پزشکی و مهندسی پایه‌ قوی ندارند و دانشجویان ما در این زمینه قوی‌تر هستند. بنابراین دانشجویان بین‌المللی دچار چالش جدی می‌شود. لذا باید در انتخاب دانشجویان بین‌المللی، مسائل آموزشی‌ را فربه‌تر و مسائل ایدئولوژیک را کمرنگ‌تر کنیم.

او با بیان اینکه یکی از چالش‌های جدی دانشجویان افغانستانی در ایران، زبان انگلیسی است افزود: چون طی بیست سال قبل از طالبان، سازمان‌های بین‌المللی در افغانستان به میزان زیادی فعال شده و نیروی کار بسیاری لازم داشتند، اما بعد از تسلط طالبان که معادلات در افغانستان به هم ریخت، بسیاری از دانشجویان می‌گویند که برای جذب در بازار کار دچار مشکلات جدی هستند. وزارت علوم تسهیلاتی را به دانشجویان بین‌المللی ارائه می‌دهد؛ از جمله در سال اول دوره زبان‌آموزی دارند، اما بسیاری از دانشجویان افغانستانی با این توجیه که زبان ما یکی است، در این دوره‌ها شرکت نمی‌کنند، اما گاهی دستور زبان و نحوه نامه‌‌نگاری در افغانستان با ما متفاوت است و این هم برای آنها تبدیل به چالش می‌شود. لذا دوره‌ای را که وزارت علوم برگزار می‌کند باید در راستای تنظیم زبانی، اجباری باشد.

به گفته دکتر سعیدی، چالش زیست‌بوم خدماتی رفاهی دانشجویان بین‌المللی در دو بعد مادی و عینی شامل خوابگاه، سلف سرویس و کلاس درس است. تنوع و احترام به ذائقه بسیار بدیهی است که باید مورد توجه دانشگاه‌ها باشد. اگر دانشگاهی بخواهد در صنعت بین‌المللی‌سازی صاحب جایگاه شود، باید دو نکته را در نظر قرار دهد که یکی زیرساخت‌های جدی و ارائه خدمات فرهنگی مبتنی بر تنوع اعتقادی و دیگری زیرساخت‌های ذهنی و روانی است. بسیاری از دانشجویان بین‌الملل باید شهریه بپردازند، اما موقع پرداخت تسهیلات به آنها گفته می‌شود که ساکن ورامین یا پاکدشت هستید. بنابراین تسهیلات به شما تعلق نمی‌گیرد و وزارت علوم باید تکلیف خود را مشخص کند.

او در پایان گفت: زیرساخت‌های روانی و ذهنی شامل سواد فرهنگی کارکنان و وضعیت اداری است که در ساختار دانشگاهی ایران مضاعف است و در مورد برخی دانشجویان خارجی مخصوصاً اتباع افغانستانی بیشتر خود را نشان می‌دهد. البته با کارکنان بخش بین‌المللی که صحبت می‌کردیم گویا حق داشتند، چون می‌گفتند هر هفته یک دستورالعمل و آئین‌نامه جدید در مورد دانشجویان بین‌الملل ابلاغ می‌شود. نکته مهم این است که مهاجرت فقط یک عبور مرزی نیست، بلکه تجربه‌ای‌ است که در بسیاری از مواقع می‌تواند از منظر روانشناسی اجتماعی استرس‌زا و پرچالش باشد و انطباق روانی دانشجویان را مختل کند و مسئولان آموزش عالی باید در سیاستگذاری‌‌ها به این مورد توجه کنند.




 
دکتر زهره انواری در ادامه درباره مسایل اجتماعی دانشجویان دختر خوابگاهی سخن گفت و افزود: در این باره این سؤال مطرح می‌شود که آیا دانشجویان دختر به خوابگاه احساس تعلق دارند؟ ما برای پاسخ به این سؤال پژوهشی انجام دادیم ک موسسه در اجرای آن همکاری کرده است. در این پژوهش چهار خوابگاه بررسی شد.

او با اشاره به تاریخچه کوتاهی از خوابگاه در ایران گفت: در سال  ۱۳۴۳ ما اولین خوابگاه دخترانه را در دانشگاه تهران  داشتیم اما سال ۵۷ ظرفیت خوابگاه‌های دانشجویی افزایش یافت و در سال ۸۸،  ۵۳ درصد از دانشجویان خوابگاهی دختر بودند.

او ادامه داد: بعد از انقلاب فرهنگی خانواده‌های مذهبی احساس امنیت پیدا کردند و دختران را به خوابگاه‌ها فرستادند. همین وجود خوابگاه‌ها با تمهیدات حفاظتی باعث افزایش تعداد دانشجویان دختر شده است.

او افزود: خوابگاه زیر مجموعه فضاهای دانشگاهی است و دانشگاه فقط کلاس درس نیست بلکه مجموعه فضاهای دانشگاهی از جمله خوابگاه‌هاست و حتی گاهی این مکان‌ها بسیار تاثیرات جدی‌تری روی دانشجویان دارد.

این مدرس دانشگاه بیان کرد:اگر فرد احساس تعلق به خوابگاه نکند دچار مشکل می‌شود تعلق به مکان فقط شامل مسایل عاطفی و سناختی نیست بلکه عقاید فرهنگی و اجتماعی هم هست.

او ادامه داد: در این تحقیق از روش داستان زندگی استفاده کردیم و با ۶۰ دانشجوی دختر در تمامی مقاطع تحصیلی صحبت کردیم و خواستیم که یک روز زندگی خوابگاهی طی هفته و یک روز زندگی خوابگاهی در پایان هفته را توضیح دهند. ما برای گرفتن مصاحبه‌ها با مشکلات و موانع زیادی رو به رو بودیم. اما تلاش کردیم روابط در خوابگاه بین افراد و تاثیرات آنها را بررسی کنیم.

دکتر انواری گفت: دانشجویان در سال‌های اول میزان رفت و آمدشان بسیار بیشتر است اما کم کم رویه استقلال فردی بیشتر می‌شود و حتی گاهی دوست ندارند به خانه‌هایشان بر گردند. دانشجویانی که مجبور شده بودند به شهرهایشان برگردند از برگشتشان ناراضی بودند چون بسیاری از آزادی‌هایشان را از دست داده بودند.

دکتر انواری با اشاره به تفاوت مذهبی و قومیتی، رعایت بهداشت و ... به عنوان عوامل تاثیرگذار در زندگی خوابگاهی افزود: یکی از مسایل دختران دانشجو ‌تردد است و دختران در این باره نسبت به پسران احساس تبعیض می‌کنند گرچه برخی هم این محدودیت تردد را یکی از عوامل امنیت داشتن خوابگاه‌ها می‌دانستند.

او در بخش پایانی سخنانش با اشاره به راهکارهای مثبت در زندگی خوابگاهی دانشجویان دختر بیان کرد: باید توسعه متوازن امکانات در شهرهای مختلف وجود داشته باشد و مهاجرت معکوس نداشته باشیم. همچنین سعی کنیم بچه‌هایی که تفاوت کمتری دارند را در ابتدای ورود به دانشگاه در یک اتاق بگذاریم.

انواری گفت: از سوی دیگر باید قوانین را انعطاف پذیر کنیم. ما متاسفانه با دختران دانشجو توهین آمیز برخورد می‌کنیم. همچنین باید فضایی برای دورهمی دانشجویان دختر راه اندازی کرد به طور مثال می‌شود که فضاهای آشپزخانه را مجهز کرد تا دختران بتوانند دور هم جمع شوند اینگونه دختران می‌توانند در اتاق فضاهای بهتری برای استراحت و درس خواندن داشته باشند.



 
دکتر حسین زاده فرمی استادیار جامعه شناسی در ادامه این نشست درباره چرخش پارادایمی در فعالیت‌های دانشجویی توضیحاتی ارائه کرد و گفت: چرخش پارادایمی در فعالیت‌های دانشجویی بعد از جنگ شکل دیگری یافت و از شکل رسمی به غیر رسمی رسید. دانشجو پیش از این چهره ای معترض و منتقد نشان می‌داد چون رویکرد فعالیت‌های دانشجویی منتقدانه و پرسشگرانه بود اما این رویکرد این سال‌ها تغییر یافته و به توجیه وضع موجود انجامیده است چون گروه‌های دانشجویی دیگر مستقل نیستند و  دست ساخته هستند.

او افزود: در چرخش پارادایمی غیر رسمی هم در حوزه عمومی تغییراتی رخ داده است.امروز به دلیل فشارهای بیش از حد دانشگاه زندگی دانشجویی از حوزه عمومی دور شده و به گروه‌های خصوصی‌تر در دانشکده‌ها رسیده است چون وقتی شما حوزه عمومی را می‌بندید در حوزه‌های خصوصی امکان آسیب بیشتر می‌شود.

او تاکید کرد: ما در چرخش پارادایمی  حوزه عمومی دانشجو‌ها را خصوصی کردیم چون به او گفتیم تو از ما نیستی و او را به سمت جمع‌های خصوصی سوق دادیم.

دکتر حسین زاده فرمی با بیان اینکه در دهه‌های اخیر ما در دانشگاه تغییر جنسیت داشتیم بیان کرد: دغدغه‌های دختران در دانشگاه با پسران متفاوت‌تر است به طور مثال فعالیت‌های محیط زیستی، خیریه ای و .. تحت تاثیر این تغییر جنسیت شکل گرفته است. در گذشته ما می‌خواستیم نشست‌های سیاسی بگذاریم و یقه مسئولان بگیریم اما امروزه نشست‌های دانشگاه به سمت فعالیت‌های خیریه ای رفته است.
او در پایان گفت: باید فهم از فضاهای دانشجویی را در دوره امروزی به روز رسانی کنیم. شناخت درست معاونت فرهنگی وزارت علوم از این چرخش پارادایمی می‌تواند باعث شود که افزایش نشاط در دانشگاه را داشته باشیم به جای اینکه دانشجو منزوی‌تر شود.



 
دکتر مهشید شهیدی نیز در ادامه این نشست به تجربه زیسته دانشجویان از تحقیر اجتماعی در دانشگاه پرداخت و گفت:  ما چندین نوع تحقیر را در فضاهای دانشگاهی استخراج کردیم نخستین آن تحقیر بر اساس ویژگی‌های فردی مانند جنسیت، ظاهر  و ... است.

او افزود: اشاره کردن به موقعیت اجتماعی افراد و وابستگی به طبقه خاصی از دیگر انواع تحقیر است. همچنین رتحقیر اساتید از نظر مذهبی و عقدیتی نسبت به دانشجو از دیگر مسایلی است که در زندگی دانشجویان چالش برانگیز است.

به گفته شهیدی، تحقیر بر اساس د دانشگاهی یکی دیگر از انواع تحقیر است مثل لیبلی که دانشجویان شبانه می‌خورند یا لیبلی که دانشجویان رشته‌های برق به رشته‌های دیگر می‌زنند.

او ادامه داد: دانشجویان در تحقیق ما بیان کردند که با اینکه گفته می‌شود تبعیض بین دختران و پسران نیست اما عملا در فضای دانشگاهی همواره اولویت‌ها به پسران داده می‌شود.

شهیدی در پایان بیان کرد: سه سطح از تحقیر ساختاری، تعاملی و عملکردی در دانشگاه دیده می‌شود بدین معنی که به طور مثال دانشجو را به صورت مستقیم تحقیر نمی کند اما به صورت غیر مستقیم منجر به تحقیر او می‌شود.




 
دکتر خدیجه کشاورز هم در بخش پایانی این نشست عنوان کرد: از دهه ۷۰ شمسی حضور زنان در دانشگاه بیشتر شده و البته این فرایند زنانه شدن دانشگاه در جهان هم پیش از این شروع شده بود با این وجود و علی رغم افزایش حضور زنان در دانشگاه‌ها اما همچنان حضور زنان به عنوان استاد و هیئت علمی در ایران و جهان با مشکل مواجه است.

او افزود: در ایران دست یابی به استادیاری و دانشیاری برای زنان با سقف شیشه ای و حتی آهنی مواجه است. در فرانسه تلاش‌هایی شده برای این که به حضور زنان کمک کند اما با این وجود تنها ده درصد زنان مدیر دانشگاه هستند.

او ادامه داد: در سال ۹۶ هم آمار نشان داده در مرتبه استادی ۹ درصد زنان، در دانشیاری ۱۶ درصد و در مرتبه استادیاری ۲۶ درصد زنان حضور دارند.
به گفته کشاورز، دستیابی به استادی و دانشیاری در سطح جهانی برای زنان سخت است. 

او با طرح سؤالاتی ادامه داد: زنان برای ورود به هیئت علمی‌ها در دانشگاه‌ها چه موانعی دارند و مهمترین چالش‌های زنان در این جایگاه چیست؟ از سوی دیگر استراتژی زنان برای برخورد با این چالش‌ها چیست؟

این استاد دانشگاه گفت: رویکرد من در این پژوهش کیفی بوده و تلاش کردم از دانشگاه تهران و بوشهر به عنوان جامعه نمونه از آن استفاده کنم. 
او بیان کرد: در اینکه چرا زنان در ایران و جهان موقعیت فرودستی در دانشگاه دارند یکدستی دیده می‌شود. یعنی در کشورهای دیگر هم از نظر کمی و کیفی هم وضعیت همین طور است.

این استاد دانشگاه گفت: تاثیر هنجارهای مردانگی و زنانگی در تجربه زنان در دانشگاه موثر است. اصولا این تصویر وجود دارد که چون زنان نقش مادری و همسری دارند نمی توانند در دانشگاه نقش علمی خود را ایفا کنند. این رویکرد زنان را همواره به عنوان موجوداتی غیر قابل دسترس جلوه می‌دهد و در کمیسیون‌های جذب هم برای زنان مشکل ایجاد می‌کند.

به گفته او، رویکرد دیگر این است که باید نهاد دانشگاه و جعبه سیاه آن را در روند استخدام زنان بازبینی کرد. 
او به دشواری‌های ورود به حرفه دانشگاهی برای زنان اشاره کرد و گفت: استاندارد‌های دوگانه در هیئت جذب وجود دارد مثلا بیان می‌شود در جلسه جذب آن زن اعتماد به نفسش زیادی بالا بود! همچنین در این کمیته‌های جذب کلیشه‌های جنسیتی وجود دارد که مانع جذب زنان می‌شود.



 
دکتر فاطمه قاسم پور نماینده مجلس شورای اسلامی در ادامه این نشست طی سخنانی بیان کرد: مقوله آسیب های اجتماعی در جامعه کارشناسی، علمی و مدیریتی کشور مساله جدی است.

او افزود: برداشت من از حیث مدیریتی این است که مهمترین مساله ای که برای ما در آسیب های اجتماعی گره کور ایجاد کرده نبود الگوی مداخله موثر است. 

او ادامه داد: من درموضوعاتی که خودم سه سال اخیر پیگیری کردم به این نتیجه رسیدم که به طور مثال در عرصه اعتیاد، توانمندسازی زنانه سرپرست خانوار، کودکان و ... نسبت به آن دغدغه هست یعنی جامعه علمی و مدیریتی نسبت به آن دغدغه داشته اما مساله، الگوی اقدامی است که دانشگاه و عرصه مدیریتی نتوانستند درباره آن کاری کنند.

قاسم پور گفت: اگر تجربه نهادهای مختلف را نسبت به این آسیب ها بررسی کنیم می بینیم با کلیشه هایی روبه رو هستیم که به جای حل مساله آن را بغرنج می کند. ما نیازمند جریان های میانجی میان دولت و نهادهای دانشگاهی هستیم. این جریان ها می توانند راهبری و کنشگری کنند.

او با تاکید بر اینکه تشکل های دانشجویی می تواند این نقش میانجی را در حوزه آسیب های اجتماعی دانشجویی ایفا کند عنوان کرد: البته نقش خود این تشکل ها نیز قابل بررسی است. این بررسی به ما نشان می دهد طی یک فرایند بیش از ۴۰ سال تشکل های دانشجویی به دلیل خصلتشان برای حل مسایل اجتماعی مهمند.

این نماینده مجلس بیان کرد: دانشگاه به عنوان نهاد علم جایگاه مهمی برای تشکل های دانشجویی دارد و این تشکل می تواند با نهاد علم و قدرت چانه زنی کند. هر چند این نقش ویژه تشکل های دانشجویی امروز از رونق افتاده است و ارتقا نیافته است.

دکتر قاسم پور درباره دلایل این موضوع گفت: چون حزب نداریم جریان های سیاسی به دانشگاه آمدند و تشکل های دانشجویی به نفع جریان های سیاسی مصادره شده است. مدیریت دانشگاه نیز اقبالی به این تشکل های دانشجویی ندارد و آنها را به عنوان جریان میانجی نمی بیند.

او ادامه داد: تحول معنایی و انگاره های ذهنی نسل جدید نیز در تشکل ها تغییر پیدا کرده است. در برهه ای این فضا برای تشکل ها صنفی و گاهی سیاسی شده اما امروز هم می توان برای آن معناهایی تعریف کرد.

قاسم پور با بیان اینکه باید برای تشکل های دانشجویی مسئولیت اجتماعی قایل شویم عنوان کرد: تشکل های دانشجویی ظرفیت بی بدیلی برای حل مسایل اجتماعی در دانشگاه است و باید از این ظرفیت استفاده کرد.

 
 
پنل ششم
ششمین پنل از همایش راهبردمحور مسائل اجتماعی زندگی دانشگاهی با عنوان «تجارب موفق در پیشگیری و مقابله با مسائل اجتماعی در محیط دانشگاه» با سخنرانی دکتر رضا صفری شالی، دکتر ارمغان مهمدی، دکتر سالار کاشانی، دکتر آمنه صدیقیان و دکتر احمد ساداتی‌کلاته برگزار شد.


 
دکتر رضا صفری شالی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه خوارزمی در این نشست طی سخنانی گفت: یکی از مهم‌ترین موضوعات که در فضای دانشگاهی احساس می‌کنیم، در زمینه نابرابری است. بسیاری از دانشجویان بیان می‌کنند که باید برابری در فرصت‌ها و منابع برای همه دانشجویان، فارغ از جنسیت، قومیت و مذهب فراهم شود. در واقع این نگاه را دارند که اگر به‌عنوان دانشجو پذیرفته شدیم باید دسترسی به فرصت‌ها وجود داشته باشد و در مقام اقلیت قرارگرفتن نباید مانعی شود که آنها دسترسی برابر نداشته باشند.

او ادامه داد: درباره نگرانی نسبت به آینده، وقتی آمارها را مقایسه می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که میزان بیکاری در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نسبت به آمارهای کشور بالاتر است درحالی‌که دانشجویان تصور می‌کردند با تحصیلات دانشگاهی، شرایط شغلی بهتری برای آنها فراهم می‌شود. این تجربه زیسته بسیاری از ما هم هست. ما وقتی در سال‌های دهه ۷۰ درس می‌خواندیم بعد از تحصیل وارد بازار کار می‌شدیم؛ اما این فرصت برای دانشجویان کنونی چندان وجود ندارد.

او با بیان اینکه اعتماد اجتماعی زیر چتر سرمایه اجتماعی دیده می‌شود؛ اما متأسفانه روند اعتماد اجتماعی در دهه اخیر نزولی بوده است عنوان کرد: ۷۷ درصد از دانشجویان می‌‌گویند اکثر مردم قابل‌اعتماد نیستند و این رقم قابل‌توجهی است؛ چون وقتی با نگاه بدبینی با مردم مواجه شویم پذیرش بسیاری از سخنان آنها سخت است درحالی‌که باید اعتماد باشد تا ارتباط شکل بگیرید و وقتی ارتباط شکل بگیرد مشارکت اجتماعی نیز شکل می‌‌گیرد و وقتی فضای مشارکتی شکل می‌‌گیرد تازه احساس امنیت به وجود می‌آید. درحالی‌که وقتی از ابتدا، اعتمادی به دیگران وجود نداشته باشد روی نگرش جامعه و جوانان ما و مخصوصاً دانشجویان تأثیر می‌‌گذارد و این امر برای مشارکت‌های مدنی چالش ایجاد کرده و در نتیجه شاهد ترجیح منافع فردی بر جمعی هستیم.

دکتر صفری شالی بیان کرد: در اثر تحولات اجتماعی و زندگی شهرنشینی، دچار از جا کندگی از زندگی سنتی شده‌ایم اما نیاز داریم که شکلی از اعتماد را در زندگی شهری داشته باشیم تا افرادی که تعلقات و دغدغه‌های مشترک دارند همدیگر را پیدا کنند. مسئله دیگر درباره اعتماد این است که در گذشته، مادران ما، ما را به همسایه می‌سپردند؛ اما امروزه ممکن است چنین کاری انجام ندهند؛ بلکه کودک خود را به مهد کودکی که یک ماه است ایجاد شده است سپرده و به آنجا اعتماد می‌کنند؛ چراکه این مکان‌ها مجوزی از سازمان بهزیستی دارند؛ بنابراین بخش زیادی از اعتمادها در دنیای مدرن ناشی از چنین مجوزهایی است.

این مدرس دانشگاه بیان کرد: اینکه دانشجو در خصوص گذران اوقات فراغت رضایت ندارد هم مسئله‌ای است که نمی‌توان آن را انکار کرد؛ چون بسیاری از برنامه‌هایی که در محیط دانشگاه‌ها طراحی و اجرا می‌شود متناسب با خواست و سلیقه دانشجویان نیست. البته معتقد نیستم هر چه دانشجو گفت باید مسئولان فرهنگی دانشگاه‌ها اجرایی کنند؛ اما بخش اعظم خواسته‌ها و برنامه‌هایی که دانشجویان از مسئولان دانشگاه‌ها انتظار دارند در چهارچوب الگوهای ارزشی اسلامی و ایرانی است بنابراین می‌توان آنها را محقق و متناسب با نیازهای جامعه دانشجویی برنامه‌ریزی کرد و وقتی هم برنامه‌ها متناسب با خواسته‌های دانشجویان دیده شود آنها هم استقبال بیشتری خواهند داشت و در نتیجه رفتارهای اعتراضی در میان دانشجویان هم کاهش پیدا خواهد کرد.




 
دکتر سالار کاشانی، پژوهشگر مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، در این نشست درباره اهمیت پیمایش‌ها درباره زندگی دانشجویی توضیح داد: یکی از کاربردهای پیمایش‌ها این است؛ اتفاقاتی که تبدیل به مسئله اجتماعی می‌شود را شناسایی کنیم. پیمایش‌ها، اطلاعاتی عمیق از پژوهش به ما نمی‌دهند؛ بلکه اطلاعات سطحی می‌دهند؛ اما این اطلاعات سطحی به ما کمک می‌کنند که بدانیم در کجا نقاط آسیب‌زا وجود دارد. از جمله مواردی که درباره زیست دانشجویی مورد پیمایش قرار گرفته شامل نابرابری، نگرش دانشجویان درباره آینده، سلامت روانی، اعتماد اجتماعی و اوقات فراغت است. احساس نابرابری در چند سطح می‌تواند باشد و مثلاً وقتی جمعیت دانشجویی کشور با این سؤال مواجه می‌شود که مهم‌ترین عامل فقر و تنگدستی چیست به نحو فزاینده‌ای به بحث نابرابری اشاره می‌کنند؛ بنابراین دانشجویان با یک احساس نابرابری مواجه هستند.

او افزود: اکثریت قاطع دانشجویان با این گزاره موافقت کرده‌اند که در جامعه ما به جوانان برای واگذاری مسئولیت اعتماد نمی‌‌شود. مسئله دیگر در مقوله جنسیت است. به نظر می‌رسد خانم‌ها در برابر آقایان احساس نابرابری و محرومیت می‌کنند. حدود ۲۸ درصد دختران دانشجو گفته‌اند با این گزاره موافق هستند که بهتر بود از جنس مخالف می‌بودند. یا در مورد این گزاره که اگر جنسیت من فرق داشت بهتر می‌توانستم به اهداف برسم ۳۹ درصد دختران دانشجو موافق بوده‌اند؛ بنابراین حس محرومیت نسبی در میان دختران دانشجو نیز وجود دارد. البته احساس محرومیت نسبی می‌تواند باعث خشم و ناراحتی شود و پیامدهای آن را در سطح جامعه مشاهده کنیم.

او ادامه داد: درباره نگرش دانشجو‌یان به آینده نیز روند کلی که آمارها به ما می‌دهند این است که دانشجویان نگاه مثبتی به آینده خودشان و آینده جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند ندارند و فقط ۲۸ درصد دانشجویان در کشور گفته‌اند نگرانی مهمی درباره آینده ندارند و آنهایی هم که گفته‌اند دغدغه دارند ابهامشان در مورد آینده شغلی و مسائل اقتصادی بوده است و ۳۸ درصد دانشجویان چنین دیدگاهی داشته‌اند. دانشجویان درباره مهم‌ترین عامل برای به‌دست‌آوردن شغل به داشتن پارتی اشاره کرده‌اند. بیش از ۵۷ درصد دانشجویان با این گزاره موافقت کرده‌اند که اگر امکان شغلی فراهم باشد بیشتر دانشجویان به دانشگاه نمی‌روند.

دکتر کاشانی با بیان اینکه در مورد سلامت روان، جای پژوهش‌های عمیق‌تر در مورد دانشجویان، ذهنیت و وضعیت آنها وجود دارد یادآور شد: طی یک پژوهش از دانشجویان خواسته شده که بگویند چقدر این گزاره در مورد آنها صدق می‌کند که زود از کوره در می‌روند که نیمی از آنها با چنین چیزی موافقت کرده‌اند. پانزده درصد دانشجویان هم گفته‌اند که به خودکشی فکر کرده‌اند. در مورد اعتماد اجتماعی، سؤال استاندارد در جاهای مختلف دنیا، این است که از مردم می‌پرسند آیا به نظر شما بیشتر مردم قابل اعتماد هستند؟ در ایران ۷۷ درصد دانشجویان مخالف این موضوع بوده‌اند. از سوی دیگر فقط ۳۹ درصد دانشجویان دانشگاه‌های کشور گفته‌اند به اساتید دانشگاه در حد زیاد اعتماد دارند.

او اضافه کرد: در مورد اوقات فراغت هم ۴۷ درصد دانشجویان گفته‌اند رضایت کمی از گذراندن دوران فراغت دارند. این امر می‌تواند به سیاست‌گذاری در سطح دانشگاه ارتباط داشته باشد. حدود ۹۱ درصد گفته‌اند ما هر روز از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنیم و این رقم از زمانی که صرف تماشای برنامه‌های صدا و سیما و ورزش می‌کنند بسیار بیشتر است.

این محقق بیان کرد: با توجه به اطلاعاتی که من در اختیار دارم درباره نظر دانشجویان در مورد برنامه‌های فرهنگی رسمی در دانشگاه‌ها باید گفت در سال ۱۴۰۱ از دانشجویان در این مورد سؤال شده که بخش قابل‌توجهی گفته‌اند یا اصلاً در این برنامه‌ها شرکت نمی‌کنند یا علاقه خیلی کمی به شرکت در این برنامه‌ها دارند. این آمار هم می‌تواند برای بخش فرهنگی دانشگاه‌ها مفید باشد. قصد بنده این بود که برخی از نقاطی که برای سیاست‌گذار اهمیت دارد را بیان کنم شاید این اطلاعات یاری‌دهنده مسئولان باشد و بتواند به برنامه‌ریزی بهتر کمک کند.
 



 
دکتر آمنه صدیقیان نیز در ادامه نشست درباره دانشگاه و سلامت دانشجو سخن گفت و افزود: یکی از مسائل مهم در جامعه دانشجویی همچون سایر خرده جمعیت‌ها، مسئله انگ‌های پیرامون چالش‌های سلامت روان (بیماری‌ها و اختلال‌های روانی و در حالت حاد آن، خودکشی و رفتارهای آسیب‌زننده به خود و دیگران) است. این برچسب‌ها یا انگ‌ها، فرایند پذیرش و درمان بیماری را با مشکل مواجه می‌کنند و یکی از علت‌العلل‌های ناکامی در کاهش مسائل مرتبط با سلامت روان و خودکشی محسوب می‌شوند.
 
او ادامه داد: بخش زیادی از افرادی که از این بیماری‌ها رنج می‌برند، برای درمان به روان‌پزشک و روان‌شناس مراجعه نمی‌کنند. جدا از مسائلی که فرد به لحاظ رفتاری و روانی با آن دست‌به‌گریبان است، بخش مهمی از این موضوع به نوع برخورد جامعه و تجربه زیسته فرد از واکنش‌‌ اجتماع (اعضای خانواده، بستگان، دوستان، همکاران و غیره) بازمی‌گردد. این برخوردها عموماً با خصیصه‌ کلی طرد (عدم همدلی، غیرپذیرا بودن و مواردی از این قبیل) مشخص می‌شوند و باعث می‌شوند دانشجویان آسیب‌دیده، پیگیری و درمان بیماری را اصطلاحاً پشت گوش انداخته و حتی نسبت به آن واکنش منفی نشان داده و دیگران را در این مورد مقصر بدانند.

او با بیان اینکه انگ مرتبط با سلامت به‌طور مشخص عبارت است از روند اجتماعی، پیش‌بینی یا تجربه‌شده که مشخصه آن محرومیت، طرد، سرزنش یا کاهش ارزش در فرایند قضاوت منفی در مورد یک فرد یا گروه است  توضیح داد: انگ‌ها تنوع گوناگونی را شامل می‌شوند و از خصیصه‌های جسمانی مانند چلاق، کور تا ویژگی‌های روحی - روانی مانند خل‌و‌چل یا دیوانه و حتی ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی مانند بی‌کلاس، پایین‌شهری و غیره را شامل می‌شوند؛ اما مشخصه تمامی آن‌ها این است که فرد را کم‌ارزش و بی‌ارزش کنند و در یک مقایسه معیوب، هویت او را مخدوش نموده و تمایزاتی را بین خودی و غیرخودی ایجاد کنند.

به گفته این محقق، انگ‌ها در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی، مشکلاتی را برای بیمار ایجاد می‌کنند که به تبعیض و عدم جذب کامل او منجر شده و موجب کاهش اعتمادبه‌نفس، احساس شرم، انزوای اجتماعی، چالش‌هایی در پیدا کردن شغل و مسکن و بهره‌مندی از امکانات اجتماعی می‌شوند.

دکتر صدیقیان با بیان اینکه بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود چهارصد و پنجاه میلیون نفر از مردم جهان به طرقی از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج می‌‌برند  عنوان کرد: در ایران نیز، برخی از مدیران مربوطه، از جمله مدیرکل دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت (به گزارش ایرنا در دی‌ماه ۱۳۹۷) اشاره‌ کرده‌اند که طبق آخرین پژوهش‌ها، میزان شیوع اختلالات روان‌پزشکی در کشور ۲۳.۶ درصد است که حدود ۱۲.۵ میلیون نفر از جمعیت گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال ایران از یکی اختلالات روان‌پزشکی رنج می‌برند که شایع‌ترین آن‌ها افسردگی (با شیوع ۱۲.۷ درصد) و اضطراب (با شیوع ۱۵.۶ درصد) است.

او ادامه داد: در بحث از تفاوت‌های مکانی مربوط به افکار و تمایلات خودکشی در میان دانشجویان در استان‌های گوناگون کشور در نقشه GIS، بخش مهمی از استان‌ها یا فاقد پژوهش مرتبط بوده و یا دارای پژوهش بوده؛ ولی آمار آن‌ها قابل دسترسی نبوده است. استان کرمان با میانگین حدوداً ۷۰ درصدی، استان تهران با میانگین حدوداً ۶۰ درصدی و استان کردستان با میانگین حدوداً ۵۰ درصدی، استان‌هایی هستند که بیشترین فراوانی تمایلات و افکار خودکشی در میان دانشجویان در آن‌ها بر اساس مطالعات استانی موجود گزارش شده‌اند. سپس، استان کرمانشاه با میانگین ۳۰ درصدی، استان‌های اصفهان و سیستان و بلوچستان با میانگین ۲۰ درصد و نهایتاً استان مازندران با میانگین ۹.۶ درصدی در مرتبه بعدی قرارگرفته‌اند.

او افزود: در بحث از خشونت نیز ملاحظه شد که این موضوع در وضعیت آماری قابل‌توجهی است؛ مثلاً در مطالعه علیوردی‌نیا بر روی دانشجویان دانشگاه مازندران (۱۳۹۲)، وجود رفتارهای خشونت‌آمیز در میان دانشجویان برابر با ۶۱.۱% بوده است؛ همچنین، در مطالعه ملکشاهی (۱۳۸۶) بر روی دانشجویان دانشگاه لرستان، میزان خشونت به تفکیک ابعاد گوناگون ارائه شده است که بر این اساس، خشونت کلامی برابر با ۳۸.۱%، خشونت فیزیکی برابر با ۱۴.۳% و تجربه خشم برابر با ۱۷.۳% و نهایتاً تجربه خصومت برابر با ۸% بوده‌اند.

دکتر صدیقیان در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه در زمینه مسائل اجتماعی، فارغ از سهم زیاد پژوهش‌های اپیدمولوژیک، ارائه الگوهای پیشگیرانه، سیاست‌ها و برنامه‌های اتخاذشده در نظام‌های آموزش عالی و دانشگاه‌ها به‌ندرت به چشم می‌آید بیان کرد: حاصل این فرایند، انجام انبوهی از تحقیقات با محوریت توصیف یا علت‌کاوی این مسائل بوده است. گرچه اهمیت آن دست از پژوهش‌ها نیز قابل انکار نیست، ولی انجام پژوهش‌های این چنینی که در پی تحلیل تجربیات جهانی و الگوهای موجود است می‌تواند منجر به بارش افکاری شود که نهایتاً فرصت‌های مهمی برای سیاست‌گذاری‌های صحیح فراهم آورد.

او با طرح این سؤال که دانشگاه‌های پیشگام از چه سازوکارهایی برای پیشگیری و مواجهه با داغ ننگ پیرامون مسائل سلامت روان دانشجویان استفاده می‌کنند؟ عنوان کرد: در بین اندک مطالعاتی که بررسی موانع و شروط ساختاری و نهادی مواجهه با داغ ننگ اختلالات سلامت روان را بررسی کرده‌اند، عواملی همچون منابع مالی، سیاست‌گذاری‌ها، موانع فرهنگی و فقدان آگاهی و تأکید بر آموزش و تغییر نگرش، فعالیت‌های رسانه‌ای و کمپین‌ها، تقویت پوشش‌های حمایتی، ایجاد سازمان‌های حمایتی مانند مرکز مراقبت مشارکتی، ارتقای نقش سازمان‌ها، اصلاح ساختارها و اقدامات پژوهشی مورد تأکید بوده‌اند.
 
او عنوان کرد: همچنین، مطالعات محدود و انگشت‌شماری نیز اقدام به بررسی طرح‌های مداخله‌ای در راستای کاهش رفتارهای انگ‌زننده در ارتباط با اختلالات سلامت روان کرده‌اند که عمده آن‌ها مربوط به مداخلات روان‌شناختی هستند که در دو گروه کنترل و مداخله، تأثیر آموزش‌ها و آگاهی‌بخشی‌ها به یک گروه از افراد را بررسی کرده‌اند که تمامی آن‌ها حاکی از تأثیر مداخلات آموزشی بر کاهش رفتارهای غیرهمدلانه و انگ‌زننده بوده‌اند.
 
او افزود: در زمینه دانشجویان و آموزش عالی، فرهنگ دانشگاهی و پذیرنده‌بودن آن نسبت به بیمارانی که از این اختلالات رنج می‌برند مورد تأکید قرار گرفته و سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌های مؤثر در این زمینه تأکید شده است. همچنین، خدمات دانشگاه در این زمینه و اجرای برنامه‌های آگاهی‌بخش مورد تأکید بوده‌اند. بررسی‌ها در میان دانشجویان، تفاوت‌هایی در زمینه نوع نگرش نسبت به اختلال روان برحسب متغیرهای جنس، دانشگاه، وضعیت تأهل و مواردی از این دست را نشان داده است.
 
او در ادامه با بیان اینکه بخش مهمی از رفتارهای پرخطر تحت تأثیر آسیب‌های مرتبط با سلامت روان هستند و این در حالی است که مقوله سلامت روان به‌خودی‌خود، یک پدیده صرفاً روانی یا پزشکی نبوده و به‌شدت تحت‌تأثیر عوامل اجتماعی قرار دارد. این گزارش راهبردی بر اساس پژوهش محقق تهیه و تدوین شده است گفت:  در این گزارش، فرض بر این است که بخشی از دانشجویان با معضلاتی در زمینه سلامت روان مواجه هستند و عوامل اجتماعی (مشخصاً طرد ناشی از انگ و برچسب‌زنی‌ها) این معضل را تشدید می‌کنند و در یک دور باطل منجر به شکل‌گیری و تقویت مسائل اجتماعی‌ دیگر می‌شوند. این برچسب‌ها یا انگ‌ها، فرایند پذیرش و درمان بیماری را با مشکل مواجه می‌کنند و یکی از علت‌العلل‌ ناکامی در کاهش مسائل مرتبط با سلامت روان و خودکشی محسوب می‌شوند.
 
او ادامه داد: حال، برای سیاست‌گذاران فرهنگی و حوزه آموزش عالی بسیار جالب و حائز اهمیت است که بدانند دانشگاه‌های پیشگام در سراسر جهان از چه مداخلات، ابتکار عمل‌ها و برنامه‌هایی برای مهار و کاهش این مسئله اجتماعی استفاده می‌کنند.

او افزود: راه‌حل دیگری که برای افزایش همه‌گیری خدمات آتی در میان دانشجویان به نظر محقق می‌رسد، مشارکت بین‌سازمانی وزارت علوم با وزارت بهداشت است؛ براین‌اساس می‌توان راهکارهای متعددی را اندیشید که یکی از آن‌ها می‌تواند مشارکت این دو وزارت‌خانه در طراحی ساختار ارائه خدمات درمان و مشاوره در قالب یک پلتفرم و تأمین مالی این خدمات باشد.
 
به گفته دکتر صدیقیان، از‌سوی‌دیگر بسیار حائز اهمیت است که توجه شود «سلسله‌ فرصت‌ها، حمایت‌های نهادی و بازتاب کنش در محتوای آموزشی» در بخش‌های گوناگون این مدل‌ها و برنامه‌ها مدنظر بوده‌ است؛ بدین صورت که دانشگاه‌ها و مشخصاً مراکز مشاوره در دانشگاه و بعضاً دولت، وزارتخانه‌های علوم و بهداشت از ابتکار عمل‌های این زمینه حمایت کرده‌اند و منابعی مالی و تخصصی را در این راستا فراهم کرده‌اند. در برخی از برنامه‌ها در استرالیا و کانادا نیز ملاحظه شد، تدوین استراتژی مواجهه با سلامت روان دانشجویان و بازتاب آن در روش‌های تدریس و محتوای آموزشی مورد توجه بوده است.



 
دکتر کلاته ساداتی نیز در بخش دیگری از این نشست طی سخنانی گفت: بحران ها بخش جدایی ناپذیر جامعه جهانی و کشور ماست. ما در سال های اخیر بحران های طبیعی و اجتماعی را از سر گذراندیم. به همین دلیل مهارت آموزی در حوزه اقدامات انسان دوستانه و کنش گرانه گروه های دانشجویی ضرورت دارد.
او افزود: اقدامات انسان دوستانه پیشینیه تاریخی دارد و امروز هم بنا به بحران هایی چون کرونا از اقدامات بیش از پیش ضروری می‌نماید. اصول حاکم بر اقدامات انسان دوستانه، بی طرفی و انسان مداری است. 

او با اشاره به اقدامات دانشجویی درباره کرونا بیان کرد: کرونا باعث شد اقدامات انسان دوستانه رشد بیشتری داشته باشد و به طور مثال گروه های دانشجویی کارهایی چون جمع آوری کمک های مالی، آموزش خانواده ها، اقدامات مشاوره ای و روان درمانی و ... را انجام دادند.

او با اشاره به چالش های گروه های دانشجویی در اقدامات انسان دوستانه بیان کرد: سیاست زدگی، تبعیض واقع شدن به تبع سیاست زدگی، کمبود سرمایه اجتماعی، چالش های سازمانی و ... از جمله این چالش ها بود و این عوامل باعث شده گروه های دانشجویی در زمینه اقدامات انسان دوستانه دچار فرسایش شوند.

ساداتی کلاته با بیان اینکه ما باید دست گروه های دانشجویی را باز کنیم عنوان کرد: باید از ظرفیت های بومی برای ارتقای دانش گروه های دانشجویی استفاده کنیم بنابراین ضرورت دارد گروه های دانشجویی مورد حمایت واقع شود.

این مدرس دانشگاه در پایان گفت: ما نیازمند یک تشکل یا نهاد برای ارتقای مهارت های دانشجویی در زمینه بحران ها هستیم تا در مواقع لزوم بتوانیم از این مهارت ها استفاده کنیم.



 
دکتر ارمغان مهمدی نیز در بخش پایانی این نشست گفت: من در پژوهش خود سعی کردم پیشینه‌های تحقیق را گردآوری کنم. پژوهش‌هایی شده که فراوانی مسائل اجتماعی در دانشگاه را بیان می‌کنند؛ اما رویکرد توصیفی داشته‌اند.

او ادامه داد: اگر امروز ما در باره مسائل اجتماعی صحبت می‌کنیم به معنی فراوانی آنها نیست؛ بلکه تلاش برای بهتر شدن زندگی دانشجویی است.

او با بیان اینکه ساماندهی مسائل اجتماعی دانشجویان یا دستوری است یا تعاملی افزود: یک‌سری راهکارهای مستقیم برای پیشگیری و ایجاد امکانات برای دانشجویان در نظر گرفته می‌شود. برخی از این فعالیت‌های پیشگیری مراقبتی هستند؛ یعنی افراد در هر جامعه‌ای که زندگی می‌کنند به طور مثال مصرف مواد را در پارک گزارش می‌کنند اگر این مدل به دانشگاه بیاید خوب است البته نه با ادبیات جاسوس گونه بلکه با ادبیات مراقبتی.

دکتر مهمدی افزود: نیروهای پلیس هم در دانشگاه‌های غربی  فعال هستند و دانشجویان در صورت احساس خطر می‌توانند از آنها حمایت لازم را بگیرند.
به گفته این محقق، برخی از برنامه‌های پیشگیری خود فرد را تقویت می‌کند و از طریق مشاوره‌های روان‌شناسی به او چگونگی عملکرد بهتر را یاد می‌دهند.

او با اشاره به پیشگیری از جرم در دانشگاه گفت: برخی از برنامه‌های پیشگیری از جرم برنامه‌محور است بدین معنی که مدام برنامه‌های تبلیغاتی و داده‌های جدید درباره مسائل اجتماعی به دانشجویان می‌دهند. دیگری پیشگیری ثانویه است؛ یعنی برای افرادی که مکان و زمینه درگیری با مشکلات اجتماعی  دارند برنامه‌ریزی می‌شود. برخی از برنامه‌ها ثالثی هستند مثل خشونتی که به زنان اعمال می‌شود و این برنامه‌ها تلاش می‌کند آسیب‌ها را کمتر کند.
او در پایان از پیشگیری مکان محور و پیشگیری موقعیت‌محور هم برای پیشگیری از ناهنجاری‌های اجتماعی در دانشگاه نام برد.


 




CAPTCHA
دفعات مشاهده: 319 بار   |   دفعات چاپ: 128 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر