EN fa

وزیر علوم در آیین رونمایی از مجموعه ۱۲ جلدی تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ: در بازسازی پساجنگ باید «ما» را دوباره بسازیم

 | آخرین بروزرسانی: 1405/6/10 | 


وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در آیین رونمایی از مجموعه کتاب ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» با تأکید بر اینکه بازسازی پس از جنگ تنها به ساخت زیرساخت‌ها و بازسازی اقتصادی محدود نمی‌شود، گفت: مهم‌ترین چیزی که باید پس از جنگ بازسازی شود، مفهوم «ما» است و این امر زمانی محقق می‌شود که گروه‌های مختلف اجتماعی دوباره منافع مشترکی برای با هم بودن و کنار هم زیستن پیدا کنند.
به گزارش روابط‌عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، حسین سیمایی، روز سه‌شنبه دهم شهریور در آیین رونمایی از مجموعه کتاب ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» در مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با اشاره به محتوای این مجموعه گفت: سخت‌ترین روز یک کشور، روزی نیست که لزوما جنگ شروع می‌شود؛ بلکه روزی است که جنگ تمام شده و مردم باید ببینند چگونه دوباره با هم زندگی کنند و آبادانی را از کجا شروع کنند و اولویت‌هایشان چیست.
وی افزود: جنگ فقط ویرانی‌های فیزیکی و مادی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه اعتماد را نیز از بین می‌برد؛ بنابراین خیلی مهم است که هوشیار باشیم و بفهمیم چگونه باید امید از دست‌رفته را دوباره بسازیم.
سیمایی گفت: بر همین اساس، چند درس سیاستگذاری وجود دارد. نخست اینکه بازسازی با امنیت آغاز می‌شود. امنیت فقط امنیتی نیست؛ اقتدار نظامی، سپر دفاعی و تجهیز به موشک و پهپاد یک ضرورت است، اما برای ساختن کشور کافی نیست.
وی ادامه داد: ما نیازمند امنیت روانی، امنیت اقتصادی و امنیت غذایی هستیم. اگر در کشور، مالکیت محترم نباشد، اگر سرمایه، امنیت نداشته باشد و اگر مدام گروهی روی اعصاب جامعه باشد، نمی‌توان به امنیت پایدار رسید. بنابراین باید دکترین امنیت را با همه لایه‌ها و مفاهیم آن دنبال کنیم.
وزیر علوم با اشاره به آموزه‌های حضرت امیرالمومنین (ع) اظهار داشت: در این زمینه نیز از امیرالمومنین (ع) می‌توان راه درست را پیدا کرد. البته این به معنای دوقطبی‌سازی نیست و آینده نیازمند گفت‌وگو برای شناخت اولویت‌هاست.
سیمایی افزود: از حضرت علی بن ابیطالب (ع) روایت بسیار زیبایی درباره علت عقب‌ماندگی ملت‌ها وجود دارد. این پرسش که چرا بعضی ملت‌ها عقب افتادند، پرسشی همیشگی است و درباره آن ده‌ها کتاب، صدها مقاله و هزاران پروژه اجرا شده است.




وی توضیح داد: حضرت، چهار دلیل را برای عقب‌ماندگی ملت‌ها نام می‌برد که یکی از آنها این است که سرمایه‌های کشور را صرف فرعیات کنیم و به جای پرداختن به اصل‌ها، اهتمام خود را صرف مسائل فرعی کنیم. این روایت باید برای ما مهم جلوه کند؛ چراکه همین الان نیز باید ببینیم آیا واقعاً به اصول می‌پردازیم یا نه.
وزیر علوم، درس دوم سیاستگذاری در دوره پساجنگ را آغاز سریع زندگی عادی دانست و گفت: در پساجنگ باید خیلی سریع زندگی عادی را آغاز کرد. منظورم این نیست که دولت و کشور نباید به پروژه‌های بزرگ بپردازند؛ پروژه‌های بزرگ بسیار خوب هستند و باید زیرساخت‌ها را ساخت، اما آنچه برای مردم ملموس است، خدمات آب، انرژی، مدرسه، دانشگاه و حمل‌ونقل است.
سیمایی افزود: اگر مردم دوباره به زندگی برگردند، وظیفه دولت این است که قابلیت زیستن را ایجاد کند و بعد، توسعه را دنبال کند.




عدالت نباید با چرخه انتقام، یکی پنداشته شود
وزیر علوم، عدالت را سومین درس سیاستگذاری در دوره پساجنگ عنوان کرد و گفت: عدالت یک ضرورت است و در پساجنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، اما عدالت نباید با چرخه انتقام، یکی پنداشته شود.
وی ادامه داد: قربانیان جنگ اگر فراموش شوند، احساس بی‌عدالتی می‌کنند. سوال این است که با گذشته چه باید کرد؟ اگر گذشته را کاملاً نادیده بگیریم، سختی‌هایی ایجاد می‌شود و اگر بخواهیم مدام به فکر انتقام باشیم نیز مشکلات دیگری ایجاد خواهد شد؛ بنابراین باید میان عدالت و گذشت، تعادل ایجاد کرد.
سیمایی، چهارمین و مهم‌ترین موضوع در بازسازی را بازسازی مفهوم «ما» دانست و اظهار داشت: مهم‌ترین چیزی که باید بازسازی شود، «ما» است. ساختمان را می‌شود دوباره ساخت، اما اگر گروه‌های اجتماعی بعد از جنگ همچنان بازسازی نشده باشند، بازسازی واقعی محقق نشده است.
وی گفت: بازسازی زمانی محقق می‌شود که انسان‌ها دوباره منافع مشترکی برای با هم بودن و کنار هم زیستن پیدا کنند. اگر دانشجویانی که متعلق به گروه‌های مختلف هستند، وقتی وارد دانشگاه می‌شوند، ببینند که یک منفعت مشترک برای با هم بودن وجود دارد، آن وقت «ما بودن» شکل می‌گیرد و تداوم پیدا می‌کند.
وزیر علوم تاکید کرد: بازسازی فقط در جنبه اقتصادی نیست و باید به این موضوع توجه کرد که بازسازی از بالا باید هدایت شود، اما از پایین ساخته شود. همه گروه‌ها باید در بازسازی مشارکت داشته باشند؛ بخش خصوصی در اقتصاد، انجمن‌ها و نهادهای مدنی باید در کنار یکدیگر به بازسازی بپردازند.





سیمایی با اشاره به مجموعه ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» گفت: وقت من کم است و یکی دو مورد دیگر داشتم که از آنها صرف‌نظر می‌کنم، اما جا دارد که این مجموعه فقط در کتابخانه‌ها و برای افراد خاص باقی نماند و به توصیه‌ها و مفاهیم کاربردی تبدیل شود.
وی افزود: این مجموعه، تجربه کشورهای مختلف را در اختیار کشور و مردم قرار داده و می‌تواند به مردم امید بدهد. ما در نیم قرن گذشته دو جنگ ویرانگر داشته‌ایم؛ جنگ هشت سال طول کشید، اما نسل جدیدی که آن جنگ هشت ساله را تجربه نکرده است، ممکن است تصور کند که همه چیز تمام شده و زندگی به پایان رسیده است.
وزیر علوم اظهار داشت: وقتی جنگ‌ها، بازسازی‌ها و ساخته شدن‌های بهتر را نشان می‌دهیم، جامعه امید پیدا می‌کند که می‌شود از دل ویرانی‌ها به یک جامعه بهتر، سالم‌تر و سامان‌یافته‌تر رسید.
سیمایی در پایان تأکید کرد: باید در قالب‌های مختلف به ترویج این ایده‌ها و مفاهیم بپردازیم و کار به همین‌جا ختم نشود؛ هم ترویج اجتماعی و عمومی انجام شود و هم حاصل این پروژه و گردآوری تجربه‌ها در دولت برای دستگاه‌های مختلف ارسال شود.




بازسازی پساجنگ بدون فهم منافع ملی به نتیجه نمی‌رسد
در ادامه این مراسم، معاون پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری گفت: تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد بازسازی پس از جنگ تنها به بازسازی زیرساخت‌ها محدود نمی‌شود، بلکه بازآفرینی ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فهم دقیق منافع ملی، از الزامات عبور موفق از دوره پساجنگ است.
سیدمهدی ابطحی اظهار داشت: من همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که چگونه در اروپا پس از جنگ جهانی دوم، با وجود اینکه تمام اروپا از جنگ آسیب دیده بود، این قاره توانست به سرعت مسیر رشد و بازسازی را طی کند.
وی افزود: در آن دوران حتی کشورهای پیروز و متحدان نیز با آثار و پیامدهای جنگ مواجه بودند. برای من این پرسش مطرح بود که چگونه اروپای آسیب‌دیده از جنگ جهانی دوم، با وجود همه خسارت‌ها و آثار اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ، توانست به رشد فوق‌العاده‌ای دست پیدا کند.
معاون پژوهشی وزارت علوم ادامه داد: نگرش سیستمی در همین سال‌ها متولد شد، رشد مهندسی صنایع در همین دوره شکل گرفت و مفهوم توسعه متوازن مورد توجه قرار گرفت. این پرسش مطرح است که انسان و جامعه اروپایی چگونه توانستند با چنین سرعتی بازگردند، خود را بازآفرینی کنند و مسیر نوسازی را در پیش بگیرند.
ابطحی گفت: در مقابل، در برخی کشورها، همان‌طور که در گزارش‌های مربوط به بازسازی در جهان اسلام و همچنین مطالب مربوط به بازسازی کشورهای جنگ‌زده از جمله افغانستان و فلسطین مطرح شده است، شاهد هستیم که کشورها پس از جنگ دچار فساد و تباهی شدند، ساختارهای اجتماعی آنها فرو ریخت و فساد سیستماتیک شکل گرفت.
وی تصریح کرد: پرسش این است که چرا در برخی کشورها، با شکل‌گیری دیدگاه‌های نو، بازسازی و بازگشت به مسیر توسعه با سرعت اتفاق افتاد، اما در برخی کشورهای اسلامی پس از جنگ، مشکلات و بحران‌های جدیدی ایجاد شد.
معاون پژوهشی وزارت علوم با اشاره به تجربه لبنان اظهار داشت: سال‌ها قبل، حدود سال ۱۳۸۳، در سفری به لبنان، یکی از دوستان و صاحب‌نظران این موضوع را مطرح کرد که ما در کشورهای عربی مفهوم «وطن» را از ایران گرفته‌ایم. او برای اینکه مفهوم وطن را در لبنان بازسازی کند، گفته بود هر لبنانی باید بداند که در برابر اسرائیل قرار دارد.
ابطحی ادامه داد: این موضوع برای من این پرسش را ایجاد کرد که آیا در ایران نیز یک مفهوم گمشده داریم که باید به آن توجه کنیم؟ ما پس از جنگ، یعنی پس از جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، به‌خوبی پیش رفتیم، اما در ادامه چه اتفاقی افتاد؟
وی افزود: در دوران جنگ، وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های مختلف، از جمله بخش‌های مرتبط با مسائل اقتصادی، درگیر تأمین نیازهای جنگ بودند و پس از جنگ نیز بخشی از این مجموعه‌ها وارد فعالیت‌های اقتصادی شدند و به بازیگران اقتصادی تبدیل شدند؛ به گونه‌ای که دولت را با چالش‌هایی مواجه کردند.
معاون پژوهشی وزارت علوم گفت: هنوز هم آثار و تبعات این روند و شکل‌گیری سرمایه‌دارهایی که در برخی موارد ساختار اجتماعی را دچار تغییر کردند، وجود دارد. ما بعد از جنگ، فعالانه بازسازی کردیم، خطوط تولید را انتقال دادیم و در دل این روند، اتفاقات زیادی شکل گرفت.
ابطحی افزود: دولت‌های مختلفی که پس از جنگ روی کار آمدند، تا چه اندازه توانستند به این زخم‌ها بپردازند و چه میزان به مسائل اساسی کشور توجه کردند؟ به نظر من، یکی از مفاهیمی که در این مسیر گم کرده بودیم، «منافع ملی» بود؛ مفهومی که می‌گوید ایران باید بر هر چیز دیگری مقدم باشد؛ نه من، نه گروه من و نه صرفاً اقتصاد من، بلکه منافع ایران و کشور باید در اولویت قرار گیرد.
وی تاکید کرد: این مفهوم در میان فعالان سیاسی تا حدی گم شد و من اتفاقاً این مفهوم را در ذهن داشتم که در اینجا درباره آن و درباره «میز جنگ» با یکدیگر صحبت کردیم. شاید پرداختن به این موضوع بتواند به فهم دقیق‌تر مفهوم منافع ملی کمک کند.
معاون پژوهشی وزارت علوم با اشاره به نقش موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: شاید در دوره پس از جنگ، کشور دوباره دچار کشمکش‌های سیاسی، جنگ احزاب و برخی درگیری‌ها و منازعات شد و این وضعیت اجازه نداد به‌طور دقیق به مسائل و زخم‌های باقی‌مانده از جنگ پرداخته شود.
ابطحی افزود: اینکه این موسسه امروز به موضوع بازسازی پساجنگ پرداخته است، از نظر من بسیار ارزشمند است؛ زیرا این موضوع را از منظر مهندسی و از بیرون مورد بررسی قرار می‌دهد و می‌تواند به فهم دقیق‌تر تجربه‌های کشورهای مختلف کمک کند.
وی در پایان با قدردانی از دست‌اندرکاران مجموعه ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» اظهار داشت: امروز رونمایی از این مجموعه ارزشمند، برای کشوری که آسیب‌های مختلفی دیده و همچنان با مسائل ناشی از آن مواجه است، اهمیت زیادی دارد و می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی و شناخت بهتر تجربه‌های بازسازی در جهان و استفاده از این تجربه‌ها برای ایران فراهم کند.




جامعه آکادمیک باید رنج‌های جنگ و درس‌های آن را ثبت و بررسی کند
معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم نیز در این آیین گفت: وظیفه جامعه آکادمیک در مواجهه با جنگ و بحران تنها پژوهش نیست، بلکه ثبت رنج‌های مردم، بررسی درس‌های این دوران و کمک به جامعه برای عبور از پیامدهای جنگ نیز بخشی از مسئولیت دانشگاهیان است.
وحید شالچی با اشاره به نقش جامعه دانشگاهی در مواجهه با جنگ و بحران اظهار داشت: وظیفه جامعه آکادمیک در مواجهه با جنگ و بحران، فقط پژوهش و جمع‌آوری اطلاعات نیست، بلکه ثبت رنج‌هایی که مردم متحمل می‌شوند، درس‌هایی که از این دوران می‌آموزند و کمک به جامعه نیز اهمیت دارد. البته رنج و غم‌های فراموش‌نشدنی و ایستادگی مردم در برابر قدرت‌های امپریالیستی نیز بخشی از واقعیت جنگ است.
معاون فرهنگی وزارت علوم ادامه داد: اگر بخواهیم جنگ را در مجموع ببینیم، باید توجه کنیم که این جنگ صرفا مواجهه با یک قدرت یا طرف متخاصم نبود، بلکه تجربه‌ای بود که ابعاد مختلفی داشت و می‌تواند درس‌های مهمی برای جامعه به همراه داشته باشد.
شالچی با تأکید بر اینکه آثار جنگ فراتر از تخریب ساختمان‌هاست، گفت: جنگ فقط ساختمان‌ها را ویران نمی‌کند، بلکه صنایع و نهادهای اجتماعی را نیز مختل می‌کند. نهاد آموزش آسیب می‌بیند و حتی خاطره جمعی و تصور یک ملت از آینده نیز تحت فشار قرار می‌گیرد؛ از این جهت، بازسازی نیز باید به صورت کامل و همه‌جانبه مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: ما تجربه‌های مختلفی از بازسازی پس از جنگ داریم. بازسازی خرمشهر، آبادان، کرمانشاه و دیگر شهرهای آسیب‌دیده، تنها بخشی از ماجراست و بازسازی شهرها فقط یک وجه از فرآیند بازسازی پساجنگ به شمار می‌رود.
معاون فرهنگی وزارت علوم تأکید کرد: وظیفه دانشگاه این است که به بازسازی جامعه کمک کند. یکی از مؤسساتی که درگیر این دغدغه بوده، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی است. این موضوع با مفهوم مسئولیت اجتماعی دانشگاه نیز ارتباط دارد؛ دانشگاه نسل سوم، دانشگاهی است که خود را متعهد به جامعه و درد و رنج‌های آن می‌داند.
شالچی با اشاره به نقش‌های مختلف دانشگاه در جامعه گفت: دانشگاه علاوه بر اینکه یک نهاد حل مسئله است، نهاد گفت‌وگو، آینده‌نگری و میانجی‌گری نیز هست و می‌تواند به جامعه برای بازسازی کمک کند.
وی در پایان اظهار داشت: کاری که همکاران این مجموعه انجام داده‌اند، گامی در این مسیر است؛ گامی برای اینکه بررسی کنیم دانشگاه پس از جنگ چگونه می‌تواند در فرآیند بازسازی کامل و همه‌جانبه جامعه نقش‌آفرینی کند.





جنگ و بازسازی به مسئله‌ای برای علوم انسانی تبدیل شود
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با تأکید بر ضرورت توجه علمی به ابعاد جنگ و پیامدهای آن گفت: تجربه جنگ و دوره بازسازی پس از آن تنها یک موضوع تاریخی و اجرایی نیست، بلکه باید به مسئله‌ای جدی برای علوم انسانی تبدیل شود تا ابعاد اجتماعی، فرهنگی و انسانی آن مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
محمدتقی کرمی در این مراسم  به تشریح برخی اقدامات انجام‌شده در حوزه مطالعات جنگ پرداخت و گفت: انتشار مجله‌های علمی - پژوهشی در حوزه جنگ از جمله اقداماتی است که در این زمینه انجام شده است.
وی افزود: هم اکنون چهار ویژه‌نامه جنگ در چهار مجله علمی ـ پژوهشی آماده انتشار است که مقالات آنها آماده انتشار شده است. این اقدام از سوی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی انجام شده است.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی ادامه داد: اقدام دوم، برگزاری و حمایت از نشست‌ها و گفت‌وگوهای مرتبط با جنگ است که توسط نهادهای پژوهشی و انجمن‌های علمی برگزار می‌شود.
وی، طراحی ۲۵ پژوهش کوچک‌مقیاس را سومین اقدام این مؤسسه در حوزه مطالعات جنگ عنوان کرد و گفت: بخش زیادی از این پژوهش‌ها پیشرفت کرده‌اند.
کرمی افزود: مسئله چهارم، پنج جستار جنگ است که اکنون، زیر چاپ است. مجموعه‌ای از اعضای هیأت علمی و دانشگاهیان، تأملات نظری و شخصی خود را درباره جنگ به کاغذ آورده و منتشر کرده‌اند و ما این آثار را در قالب یک مجموعه پنج‌جلدی آماده کرده‌ایم که این نیز از اقدامات میز مطالعات جنگ است.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی همچنین از آماده‌سازی مجموعه‌ای ۱۰ جلدی با هدف توسعه ادبیات جنگ خبر داد و گفت: ما سفارش تهیه این مجموعه را داده‌ایم و پیش‌بینی می‌کنیم تا بهمن‌ماه هر ۱۰ جلد آن آماده انتشار باشد.
به گفته کرمی، آخرین اقدامی که انجام شده، مشارکت در پروژه ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» است.
وی افزود: در نهایت، مؤسسه از طریق میز مطالعات جنگ، بخشی از امور لجستیکی این کار را بر عهده گرفت و حمایت‌هایی از آن انجام داد. با توجه به اینکه دو عضو هیأت علمی مؤسسه نیز از دست‌اندرکاران این مجموعه بودند، تصمیم گرفتیم مراسم رونمایی از این مجموعه را در مؤسسه برگزار کنیم و وزیر علوم نیز برای این اقدام فرهنگی امروز در اینجا حضور یافتند.




ساختن توان ملی برای شناخت، یادگیری و عمل جمعی
جبار رحمانی، یکی از سرپرستان مترجمان اصلی این مجموعه، درباره چرایی شکل‌گیری، ایده‌های محوری و راهبردهای پیشنهادی این مجموعه گفت: ایده این مجموعه از دل گفت و گویی در هفته نخست فروردین شکل گرفت؛ گفتگویی که دقیقا در میانه بمباران‌های مهرآباد صورت گرفته بود.
وی همچنین از تلاش تیم اجرایی، از جمله خانم اردبیلی و گروهی از مترجمان، ویراستاران، صفحه‌آران‌ها و انتشارات متعهد، قدردانی کرد: این مجموعه در تعطیلات، در سایه ترس و اضطراب ویرانگر جنگ و شاید تجربه آخرین لحظه‌های زندگی، از دل تهران زیر بمباران، آماده و منتشر شد.
وی ایده اصلی این مجموعه را تأمین منابع اولیه برای بازسازی خردمندانه با محوریت نهاد علم» توصیف کرد و افزود: مسئله اصلی سیاست‌گذاران پساجنگ، تنها پاسخ به پرسش «چه چیزی را بازسازی کنیم؟» نیست، بلکه پرسش حقیقی این است: با چه دانشی، با مشارکت چه کسانی، تحت چه قواعدی و با چه سازوکار یادگیری و اصلاحی، بازسازی کنیم؟
این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با طرح مفهوم «جنگ به مثابه آفرینش ویرانگر» گفت: جنگ، سازمان‌یافته‌ترین کنش جمعی انسانی است و ریشه در غریزه ندارد، بلکه امری کاملا سیاسی، ایدئولوژیک و اجتماعی است. وی یادآور شد در خاورمیانه‌ای که دو قرن در تلاقی نیروهای درونی و استعماری بوده، جنگ به پدیده‌ای تکرارشونده در زیست فردی و جمعی تبدیل شده و میراث تروماهای بین‌نسلی بر جای گذاشته است.
رحمانی به یافته‌های کلیدی بررسی تطبیقی مجموعه با محوریت نهاد دانشگاه اشاره کرد و گفت: هیچ بهترین الگوی جهان‌شمولی برای بازسازی وجود ندارد؛ الگوی مناسب باید چهار متغیر را تشخیص دهد؛ ماهیت پایان جنگ، ظرفیت و مشروعیت دولت، شدت خسارات اجتماعی و شکاف اجتماعی و نیز وضعیت شبکه دانشگاهی و نهاد علم.
او افزود که آموزش عالی در ادبیات بازسازی مغفول مانده، حال آنکه هم از منازعه آسیب می‌بیند و هم می‌تواند در ایجاد صلح، دولت‌سازی و بازسازی نقش‌آفرین باشد.
رحمانی با اشاره به دوگانگی نقش دانشگاه در بستر بازسازی گفت: دانشگاه می‌تواند فضای نقد، همکاری و تولید دانش عمومی باشد یا بازتولید تبعیض و روایت انحصاری. به گفته او، بازگشایی صرف دانشگاه کافی نیست و قواعد حکمرانی، برنامه درسی، رسالت‌های اجتماعی و عدالت توزیعی باید بازطراحی شوند.
وی تأکید کرد مسئله فقط بازسازی دانشگاه‌های آسیب‌دیده نیست، بلکه ساختن توان ملی برای شناخت، یادگیری و عمل جمعی است. به گفته او، نهاد علم باید درباره خسارت‌ها داده تولید کند، بدیل‌های سیاستی را بیازماید، ادعاهای قدرت را نقد کند، نیروی انسانی تربیت کند و دانش را به ظرفیت اجرایی تبدیل سازد؛ حذف هر یک از این وظایف، نظامی ناقص می‌سازد.




بازسازی پساجنگ با آجر و سیمان کامل نمی‌شود
لیلا اردبیلی، یکی از سرپرستان مترجمان این مجموعه «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ»، در ادامه این نشست با اشاره به ضرورت بازاندیشی درباره آینده ایران پس از جنگ، گفت: مسئله فقط پایان جنگ نیست؛ پرسش اساسی این است که پس از جنگ، با جهانی که جنگ در درون ما تغییر داده است، چه خواهیم کرد؟ آیا قرار است به جهان پیش از جنگ بازگردیم یا از دل جهانی آسیب‌دیده، به ساختن جهانی نو بیندیشیم؟
وی افزود: آیا می‌توان دوباره همان اعتماد، همان روابط و همان تصوری را از آینده داشت که پیش از جنگ وجود داشت؟ جنگ لحظه‌ای است که ما را ناگزیر می‌کند به جهانی تازه و آینده‌ای مطلوب فکر کنیم و مجموعه «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» نیز از همین پرسش آغاز شد.



اردبیلی با بیان اینکه این ۱۲ جلد صرفا حاصل یک پروژه علمی و ترجمه‌ای نیست، اظهار کرد: ما در شرایطی تلاش کردیم این مجموعه را ترجمه و سرویراستاری کنیم که ویرانی برای ما فقط یک مفهوم تاریخی در کتابخانه‌ها نبود. خیلی زود فهمیدیم کاری که انجام می‌دهیم، صرفا ترجمه نیست؛ ترجمه برای ما به شیوه‌ای برای اندیشیدن تبدیل شد؛ اندیشیدن از خلال تجربه دیگران و تأمل درباره شرایط امکان و امتناع در ایران.
وی ادامه داد: ما فقط نمی‌خواستیم بدانیم کشورهای دیگر در مواجهه با شرایط پس از جنگ چه کرده‌اند، بلکه می‌خواستیم از خلال تجربه آنها دریابیم چه پرسش‌هایی را می‌توان درباره آینده ایران پس از جنگ پیش روی جامعه قرار داد.
این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به نقش ترجمه در انتقال تجربه‌های تاریخی گفت: وقتی یک تجربه تاریخی را ترجمه می‌کنیم، در واقع آن را وارد زمان، فرهنگ و سپهر فکری کشور خود می‌کنیم و درست در همین فرایند است که ترجمه از انتقال صرف کلمات فراتر می‌رود و به گفت‌وگو با تجربه‌های جهان تبدیل می‌شود.
اردبیلی افزود: هدف ما نیز فراهم کردن بستری برای گفت‌وگوی اهالی علوم انسانی با این تجربه‌های جهانی بود. آنچه این ۱۲ جلد به ما نشان می‌دهد و شاید بتوان آن را مخرج مشترک تجربه‌های مختلف دانست، این است که بازسازی هرگز تنها با آجر و سیمان اتفاق نمی‌افتد.
وی با طرح پرسش‌هایی درباره ابعاد اجتماعی بازسازی اظهار کرد: ساختمان‌ها را می‌توان دوباره ساخت، اما اعتماد از دست‌رفته را چگونه می‌توان بازسازی کرد؟ خیابان‌ها را می‌توان ترمیم کرد، اما حافظه جمعی یک ملت را چگونه می‌توان بازسازی کرد؟ مدرسه و دانشگاه را می‌توان دوباره گشود، اما امید یک نسل به آینده را چگونه می‌توان بازگرداند؟
اردبیلی گفت: اینجاست که معنای «پساجنگ» تغییر می‌کند؛ پساجنگ فقط مسئله بازسازی سازه‌ها نیست، بلکه مسئله بازسازی امکان زندگی است؛ امکان اعتماد کردن و امکان تصور آینده.
وی با تأکید بر نقش دانشگاه در این شرایط افزود: از همین منظر، نقش دانشگاه برای ما برجسته می‌شود. دانشگاه فقط نباید درباره آنچه اتفاق افتاده است تولید دانش کند، بلکه باید بتواند درباره آنچه هنوز اتفاق نیفتاده نیز فکر کند.
وی ادامه داد: بسیاری دانشگاه را قوه عاقله جامعه می‌دانند و من نیز با این تعبیر موافقم، اما به نظر من دانشگاه از همه مهم‌تر باید محل شکل‌گیری تخیل جامعه باشد؛ اینکه یک جامعه خود را ۱۰ سال، ۲۰ سال یا حتی ۱۰۰ سال بعد چگونه تصور و تخیل می‌کند، موضوعی است که باید در دانشگاه درباره آن اندیشیده شود.
وی گفت: در این مجموعه تلاش کردیم بستری برای گفت‌وگوی دانشگاه ایرانی با تجربه‌های پراکنده جهان فراهم کنیم؛ تجربه‌هایی را گردآوری کنیم تا بتوان آنها را نقد و با زمینه تاریخی و فرهنگی خودمان مقایسه کرد.
اردبیلی با اشاره به محتوای مجموعه ۱۲ جلدی «تجربه‌های جهانی بازسازی پساجنگ» افزود: برای مثال، یکی از جلدهای این مجموعه به دانشگاه‌ها و اقداماتی که دانشگاه‌ها در خاورمیانه انجام داده‌اند اختصاص دارد و در مجموع، چند جلد از این مجموعه به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به دانش و نهاد علم در شرایط پس از جنگ می‌پردازد؛ موضوعی که می‌تواند از منظر علوم انسانی مورد توجه جدی قرار گیرد.
وی همچنین با اشاره به شرایط دشوار انجام این پروژه گفت: امروز از طرف حدود ۲۵ مترجم، پژوهشگر و ویراستاری که در این پروژه مشارکت داشتند، سخن می‌گویم. در جریان کار، گاهی بر سر ترجمه یک مفهوم با یکدیگر بحث می‌کردیم و همزمان صدای انفجار از بیرون شنیده می‌شد.
اردبیلی افزود: در آن شرایط، ابتدا نگران جان دوستان و همکاران می‌شدیم و بعد نگران این پروژه که مبادا نیمه‌تمام بماند و از بین برود. تجربه عجیبی بود؛ اینکه در شرایطی که هنوز درباره امروز خود مطمئن نیستید، درباره آینده بخوانید، ترجمه کنید و فکر کنید.
وی از همه مترجمان، پژوهشگران، ویراستاران و همکاران خارج از کشور که در تهیه منابع به این پروژه کمک کردند، قدردانی کرد و گفت: این پروژه در شرایطی آغاز شد که اینترنت با محدودیت و قطعی مواجه بود و ما از دوستان خارج از کشور کمک می‌خواستیم تا با استفاده از ارتباطات خود، کتاب‌ها و مقالات مورد نیاز را برای ما تهیه و ارسال کنند.
این مترجم در پایان تأکید کرد: با وجود همه دشواری‌ها، باور داریم که آینده اگرچه تضمین‌شده نیست، اما هنوز می‌توان درباره آن فکر کرد و آن را ساخت.

 




CAPTCHA
دفعات مشاهده: 137 بار   |   دفعات چاپ: 9 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر