EN fa

تجاری سازی علوم انسانی؛ فرصت یا تهدید؟

 | تاریخ ارسال: 1401/6/30 | 
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، هشتمین نشست از سلسله گفت‌وگوهای انتقادی با عنوان «ارغنون خرد»، در روز سه شنبه  ۲۹ شهریورماه با حضور دکتر فائز دین پرست و دکتر عباس کاظمی به بررسی و ارزیابی موضوع «تجاری سازی در علوم انسانی» اختصاص یافت. این نشست به دبیری دکتر عبدالله صلواتی در محل مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد. 
صلواتی در این ابتدای این نشست طی سخنانی گفت: درباره تجاری سازی موافقان و مخالفان زیادی وجود دارد اما گاهی هم تبدیل به فرا روایت شده و به همین دلیل نمی توان به آن نزدیک شد حالا این سوال مطرح است که آیا تجاری سازی علوم انسانی یک فرا روایت است و نمی توان به آن نزدیک شد؟ یا نه اینکه یک موضوع است و می توان درباره آن گفت و گو و نقد و بررسی داشت. 
او تاکید کرد: به نظر می رسد که سیاست گذاران و مدیران ما بحث تجاری سازی را به عنوان یک فرا روایت مفروض گرفتند و مبنای کار در دانشگاه قرار دادند. 
کاظمی نیز در ادامه این نشست توضیحاتی درباره تجاری سازی علوم انسانی ارائه کرد و افزود: باید درباره دو مفهوم علوم انسانی و تجاری سازی تعریفی ارائه دهم. علوم انسانی به مثابه یک رشته با علوم انسانی به مثابه یک بینش تفاوت دارد. من وقتی از علوم انسانی صحبت می کنم منظورم هسته های تاریخی علوم انسانی مانند تاریخ، دین، فلسفه و ... است. وقتی درباره تجاری سازی حرف می زنم منظورم این هسته های سخت علوم انسانی است. از سوی دیگر علوم انسانی به مثابه بینش نیز بدین معنی است که ما مجموعه ای از تولیدات فکری در جوامع سخن می گوییم. 
او ادامه داد: علوم انسانی به ما کمک می کند ما جهان خود را بفهمیم و از سوی دیگر کمک می کند که انسان بهتری ساخته شود و از اسارت های ایدئولوژیک رهایی یابیم. پس درون هسته علوم انسانی دانش انتقادی وجود دارد که سرشتش ضد بازاری شدن است. چون در بازاری شدن شما باید تابع منطق بازار شوید. شریعتی جز اولین کسانی بود که تجاری شدن را مورد نقد قرار داد. بعد از انقلاب علوم انسانی دشمن های دیگری را برای خودش ساخت در حالیکه تجاری شدن دشمن اصلی اوست.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه درباره تجاری سازی هم تعریفی وجود دارد توضیح داد: تجاری سازی بدین معنی که دانش وارد بازار شود و محصولاتش منطق بازاری داشته باشد. بازار با تولید انبوه گره می خورد و باید سودآوری داشته باشد و اگر رشته ای سود آوری نداشته باید تعطیل شود. بنابراین علوم انسانی از همین منظر حتی در غرب هم به حاشیه رفته چون منطقی برای بازار ندارد.
کاظمی با تاکید بر اینکه بین نافع بودن علم و سودآوری آن تفاوت قائل است یادآور شد: منطق تجاری شدن ارزش اقتصادی را مد نظر دارد و از ارزش های دیگر غافل می شود. بنابراین هدف علوم انسانی تولید ارزش اجتماعی است نه اقتصادی. مهمترین دلیلی که علوم انسانی به کار جامعه ایرانی نیامده باعث شده که تجاری سازی علوم انسانی را راه حل ببینیم و آن را مستعمره بازار می کند.
 
عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: ما وقتی از سلطه کالایی شدن در سرمایه داری حرف می زنیم بدین معنی نیست که قبلا کالایی شدن نبوده به همین شکل وقتی سراغ مارکس و دورکیم می رویم به این معنا نیست که قبلا تقسیم کار نبوده بنابراین وقتی با منطق بازاری شدن علم مخالفت می کنیم به این معنی نیست که علم باید خالص در خدمت بشر باشد. بحث ما سلطه منطق بازاری شدن است.
او ادامه داد: از دهه ۷۰ به بعد این منطق در دانشگاه های ایرانی حاکم شد و باید دانشگاه ها درآمدهای خودشان را در می آوردند  و این گونه دانشگاه ها کوچکتر شد. از سوی دیگر بودجه علوم انسانی هم همیشه کمتر بوده و رشته های علوم انسانی از طریق اجاره دادن فضا و محیط باید پول در می آوردند. به تدریج به این سمت رفتیم که حتی پروژه های پژوهشی هم به این سو بروند.  پس دعوای ما روی سلطه ای است که بازاری شدن ایجاد می کند نه اینکه برخی از رشته های علوم انسانی در بازار با برخی از محصولاتشان تولید اقتصادی داشته باشند.
کاظمی با تاکید بر اینکه منطق کلی علوم انسانی نباید تجاری شود عنوان کرد: تقاضا محوری در علوم انسانی خطرناک است؛ یعنی اگر رشته ای تقاضا نداشته باشد باید تعطیل شود. فرض کنید دولت ها بگویند برخی از رشته ها انتقادی هستند و به درد ما نمی خورند! آن وقت این رشته ها باید تعطیل شوند! ناصر فکوهی کتابی درباره درآمدی بر علوم انسانی در جهان معاصر نوشته که در آن می گوید این پرسش که علوم انسانی به چه دردی می خورد نشان از فهم سرمایه دارانه است و اساسا نباید این سوال طرح شود!
به گفته این استاد مطالعات فرهنگی، ما در ایران ضعف علوم انسانی داریم و منطقش باید از منطق سرمایه داری فاصله بگیرد. پیامدهای سیاست های کلی در جامعه ما امروز خودش را نشان داده است. این در حالی است که علوم انسانی به ما هشدار لازم را می دهد و به همین دلیل هیچ کدام از دولت ها از علوم انسانی خوششان نمی آید.
او با بیان اینکه باید بین نافع بودن و تجاری سازی تفاوت قائل شد گفت: ما مفید بودن علم را با تجاری بودن خلط می کنیم و به آن تقلیل می دهیم. من همواره از مفید بودن علوم انسانی دفاع کردم و گفتم که تئوری های ما در ایران به درد چیزی نخورده چون کاربردی نبوده است. گاهی ما با کانسپت عمومی تقاضا کار می کنیم و گاهی با مفهوم اقتصادی تقاضا کار می کنیم. پژوهشگر علوم انسانی به بخش های مختلف دولتی و خصوصی برای حل مساله راهکار می دهد، این درک عمومی از تقاضا برای علوم انسانی است.  پس کمک علوم انسانی به ما ربطی به بازار ندارد. به طور مثال یک استارت آپ از علوم انسانی می خواهد یک رفتارشناسی از نظر مشتریان ارائه دهد که سودآوری برای آن شرکت داشته باشد. من البته نمی گویم این کار را نکنیم اما اینکه این رسالت اصلی علوم انسانی قرار بگیرد که به آن استارت آپ برای راضی کردن مشتریانش کمک کند درست نیست!
کاظمی با اشاره به اینکه از دهه ۷۰ به بعد علوم انسانی به کلی به حاشیه رفته است گفت: علوم انسانی وقتی از جامعه حذف می شود پیامدهایش زیاد است. جامعه ما از دهه ۷۰ به بعد از علوم انسانی تهی شده است. کسی که در امیرکبیر و شریف درس می خواند اساسا تعلق خاطری برای ماندن ندارد! این روحیه امروز هم به علوم انسانی وارد شده است. علوم انسانی عشق و علاقه و خود انتقادی تولید می کند و ما اینها را از جامعه تهی کردیم.
او تاکید کرد: منطق کنکوری شدن، منطق دلبسته کردن افراد به ایران نیست، چون تاریخ، فرهنگ، هنر، کتاب و ... را نمی شناسد. پس روح کلی که در ایران ایجاد شده متاسفانه از دهه ۵۰ آغاز شده است و عدم تعلق به ایران و منافعش از آن زمان شروع شده است. اکنون بینش علوم انسانی تضعیف شده و جامعه تهی از علوم انسانی شده است. الان وضعیت رشته های علوم انسانی خوب نیست چون کسی که علوم انسانی خوانده احساس بی خاصیت بودن می کند! مدام فارغ التحصیلان این رشته ها از خودشان می پرسند کار درستی کردند! چون روح بازار بر جامعه حاکم شده است. بنابراین علوم انسانی برای اهداف دیگری آمده و قرار است آگاهی اجتماعی ایجاد کند که مهندسی نمی تواند آن را بدهد. 
او درباره اینکه آیا تبدیل ایده به عمل تجاری سازی است؟ گفت: من با اینکه علوم انسانی مفید باشد موافقم اما اینکه آورده اقتصادی داشته باشد یا نداشته باشد جای سوال دیگری است! لزوما علوم انسانی نباید سودآوری داشته باشد. 
این استاد  دانشگاه با بیان اینکه ورود دولت به لحاظ مالی گاهی برای علوم انسانی سودمند است ولزوما به معنای سودآوری نیست عنوان کرد: در غرب وقف بسیار مهم است اما در ایران موقوفات علمی بسیار کم است موقوفات می تواند دانشگاه را مستقل نگه دارد. می‌شود روی این فکر کرد که چه راهکارهایی هست که علوم انسانی روی پایش بایستاد. 
به گفته کاظمی، دولت در ایران وضعیت خاصی دارد گاهی مانند یک پدر مهربان است و گاهی هم ممکن است به رویکردهای خاص توجه داشته باشد. با این همه دولت یک نیروی قابل اتکا در تامین مالی علوم انسانی است. ما می دانیم که سرمایه داری رقابتی در ایران نیست اما اینکه دولت ها به دنبال منطق بازارند در آن کمتر تردیدی است. 
او گفت: علوم انسانی ضعف های زیادی دارد اما دولت وقتی این ناکارامدی را دید برای کارامد کردن ارتباط علم و صنعت مطرح شد و آنجا هم به این استدلال شد که علوم انسانی باید دنبال رو صنعت باشد در حالیکه علوم انسانی باید دنبال جامعه باشد! پس متاسفانه در ایران راه برون رفت بحران علوم انسانی را در تجاری سازی دیدند. من می گویم علوم انسانی نباید تابع منطق درآمدزایی باشد چون اساسا علوم انسانی حرف هایی می زند که سرمایه داری از آن خوشش نمی آید.
کاظمی با اشاره به اینکه دولت به معنای عرصه عمومی باید علوم انسانی را به مثابه کالای عمومی ببیند یادآور شد: از همین منظر باید به اندازه خودش و با برنامه آن را توسعه دهد که در نهایت بینشی به توسعه علوم انسانی کمک کند.
دین پرست هم درباره تجاری سازی علوم انسانی عنوان کرد: من می پذیرم که هسته سخته ای در علوم انسانی داریم که می توان درباره آن سخن گفت، چه آنهایی که ماهیت انسانی دارند و چه آنهایی که ماهیت جامعه شناسی دارند. یکی از کارکردهای اصلی این هسته سخت تولید معرفت است و مستقل از کاربستش تولید معرفتش برای جامعه انسانی ارزشمند است. یکی از کارویژه های این رشته ها بازاندیشی درباره این علوم است. اما آیا ما می توانیم همه کارکرد این علوم انسانی و اجتماعی را به تولید معرفت تقلیل دهیم؟ ما وقتی از تجاری سازی علوم انسانی حرف می زنیم بدیل آن چیست؟ آیا نقطه مقابلش تولید معرفت و بازاندیشی است یا علمی است که ابتنا به قدرت و منابع دولتی دارد؟
او ادامه داد: اگر ما می توانستیم در دنیای مدرن وضعیتی را تصور کنیم که فقط علم به ماهو علم تولید شود بسیار ارزشمند است اما در وضعیت فعلی این نیست که فقط علوم انسانی را برای تولید معرفت داشته باشیم بلکه این دانش هایی که من دارم این ها را چگونه تامین کنم. 
او با تاکید بر اینکه باید بین تجاری شدن علم و بازاری شدن دانشگاه تفکیک قائل شویم عنوان کرد: نهاد اصلی علم دانشگاه است و لزما رابطه اشان این همانی نیست. پس دانشگاه اینجا نقش مهمی دارد.  از سوی دیگر بحث تجاری شدن علوم انسانی را باید بررسی کنیم که آیا این مفهوم به این معناست که منطق سود پشت علم بیاید و یا اینکه معنای بازار می تواند به معنای ثروت آفرینی نباشد. در بازار هر چیزی که مطلوبیت بخشی از جامعه باشد عرضه می شود بنابراین اگر در جامعه تقاضایی برای کالایی باشد در بازار هم عرضه است. پس وقتی سخن از تجاری سازی علوم انسانی حرف می زنیم به این معنی است که علم ابزار دست بازار برای سود آفرینی شود یا اینکه به این معناست که در جامعه تقاضای موثر برای علم وجود دارد و از سوی دیگر افراد حاضرند برای کسب این علم از چیزی بگذرند مثلا زمان خود را صرف کنند.
به گفته این استاد دانشگاه، این فرایند تجاری سازی به معنای دوم زمینه محلی شدن دانش را هم فراهم می کند و به جای درگیر شدن در بازار رقابتی بیهوده می تواند درگیر مسایل جامعه خودش شود که ذی نفعان خاص خودش را دارد. 
دین پرست گفت: آیا فروریختن ساختمان ناشی از ضعف مهندسی بود؟ نه! علوم انسانی نشان می دهد چه سیاست گذاری برای پایداری جامعه انجام شود. شما نتیجه یک مهندسی غلط را زود مشاهده می کنید، حتی نتیجه پزشکی غلط را زود مشاهده می کنید! علوم انسانی هم به همین منوال است. پیش بینی یک جامعه شناس از تبعات منفی یک سیاست ممکن است نتیجه اش ۵ سال بعد مشخص شود. 
امروز عدد رشد اقتصادی ما محصول عملکرد دو سال گذشته است نه الان! بنابراین هر سیاست ما نتیجه اش را چند سال بعد نشان می دهد این موضوع نشان می دهد علوم انسانی هم در همین پاردایم تحلیل می شود.
او با بیان اینکه در نظام مدیریتی وزارت علوم ما با ادبیات وسیعی مواجه ایم که اصولا با تجاری شدن علوم انسانی مخالفت می کند و دقیق هم نیست توضیح داد: دکتر کاظمی گفتند که در دهه ۷۰ سیاست های تعدیل اجرا شد، در حالیکه این سیاست اجرا نشد. از برنامه دوم که رسما تعدیل کنار گذاشته شد. نتایج حاصل در دهه ۷۰ اعم از مثبت و منفی را نمی توان به پای سیاست تعدیل نوشت. سیاستی که در عمل پیاده شد این نتیجه را داشت.
دین پرست گفت: بخشی از علوم انسانی در حال معرفت آفرینی است.آیا وقتی علوم تربیتی، روانشناسی و ... درباره اینکه یادگیری دانش آموزان چطور بهتر رخ می دهد حرف می زند این تولید دانش نظام آموزش را غنی تر نمی کند. اگر ما بگوییم جامعه شناسی درباره هنجارها و ناهنجاری ها تحقیق کند و متقاضی هم هست چرا باید حس کنیم فرهنگ از بین می رود. 
او با تاکید بر اینکه ما باید تحقیقات مساله محور انجام دهیم اظهار کرد: زمانی ممکن است این اتفاق رخ دهد که دیسپلین علم را از استاندارهای خودش خارج کنیم پس این خطر جدی است. از سوی دیگر دولت قدرتش زیاد باشد که تحقیقات را جهت دهد این هم یک خطر است! اگر علوم انسانی تجاری نشود از کجا قرار است تامین شود؟ جز دولت حامی دیگری دارد؟ آیا اگر دولت تامین کند خطراتش بیشتر نیست چون انحصاری است!
 به گفته دین پرست، دلیل اینکه شاید در نزد سیاست گذاران تجاری سازی علوم انسانی به فراروایت تبدیل شده به دلیل حاکمیت غیر علوم انسانی ها بر آن است و وضعیت حادث در علوم کاربردی را به همه علوم تعمیم می دهند. 
او افزود: علم شناسی یک پدیده متفاوت است. من سیاست گذار فکر می کنم کاری که من می کنم درست است خب اینجا هم تجاری سازی فرا روایت می شود! من مساله اصلی را در نهاد علم می دانم و تا زمانی که گفت و گو بین دانشوران رخ ندهد با مقاومت رو به رو می شود.
دین پرست بیان کرد: ما تا زمانی که نتوانیم مدلی را برای تغییر ارائه کنیم فقط انتقادها نسبت به تجاری سازی علوم انسانی بیان می شود. من در یک مفروض اختلاف بنیادین با دکتر کاظمی دارم. در دوره مدرن یکی از دستاوردها این بود که اسطوره خیر خواه بودن دولت یک خیال باطل است دولت یک موجود یک پارچه نیست ومرکب از کارگزاران است.از این نظر ما باید روی مفروض تلقی الوهی از دولت تجدید نظر کنیم ما دولت را موجود خیرخواه، دانا و توانا می دانیم در حالیکه این طور نیست. ما باید دولت را محدود کنیم در غیر این صورت قدرتش آن قدر زیاد است که بتواند بازیگران دیگر را زیر چتر خودش بکشد. دولت وظیفه تامین کالای عمومی را دارد. بخش خصوصی در تامین زیرساخت ها و ... نمی تواند وارد شود و لذا در اینجا دولت باید وارد شود.
او ادامه داد: حالا این سوال طرح می شود که آیا دولت وظیفه دارد که برای تامین آموزش عالی به صورت عام سرمایه گذاری کند؟ من می گویم به همان اندازه که ورود دولت به آموزش عمومی موجه است و منافع دارد باید سهمش در آموزش عالی کاهش یابد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه عدم علاقه دانش آموزان به علوم انسانی بیش از اینکه علت باشد معلول است یادآور شد: این هم به دلیل آینده ناروشن علوم انسانی و بازنمایی غلط از آینده آن است که این تصور وجود دارد که علوم انسانی کارامد نیست و به همین دلیل تقاضا برایش کمتر است.
اوگفت: ما تقاضا را اگر به معنای بازاریش بگیریم مشکلی پیش نمی آید. بدین معنی که می تواند سودمندی اجتماعی وجود داشته باشد. به طور مثال یک سازمان مردم نهاد برای کودکان کار می خواهد کاری بکند شما به عنوان یک کار دانشگری برایش یک کار اقتصادی می کنید اما در نهایت این کار یک سود اجتماعی وجود دارد. این تابع منطق بازار است.
حجت الاسلام دکتر رضا غلامی رئیس موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی نیز در بخش دیگری از این نشست طی سخنانی گفت: خیلی مهم است ببینیم هدف علوم انسانی چیست آیا هدف علوم انسانی جدید کشف حقیقت است یا پرورش تفکر انتقادی؟ آیا علوم انسانی باید کمک به رفاه و توسعه مادی کند؟ ممکن است گفته شود پاسخ به این سوال که علوم انسانی جدید برای توسعه و رفاه آمده کامل نیست اما یک جریان از این موضوع پشتیبانی می کند.
او با اشاره به اینکه مفهوم بازار و تجاری سازی را نمی توان به راحتی از سود جدا کرد بیان کرد: تولید ثروت را نمی توان از منطق بازار جدا کرد. تقاضا هم از منطق سود جدا نیست. در اینجا دولتی که می خواهد تقاضا بدهد که بر فرض از منطق سود جداست در صورتی می تواند در تقاضای خود صادق باشد که اقتصادش مبتنی بر مسایل عقلانی باشد. اگر اقتصاد دولت مونتاژگر باشد دیگر مساله ای برای رفع نمی تواند به علمای علوم انسانی بدهد.
او ادامه داد: شما اگر به دولت مردان فعلی جوایز سنگین بدهید باز هم نهایتا ممکن است یکسری مسایل صوری به شما بدهند. تا زمانی که یک فرایند طبیعی شکل نگیرد مساله مندی رخ نمی دهد.
او با تقسیم بندی علوم انسانی به نظری و کاربردی گفت: در علوم انسانی نظری باید سرمایه گذاری کنیم تا در ادامه نتیجه اش را ببینیم. اما باید آگاه باشیم که منطق لیبرالیسم بر دانشگاه حاکم نشود.
غلامی در پایان عنوان کرد: امروز جامعه با نسبتی با دانشگاه ندارد چون همه منابعش را دولت تامین می کند آن هم دولتی که مساله ندارد و فقط عده ای را ساپورت می کند که دکترا بگیرند که در نهایت سرخورده بشوند. 

 
  گزارش نشست              فایل صوتی                آلبوم تصاویر



 




CAPTCHA

دفعات مشاهده: 106 بار   |   دفعات چاپ: 14 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر