به گزارش روابط عمومی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، همایش «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» چهارشنبه 15 اسفندماه 1397 به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در سالن دکتر قانعی راد برگزار شد. در این همایش دکتر رضا ماحوزی دبیر همایش و معاون پژوهشی پژوهشکده بعد از خوشآمدگویی اهداف برگزاری این همایش را برشمرد و گفت: در همایش «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» که اولین همایش از سلسلة همایشهای چهارگانه تاریخ اجتماعی دانشگاه در ایران است و امید داریم در سال آینده سه همایش دیگر را نیز برگزار کنیم، تلاش میشود ریشههای تاریخی ورود نظام آموزشی ما ایرانیان از سطح مدارس نوین به دانشگاه بازخوانی شود. در این همایش که با یاری متخصصان حوزه تاریخ آموزش سامان یافته است، نسبت مدارس عمومی و مدارس عالی و دارالمعلمین با دانشگاه تهران و زمینههای اجتماعی و سیاسی پیدایش اولین نهاد جامع دانشگاهی در ایران به بحث گذاشته میشود تا بازخوانی سیر تحولات آموزش نوین در ایران آن روزگار، پشتوانهای برای گامهای بعد، یعنی فهم و درک ساحتار و چگونگی عملکرد نهادهای دانشگاهی در جریان ارتباط با ساختارهای بیرونی اعم از سیاست، جامعه و اقتصاد در دهههای بعد یعنی دوران پهلوی اول و دوم و دوران انقلاب اسلامی باشد.با این توضیح، بازه زمانی همایش اخیر، فاصله زمانی تأسیس دارالفنون در 1230 شمسی تا تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 انتخاب شده است.
دکتر حسین میرزایی رئیس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی درباره «وضعیت آموزش در ایران از قاجار تا پهلوی» بحث کرد و در ابتدا ضمن توضیح برنامههای پژوهشی گروههای پژوهشکده و ایده میز تخصصی همکاران هیئت علمی پژوهشکده این همایش را یکی از طرحهای میز تخصصی ایده دانشگاه که دکتر رضا ماحوزی مسئول آن هستند دانست و در ادامه گفت: در سال 1297 دانشآموزان مقطع ابتدایی تنها سه دهم درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل میدهند و در سال1301 این درصد به حدود نیم درصد از کل جامعه افزایش یافته است و درپایان پهلوی اول به 2/5 (دو ونیم) درصد افزایش یافته است.
میرزایی یادآور شد: تعداد دانشجویان دانشگاه تهران در سال 1313 حدود 1400 نفر و در پایان پهلوی اول حدود 2000 دانشجو است. این آمار حکایت از وضعیت تقریباً نحیف آموزش در سالهای نه چندان دور در کشور ما دارد. به طور کلی میبایست به این واقعیت توجه داشته باشیم که در یکصد سال اخیر رنجها و مشکلات زیادی در جهت ارتقاء دانش عمومی در کشور داشتهایم.
در ادامه این همایش دکتر رضا منصوری استاد دانشگاه صنعتی شریف با موضوع «ایرانیان چه برداشتی از علم، مدرسه و دارالفنون در جهان داشتند؟» سخنرانی کرد و گفت: واژه علم و مدرسه سابقه در دوران اسلامی ما دارد. واژه دارالفنون و دانشگاه برساختههای جدید در ۱۵۰ سال گذشته است. اما از کلمه تا مفهوم فاصلة زیادی است. پیشینیان ما برای واژة علم و دانش که مترادف با علم شناخته میشد و نیز مدرسه مفهومی در ذهنشان تداعی میشده که میراث دوران طلایی گذشته و نیز دوران رکود و انحطاط بعد از سلجوقیان بوده است؛ و کمترین تصوری از تحول و انقلابی گسسته در مفهوم این دو کلمه، که در بخش دیگری از دنیا اتفاق افتاده بوده، نداشتهاند.
دیگر سخنرانی نوبت صبح این همایش دکتر اقبال قاسمی پویا استاد پژوهشگاه تعلیم و تربیت سخنرانی خود را با عنوان «مدارس جدید از آغاز تا حکومت پهلوی» ارائه کرد و با بیان اینکه پایههای نخستین نظام آموزشی امروز ما در دوره حکومت قاجارها گذاشته شد گفت: در این دوره بود که بنیادهای نظام آموزش کهن اندک اندک و در رویارویی با روشنگران و طرفداران نظام نوین درهم ریخت و سرانجام جای خود را به نظام جدید آموزشی داد.
دکتر آرش حیدری استادیار دانشگاه علم و فرهنگ سخنرانی خود را با عنوان «در دارالفنون چه میگذشت؟» که گزارشی از طرح پژوهشی اختتام یافته در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با عنوان «بررسی تاریخی تولیدات علمی مکتوب مدرسه دارالفنون از تاسیس تا پایان دوره ناصری» است ارائه کرد و گفت: تاریخنگاری رایج، دارالفنون را همچون نهادی بازنمایی میکند که یکسر به تقلید از نسخههای غربی در دورۀ ناصری تأسیس شده است. خوانش مبتنی بر سنت-مدرنیته، دارالفنون را همچون امری مدرن که در گسست از سنت پدید آمده است بازخوانی میکند و لذا در توضیح اثرگذاری آن یا تولیدات و دگرگونیهایی که ممکن کرده است گاه راه اغراق میپیماید.
دکتر رضا صمیم عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی نیز در نوبت صبح این همایش سخنرانی خود را با عنوان «آیا دارالفنون نیای دانشگاه تهران است؟» که گزارشی از کتاب منتشر شده خود در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با عنوان« تولید و مصرف فرهنگی در دانشگاه ایرانی» است را ارائه کرد و گفت: معمولاً تاریخ آموزش عالی مدرن در ایران به صورت خطی ترسیم میشود که آغاز آن تأسیس دارالفنون در سال 1230 شمسی به ابتکار میرزا تقی خان امیرکبیر و بدست ناصرالدینشاه قاجار است. دانشگاه تهران نیز که در سال 1313 شمسی به ابتکار دولت محمدعلی فروغی و بدست رضاشاه پهلوی تأسیس شد بر روی همین خط بهعنوان جلوهی تکاملیافته ایدهی دارالفنون در نظر گرفته میشود. پرسش مناقشهبرانگیزی که من در این جستار طرح نمودهام آن است که آیا واقعاً دانشگاه تهران جلوهی تکامل یافتهی دارالفنون است یا پدیدهای است از نوع و جنس دیگر؟
دکتر شروین وکیلی پژوهشگر علوم اجتماعی در ادامه این نشست به بحث درباره «رویکردی سیستمی به تکامل نهاد آموزش عالی» که گزارشی از طرح پژوهشی وی در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با عنوان تبارشناسی دانشگاه در ایران میباشد پرداخت و گفت: تاریخ تکامل نهادهایی که به شکلی نظاممند علوم تخصصی را به گروهی عام از مردمان میآموختهاند، در ایران زمین پیشینهای چشمگیر و مطالعه ناشده دارد. دادههای تاریخی نشان میدهد این نهادها در دورانی بسیار طولانی دستاوردهایی درخشان به جا گذاشتهاند و نمود آن پیشرو بودن تمدن ایرانی در حوزههای فنی و علمی و فرهنگی تا حدود پانصد سال پیش بوده است. شمار دانشمندان و کشفیاتی که در این حوزهی تمدنی انجام شده به کلی با جمعیت این سرزمین ناسازگار و نامتناسب است و توضیح این روند تاریخی تنها با فهم تکامل نهادهای آموزش عالی ممکن میشود.
دکتر مقصود فراستخواه عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی که اخیراً کتاب «تاریخ دانشگاه در ایران» وی توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است سخنرانی خود را در این همایش با عنوان «از دارالمعلمین تا دانشگاه تهران» ارائه کرد و گفت: در ایران دروه قارجار و اوایل پهلوی همواره با نظامی از تقاضا و عرضه اجتماعی برای ورود علوم و فنون جدید روبرو هستیم به این معنا علم امری اجتماعی است و در خوانش اجتماعی تاریخ آموزش نوین در ایران باید به این هویت اجتماعی و نسبت تقاضا و عرضه توجه کرد.
بر همین اساس تاسیس دارالمعلمین و دارالمعلمات نیز برآمده از تقاضای اجتماعی آن دوران بوده و تا تاسیس دانشگاه تهران امتداد یافته است.
وی در ادامه افزود: از فاصله تاسیس دارالمعلمین تا دانشگاه تهران با انبوهی از تلاشهای کنشگران علمی و فرهنگی برای تغییر ساخت اجتماعی ایران روبرو هستیم. تغییری که با تاسیس دانشگاه تهران شکل ملیتر و توسعه یافتهتری به خود گرفت.
ناصر الدین علی تقویان عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم نیز در این همایش درباره «آموزش نوین و اقتصاد سیاسی دین» سخنرانی کرد و گفت: منظور از «اقتصاد سیاسی دین» در اینجا گونهای از فرماسیون اجتماعی است که در آن دین نوعی «سرمایه» یا «ارزش» پنداشته میشود و قابلیت مبادله با انواع دیگر ارزش (یعنی ارزشهای مادی و نمادین) را پیدا میکند. ازاینرو پویش ارزشها در چنین فرماسیونی کل منطق پویشهای اقتصادی و سیاسی را جهت میدهد و هماهنگ میسازد.
آخرین سخنرانی نوبت صبح این همایش دکتر رضا ماحوزی معاون پژوهشی و آموزشی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم بود که درباره «نظام آموزشی ایران به سوی فرانسه یا انگلستان؟» سخنرانی کرد و گفت: نظام آموزشی نوین ما ایرانیان از دارالفنون تا مشروطه حول محور اقتدار نظامی برای پس گرفتن سرزمینهای از دست رفته و مقابله با مهاجمان خارجی تنطیم شده و پس از آن تا لحظه تکوین دانشگاه تهران حول محور نجات مشروطه یعنی یک نیاز داخلی تنظیم شده بود. در هر این گفتمان غلبه و فرهنگ نظام آموزشی فرانسه بر دیگر رقبای انگلیسی و روسی و آلمانی مشهود است اما از 1312 به بعد موج تمایل روشنفکران ایرانی برای چرخش از گفتمان فرانسوی وحدت ملی به سمت گفتمان آزادی فکر و اندیشه که عمدتاً در انگلیسی و امریکایی اظهار میشد آغاز شد. اما تا غلبه بر تفکر فرانسوی دو دهه به انتظار نشست.
در ادامه در نوبت صبح این همایش میزگردی با حضور دکتر رضا منصوری، دکتر حسین میرزایی، دکتر رضا ماحوزی، دکتر شروین وکیلی، دکتر اقبال قاسمی پویا، دکتر مقصود فراستخواه و دکتر رضا صمیم برگزار شد.
در نوبت بعدازظهر این همایش دکتر جعفر گلشن پژوهشگر تاریخ معاصر درباره «شکلگیری مدارس ایرانی در عراق در دوره احمدشاه قاجار» سخنرانی کرد و گفت: تعداد کثیر ایرانیان در شهرهای عراق از جمله نجف، بصره، بغداد و... که مقارن با انقلاب مشروطه بود و با زعامت آخوند خراسانی باعث شکلگیری مستقیم و غیرمستقیم مدارسی به شکل نوین در داخل ایران شد.
وی در ادامه با اشاره به توجه و شکلگیری مدارس چهارگانه در دوران احمدشاه یادآور شد: این مدارس با پشتوانه و حمایت برخی از علما در تعمیق زبان فارسی و فرهنگ شیعی و بنیانگذاری آموزشها و تحصیلات علوم و دانشها به شکل جدید، حائز اهمیت ویژه است. تا جایی که حکومت ایران به ناگزیر در سال 1302ش. ضرورت تاسیس آن مدارس را در چارچوب نظام آموزشی و اداری خود درنظرگرفت و از آن پس تحت حمایت مالی، اداری، علمی و سیاسی وزارت معارف درآورد.
دکتر هادی خانیکی استاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو در دانشگاه دیگر سخنران نوبت بعدازظهر این همایش سخنرانی خود را با عنوان «واکاوی ایده و برنامه اعزام محصل و دانشجو به خارج (از آغاز تا تأسیس دانشگاه تهران)» ارائه کرد و این پرسش را مطرح کرد که چرا بخشی از اعزامیهای دوره قاجار و اوایل پهلوی به خارج کشور میرفتند اما بازنمیگشتند؟
وی برای پاسخ به این پرسش ضمن برشمردن دورههای اعزام از زمان فتحعلی شاه تا رضا شاه پهلوی، با نقل قولی از رضا شاه در دیدار با اعزامیهای سال 1308 گفت: غرب موارد مثبت فراوانی دارد اما وجوه منفی فراوانی هم دارد که نباید بدانها توجه کنید. از جمله موارد منفی غرب، دموکراسی است.
استاد سعید وزیری پژوهشگر و مدرس حوزه آموزش و پرورش نیز در این همایش سخنرانی خود را با عنوان «مدارس دختران از 1280 تا 1317» ارائه کرد و با برشمردن خاطرات مهرتاج رخشان موسس اولین مدرسه دخترانه در سال 1280 به موانع اجتماعی و فرهنگی تاسیس مدارس دخترانه در اواخر دوره قاجار اشاره کرد و تلاش بزرگانی همچون بانو مهرتاج رخشان را بسی ارزشمندتر و سختتر از تلاش بزرگانی مانند رشدیه دانست..
دکتر محمدمهدی شاکری سخنرانی خود را با عنوان «از مدرسه سپهسالار جدید تا دانشکده معقول و منقول» ارائه کرد و ضمن اشاره به تاریخ تأسیس مدرسه سپهسالار جدید و نسبت آن با مدرسه مروی و مدرسه سپهسالار قدیم و همچنین مدرسه عالی سیاسی به نقش آن مدرسه در اصلاح دینی و گفتمان روشنگری اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی که در نهایت به تاسیس دانشکده معقول و منقول در بهار 1313 منجر شد، پرداخت.
در ادامه این همایش دکتر سیدعبدالامیر نبوی عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم سخنرانی خود را با عنوان «بازخوانی تجربه مدرسه علوم سیاسی»ارائه کرد و درباره سهم آن مدرسه در تربیت دیپلماتهای زبده، تاسیس انجمن معارف، همکاری با دیگر مدارس عالی و ارتباط سازمانی با وزارت امور خارجه اشاره کرد.
دکتر رضا نجفزاده استادیار دانشگاه شهید بهشتی نیز در این همایش سخنرانی خود را با عنوان «دانش رسمی و امر ملی در ایران جدید» که گزارشی از طرح « نقش نهاد علم در تکوین آگاهی ملی بر اندیشه سیاسی ایران از 1303 تا 1357» با پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی بود را ارائه کرد و گفت: گفتمان ملیگرایی که به محتوی بخشیدن به نظام آموزشی اواخر قاجار و اوایل پهلوی کمک کرده است نه گفتمانی برآمده از بحران بلکه گفتمانی موید و مکمل پیشرفت ایران به سمت استقلال و آبادانی بود.
اسمعیل خلیلی پژوهشگر حوزه آموزش عالی نیز در پایان بخش دوم سخنرانیهای این همایش سخنرانی خود را با عنوان «معابد انباشته امّا متروک؛ ایدهیی دربارهی تاریخ مذبذب آموزش نوین در ایران» ارائه کرد و گفت: نظام بورژوازی نوین در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی تصمیم داشت کل میراث اریستوکراسی برآمده از تاریخ این سرزمین را حذف کند بی آنکه برای طرح جایگزین خود اخلاق وضع کرده باشد.
در پایان با محوریت بررسی سهم ایده وحدت ملی و میهن پرستی میان سخنرانان حاضر در نوبت دوم گفتگویی صورت گرفت و نقش انجمن معارف و وزارت معارف در طرح تاسیس بیشتر مدارس نوین، یکسانسازی آموزش در سطح کشور، محور قرار دادن زبان فارسی به عنوان اصلیترین وجه و ابزار وحدت ملی به بحث گذاشته شد.
تاکید بر شبکههای علمی به عنوان مجرای تولید علم، توجه به بههم پیوستگی آموزش و دین، گفتوگو ارتباطهای بینالمللی در قالبهای متعددی چون اقتباس آگاهانه، تبادل استاد و دانشجو، ترجمه کتب و ... که در تاریخ آموزش نوین ایران از دارالفنون تا دانشگاه تهران مورد توجه ایرانبان بوده و میتواند در سیاستگذاریهای آتی آموزشی همچنان مورد توجه قرار گیرد، به عنوان جمعبندی و نتایج برآمده از این همایش مورد اتفاق حاضرین قرار گرفت.
دفعات مشاهده: 200 بار |
دفعات چاپ: 107 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر