EN fa

نشست «جایگاه سواد دیجیتال در الگوهای حکمرانی آموزش عالی ایران»

 | تاریخ ارسال: 1401/4/28 | 
به گزارش روابط عمومی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نشست «جایگاه سواد دیجیتال در الگوهای حکمرانی آموزش عالی ایران» با حضور دکتر عبدالله کریم‌زاده،  دکتر صدرا خسروی و دکتر حامد طاهری کیا از اعضای هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی امروز سه شنبه ۲۸ تیرماه برگزار شد. این پیش نشست هفتم کنفرانس بین‌المللی رسانه، ارتباطات و حکمرانی سایبری است که مؤسسه با مشارکت کمیسون ملی یونسکو ایران برگزار کرد. 
کریم زاده در ابتدای این نشست درباره مدل‌های حکمرانی در آموزش عالی توضیحاتی ارائه کرد و افزود: یکی از این مدل‌ها کنترل حاکمیت بر آموزش عالی است. ایده بعدی خصوصی سازی بود که دولت‌ها اجازه دادند در آموزش عالی، بخش خصوصی وارد شود. آخرین مدل هم حکمرانی از راه دور بود به این معنی که دولت‌ها از کنترل مرکزی فاصله گرفته و به نظارت بسنده کنند. پس اکثر کشورهای اروپایی مدل کنترل دولتی را کنار گذاشتند و به نظارت دولتی روی آوردند و به  دانشگاه‌ها استقلال بیشتر دادند.
او ادامه داد: درباره دانشگاه‌های انگلیسی زبان در کشورهای آنگلاساکسون دخالت دولت‌ها بیشتر شده است. اما در آمریکا وضعیت فرق می کند. آنجا دانشگاه‌ها را به رقابت وا می‌دارند تا از بخش خصوصی بودجه بیشتر بگیرند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه در آسیا مؤسسات خصوصی در حال افزایش است عنوان کرد: چون دولت‌ها به دلیل اینکه بتوانند کیفیت سیستم دولتی خود را حفظ کنند ترجیح دادند به مؤسسات خصوصی مجوز بدهند تا تقاضای توده‌ای شدن دانشگاه را پاسخ دهند. بنابراین در همه کشورها مدل‌های مختلف پیاده شده اما کمیت و کیفیتش متفاوت است و دولت‌ها اغلب قواعد حکمرانی را تغییر دادند.
به گفته کریم زاده، تا اینجا نشان داده می‌شود حکمرانی آموزش عالی در حال تغییر است و مدل هیبردی شامل ترکیبی از دو مدل در حال انجام است.
او با اشاره به سواد دیجیتال در الگوهای حکمرانی گفت: وقتی عبارت سواد دیجیتال را می‌شنویم کنش‌ها و فرایندهایی که در ذهنمان متبادر می‌شود متفاوت است و مفاهیمی چون سواد کاربردی، سواد فنی، سواد دیجیتال ... مد نظر است. 
این محقق با بیان اینکه رویکرد تقلیل‌گرایانه نسبت به سواد دیجیتال وجود داشته اما در سال‌های اخیر مفهوم سواد دیجیتال دچار تکامل شده و فراتر از این حرف‌هاست افزود: کتاب «سواد دیجیتال» سرآغاز این تکامل است و در آن اشاره می‌شود که در کنار سواد دیجیتال، مفاهیمی چون صلاحیت دیجیتال و ... مطرح است.
او با طرح این سؤال که برای فهم سواد دیجیتال به چه باید مراجعه کنیم تا  آن را به تکنیک تقلیل ندهیم؟ گفت: با سواد دیجیتال سوادهای اینترنت، کاربردی و ... به ذهن ما متبادر می‌شود  اما مسئله این است که تعریفی که مورد توافق عموم باشد وجود ندارد. یکی از نظریه‌پردازان سواد دیجیتال گری فلون است که عمده پژوهش‌هایش در این باره است. او در واکاوی سواد دیجیتال سه مولفه مهارت‌ها، پداگوژی و سرفصل‌ها را واکاوی کرده است. همچنان این سه مسئله غالب است اما او آمده مولفه‌های دیگری را از جمله ملاحظه‌های اخلاقی، نگرش انسانی به پیرامون و غیره  اضافه کرده است.
کریم زاده در بخش دیگری از سخنانش به مشتری مدار شدن دانشگاه‌ها اشاره کرد و گفت: امروز در همه فرایندهای مربوط به دانشگاه، خانواده‌ها مداخله می‌کنند. الان با توجه به اینکه نیاز به گرفتن مدرک زیادتر شده این استقلال به دانشگاه داده شده که مشتری مدار رفتار کند چراکه همیشه حق با مشتری است. دانشگاه هم با این پیش فرض پیش می‌رود و هدف این است که رضایت مشتریان جلب شود بنابراین حکمرانی گروه نخبه در گذشته کمرنگ شده و به تعبیر کلارک بازاری شدن دانشگاه غلبه یافته است.
کریم زاده در بخش پایانی سخنانش درباره دولت‌ها و حکمرانی اینترنت هم عنوان کرد: در گذشته دولت‌ها می‌گفتند ما باید اینترنت را کنترل کنیم اما جامعه مدنی می‌گفت دولت صلاحیت ندارد. شرکت‌ها هم خودشان را ذی نفع می‌دانستند اما این موضوع امروز چند وجهی است و علی رغم نشست‌های مختلف از سال ۲۰۱۳ هنوز به این نتیجه رسیده نشده که کنترل دست چه کسی باشد؟
طاهری کیا نیز در ادامه این نشست طی سخنانی گفت: ما وقتی بحث الگوهای حکمرانی در دانشگاه را داریم بحث این است که ما هوش مصنوعی را وارد دانشگاه کنیم و چگونه نظام دیجیتال را وارد نظام مدیریتی دانشگاه کنیم؟ بنابراین به یک معنا حکمرانی بدین معنی است که دانشگاه را چگونه با تکنولوژی دیجیتال مدیریت کنیم؟ 
او افزود: دانشگاه در قرن ۱۵ و ۱۶ میلادی شکل گرفت و علم در برابر فرامین کلیسایی مفهوم پیدا کرد. وقتی به آن دوره رجوع می‌کنیم مسئله این بود که دانشمندان و عالمان آمدند جهان هستی و نظام قوانین طبیعت را واکاوی کردند جدای آنکه کلیسا می‌گفت چگونه با طبیعت رو به رو شوند! پس دانشمندان علوم طبیعی نظام‌های جامعه مدرن را پایه‌ریزی کردند و از این جا جایگاه دانشمندان علمی مشخص شد و دانشگاه «دیگری» کلیسا محسوب می‌شود. همان طور که ریاضی دیگری زبان الهی کلیسا مطرح می‌شد و کسانی مانند نیوتن و لایب‌نیتس دستی در فلسفه دارند پس ابتدای شکل‌گیری دانشگاه مدرن ترکیبی از مباحث فلسفی و علمی بود. 
او ادامه داد: ما می‌بینیم در عین اینکه مباحث علمی شکل می‌گیرد، ابزار‌هایی هم برای پیشرفت علم شکل می‌گیرد و اینجا حکمرانی دانشمندان را می‌بینیم.  در ادامه دولت و فرهنگ مدرن که بعدها مکتب فرانکفورت آن را نقد کرد اجرا کننده ایده‌هایی بودند که در دانشگاه‌ها شکل گرفتند و اجراکننده‌ها هم فارغ‌التحصیلان دانشگاه بودند. بنابراین شکل‌گیری حکمرانی برخاسته از دانشگاه است.
به گفته عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، دانشگاه آموزش تولید، نشر و مصرف دانش را که مبتنی بردانش است، بر عهده دارد و مشخص می‌کند که این‌ها چگونه بر حکمرانی بر جامعه مدرن کمک کنند.
طاهری کیا با اشاره به اینکه دانشگاه با سه وضعیت در حکمرانی رو به رو است توضیح داد: یک وضعیت دانشگاه با تاریخ فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. وضعیت دوم این است که دانشگاه چه پیشنهادی برای آینده نسل جدید می‌تواند بدهد؟ پس دانشگاه موقعیتی معاصر است و حل شده در زمان حال نیست بلکه همراه با تحولات زبان حال حرکت می‌کند. تحولات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی موقعیت‌هایی است که دانشگاه در علوم طبیعی، انسانی و هنر در زمان حال رو یا رو است و قلب تپنده ای برای تولید ایده برای آینده است. اگر ما اینجا بایستیم می‌بینیم که دانشگاه باید به ابزارهایی متکی باشد که بر اساس آینده حرکت کند.
او افزود: ایده‌های ایلان ماسک مبتنی بر دانشمندانی است که نشان می‌دهد این دانشمندان یا فارغ‌التحصیل دانشگاه هستند یا اینکه دانشگاه با بازار قرارداد دارد، پس دانشگاه به شکل‌های مختلف وارد حکمرانی جامعه مدرن شده است. اگر به دانشگاه و علم دوره رنسانس برگردیم دانشگاه درگیر این بود که خودش را در برابر کلیسا تعریف کند، اما در دوره معاصر تفاوت هست. اگر در عصر رنسانس با میکروسکوپ کار می‌شد و نقشه جهان ترسیم می‌شد در دوره امروز درگیر هوش مصنوعی هستیم.
طاهری کیا با بیان اینکه امروز هوش مصنوعی به ما پیشنهاد می‌دهد و همپای ما پیش می‌رود یادآور شد: بنابراین امروز می‌بینیم در جامعه‌شناسی انواع نرم افزارها برای محاسبه آمار وجود دارد. در پزشکی انواع ربات‌ها و شبیه‌سازی ارگانیسم انسانی وجود دارد. در هنر هم، هنر دیجیتال وجود دارد. امروز انسان تنیده شده با ماشین و هوش مصنوعی است و برای محاسبه جهان و پیش‌بینی حکمرانی در آینده و حتی در میدان‌های جنگ هوش مصنوعی وارد شده است. بنابراین امروز مبارزات سایبری اهمیت یافته و به طور مثال ایلان ماسک اینترنت فضایی را برای اکراین فرستاد. ترکیب ماسک با تکنولوژی دانشمندان اینترنت فضایی به ما نشان می‌دهد که چگونه امروز هوش مصنوعی برای حکمرانی عمل می‌کند.
این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه امروز به ما چیزی مانند هوش مصنوعی کمک می‌کند که بتوانیم متفاوت فکر کنیم گفت: به طور مثال در گذشته افراد امکان فکر کردن به فضا را نداشتند اما امروز به واسطه هوش مصنوعی این امکان برای ما فراهم شده است.
طاهری کیا با بیان اینکه دانشگاه محل رویابافی است و به واسطه آن امکان حکمرانی شکل می‌گیرد  تصریح کرد: کسی که رویا ندارد نباید در دانشگاه باشد چون  حکمرانی به واسطه رویا محقق می‌شود. برای تغییر تاریخ و حکمرانی رویا لازم است. الان فیلم‌ها و متن‌های تخیلی شیوه‌ای از معرفت‌شناسی جهان است و اگر می‌خواهیم جهان را بشناسیم باید ادبیات تخیلی خلق کنیم.
او در ادامه به حکمرانی آموزش عالی در جامعه ایران اشاره کرد و گفت: امروز در ایران مهاجرت نخبگان از حالت فردی به جمعی رسیده و شرکت‌های دانش بنیان به امارات می‌روند. وقتی اصحاب علم مهاجرت می‌کنند یعنی جامعه دارد تهی از رویا می‌شود. یعنی اصحابی که می‌توانند در آزمایشگاه رویاهایشان را محق کنند در حال رفتن هستند و امکان خلق آینده در جامعه ایران در حال از بین رفتن است. به همین دلیل گذشته دست از سرما بر نمی‌دارد! چون دانشگاهی که باید برای آینده و حکمرانی آن ترسیم رویا کند از بین رفته و رویا بافی و رویا سازی و داشتن امکاناتی برای رویا سازی وجود ندارد و ما دانشمندان سرخورده ای می‌شویم که آرمان‌هایشان را برای حکمرانی از دست دادند. اگر برای ساختن آینده آرمان داری و با تاریخ خود برای ساختن آینده رو به رو می‌شوی اگر این رویاها را نتوانی به کار بگیری آینده ای وجود ندارد.
طاهری کیا گفت:‌ استفاده از رویا برای هوش مصنوعی برای کشوری است که کا رآفرین آن ایلان ماسک است نه در کشوری مانند ما که هنوز محدودیت در اینترنت داریم! در اینجا ما در مراحل ابتدایی رویابافی گیر کردیم.  من وقتی نتوانم به عنوان یک استاد دانشگاه با مسئولیت اجتماعی آینده‌ای را بسازم که آدم‌ها در آن بستر زندگی کنند سرخورده می‌شوم. وقتی این بستر کافی نیست مهاجرت و تنش به وجود می‌آید چون دانشگاه نتوانسته رویابافی و حیاط خلوت درست کند. به همین دلیل جامعه دچار تنش و اضطراب می‌شود و دچار میان مایگی، ابتذال، شکسته نفسی، خود فروختگی و ... می‌شود اینها یعنی دانشگاه عزت نفسش را از دست داده و دچار اضمحلال شده و حتی دانشگاه با دستگاه سیاسی بیگانه شده است و این بیگانگی رویا را از بین می‌برد. من وقتی می‌توانم رویا را با شما در میان بگذارم که بدانم امکاناتی داشته باشم.
کریم زاده در ادامه سخنان طاهری کیا گفت: در برخی از موارد احساس می‌کنم نکاتی باید بیشتر باز شود. من با رویاسازی و رویا پردازی به عنوان کارکرد دانشگاه موافقم و این با خلق کردن و ساختنی که فلون در سواد دیجیتال مطرح می‌کند می‌خواند. اما اینکه کلیسا و دانشگاه دیگری هم بودند باید بگویم دانشگاه استقلال عمل داشته در گذشته اما هر چه به دوران معاصر نزدیک می‌شویم این استقلال کمتر می‌شود.
او افزود: من در بحث شما احساس کردم شما حکمرانی انسانی را انسان زدوده کردید و به تکنولوژی ارج دادید. به قول لاتور ماشین انسان با هم تعامل داشته باشند و این که انسان در حاشیه تکنولوژی قرار بگیرد با مفهوم سازی سواد دیجیتال در تناقض است.
طاهری کیا در پاسخ گفت: نه منظور من هم همین است و به در هم تنیدگی انسان و ماشین اشاره کردم. 
او با بیان اینکه ما در ایران دو حکمرانی داشته ایم عنوان کرد: یکی حکمرانی پهلوی است که در آن دوره می‌بینیم و دیگری حکمرانی امثال شریعتی و جلال که از مفاهیم دانش علوم انسانی برای حکمرانی بر فرهنگ توده مردم استفاده می‌کردند. حتی بعد از انقلاب این را در حلقه‌هایی مثل ارغنون می‌بینیم که با تولید دانش حاصل از ترجمه مواجهه می‌شویم. اینکه ما چرا آنقدر ترجمه می‌کنیم به این دلیل است که از دوره جلال ساتر، و ... ترجمه می‌شود اما بعد از ارغنون  با ترجمه نمی‌شود رویا کرد چون با رویای جامعه دیگری نمی‌شود رویا ساخت و باید مبتنی بر تاریخ و فرهنگ خودمان رویاپردازی کنیم.
او افزود: وقتی قرار باشد همیشه ترجمه کنیم نمی‌توانیم رویا پردازی کنیم. برای تحقق رویا باید استاد ما تلاش کند، مقاله بنویسد، در آزمایشگاه برود و ... استاد مسئول تحقق رویاست کسی که فقط ترجمه می‌کند نمی‌تواند برای جامعه اش رویا بسازد چون با ترجمه زبان از گفتن رویا قاصر می‌شود. 
او ادامه داد: در دوره حکمرانی که مخصوص دوره مدرن است ما با فردیت مواجه هستیم یعنی فرد تقسیم نمی‌شود بعد آنجا در نظام حکمرانی جامعه، نظارت بر الگوهای مشروع است و اگر فرد از این الگو خارج شود مجازات می‌شود. پس فوکو درباره حکمرانی در مفهوم نظارتی سخن می‌گوید اما دلوز جامعه دیجیتال را پیش بینی می‌کند و می‌گوید ما از مفهوم فردگرایی به مفهوم تقسیم پذیری فرد عبور کردیم یعنی در جامعه اطلاعاتی فردیت وجود ندارد و تقسیم پذیری حاکم است چون تصویر و متن من می‌تواند تکثیر شود. کار آفرینان امروز دیگر امثال فورد نیست بلکه رئیس آمازون و ایلان ماسک است!
او ادامه داد: شما به تیپ این افراد نگاه کنید می‌بینید اینها به دنبال هوش مصنوعی هستند و شکل اقتصادی اشان از نوع کنترلی است و دانشمندان را برای خلق چیزهای عجیب و غریب شکل می‌دهند و این چیز عجیب و غریب برای جامعه کنترلی است وگرنه می‌شود جامعه نظارتی. در بحث حکمرانی باید ببینیم از نوع فوکویی نگاه می‌کنیم یا دلوزی!
خسروی نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه شاید الگوهای حکمرانی دانشگاه در ایران نه به معنای جهانی آن انسان مدار است نه وارد فاز پساانسان گرایانه شده است گفت: علت اینکه این سو تفاهم درباره جایگاه سواد دیجیتال پیش می‌آید به دلیل دوگانه انگاری انسان و ماشین است. 
او افزود: در ایران حکمرانی بر دانشگاه رخ داده و این خیلی دردناک است ما نه تنها از دانشگاه برای حکمرانی اینترنت مشورت می‌گیریم بلکه طرح ویژه اساتید معرفی می‌کنیم. در گذشته دانشگاه جایگاهی برای تولید، توزیع و مصرف دانش بوده اما امروز به بازتولید و بازمصرف آنچه که حاکمیت آن را دانش تعریف می‌کند تقلیل یافته است.
او با اشاره به اینکه حکمرانی آموزش عالی در ایران به شدت گذشته‌نگر است و تنها بیان می‌شود که برویم ببینیم در غرب چه شده و ما چه کنیم گفت: برای اینکه چرخ را از اول اختراع نکنیم ترجمه خوب است اما اینکه ترجمه را اسمش را سند تالیفی بگذاریم اصلا درست نیست. سند توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات ما از همین دست است و اساسا تفاوت بنیان‌های معرفت شناختی ما برای هوش مصنوعی با دنیا متفاوت است اما ترجمه نسخه انگلیسی این سند به عنوان سند ملی ما معرفی شده است!
خسروی افزود: مفهوم سواد رسانه ای در غرب به این معنا توسعه یافته که نشان دهد رسانه‌های محلی چه دروغ‌هایی می‌گوید ما در ایران همین را در برابر رسانه‌های غربی نوشتیم نه رسانه‌های خودمان! ما اساسا به بچه‌هایمان آموزش ایجابی نمی‌دهیم و تنها بر اساس دیگری مفاهیم سلبی یاد می‌دهیم!
او با طرح این سؤال که که آیا فضای مجازی قابلیت حکمرانی دارد یا خیر؟ عنوان کرد: پاشنه آشیل حکمرانی ناپذیری در ایران از آنجا شروع می‌شود که چیزهایی را که شبیه هم نیستند شبیه هم تلقی می‌کنیم! با اینکه ما تظاهر می‌کنیم که با انسان گرایی غرب مخالفیم عملا داریم سوپروایز می‌کنیم.  

 




CAPTCHA

دفعات مشاهده: 134 بار   |   دفعات چاپ: 16 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر