نشست نخست؛ دفاع از دانشگاه
نخستین نشست این همایش با عنوان «دفاع از دانشگاه» بود که در آن دکتر مقصود فراستخواه با عنوان «خصيصة ژانوسيِ دانشگاه و آموزش عالي در ايران »، دکتر حسین ابراهیم آبادی با عنوان « مناقشه بر سر آموزش عالي ايران؛ ايدههايي براي دفاع از دانشگاه »، دکتر رضا صمیم با عنوان «تفسيري جامعه پديدارشناسانه از دانشگاه ايراني به مثابه امكاني براي تجربه آزادي» ، دکتر وحید احمدی با عنوان «حكمراني خوب و مسئوليت اجتماعي دانشگاه» و دکتر نسرین نورشاهی با عنوان «دفاع از دانشگاه»، سخنرانی کردند. دانشگاه طرحی ناتمام دکتر مقصود فراستخواه استاد موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی گفت: امروز دانشگاه موضوع گلایه اجتماعی شده است و دانشگاهیان هم به این گلایه پیوستهاند و از فساد در دانشگاه گله میکنند اما در پس این نگون بختیها، نیمه پنهان دانشگاه وجود دارد که اغلب از دید دانشگاهیان دور میماند. فراستخواه افزود: دانشگاه بخشی از طرح مدرنیته ایران است که ناتمام مانده و به تبع آن دانشگاه هم پروژهای ناتمام و پایان نیافته مانده است. استاد مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی به عملکردهای ضمنی دانشگاه اشاره کرد و گفت: دانشگاه به جریانهای اجتماعی دامن میزند، تولید محتوا و فضای اجتماعی میکند و در ساختیابی مجدد جامعه نقش دارد. در تاریخ اکنون ما دانشگاه ایرانی یک سرزمین، یک خاک و یک قلمرو است. این قلمرو مستعمراتی شده و به این معنا طرح دانشگاه در ایران شکست خورده است، اما پایان نیافته و طرحی ناتمام است. فراستخواه بر اساس دادههای میدانی و اولیه با تأکید بر پایاننیافتگی طرح دانشگاه در ایران گفت: بهرغم شکستخوردگی، دانشگاه در درون خود لاجرم پویاییهایی دارد و تبدیل به یک توده بحرانی، چگالی معرفتی، اجتماعی و هیجانی شده است. این چگالی جریانی از تولید محتوا دارد و الزاما با آنچه شورای انقلاب فرهنگی و وزارت علوم میخواهد یکی نیست. دانشگاه با ایدئولوژی جلو نمیرود و عملکردی ضمنی دارد که چکه کرده و اندک اندک جاری میشود. دانشگاه میدان، باشگاه اجتماعی، فضا، ارتباطات اجتماعی و... تولید میکند. وی در پایان سخنان خود تأکید کرد: باید به این بیاندیشیم که بر دانشگاه چه میرود و به آینده فرهنگ جامعه ایرانی تأمل کنیم. دانشگاه باید به کف جامعه بیاید دکتر نسرین نورشاهی رئیس موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری سخنرانی خود را با عنوان «دفاع از دانشگاه» ارائه کرد و گفت: انتقاداتی که به دانشگاه در حال حاضر صورت میگیرد در این زمینه است که دانشگاه در خدمت جامعه نیست و در برج عاج خود مانده است. نورشاهی افزود: تغییر نگاه به دانشگاه اجتناب ناپذیر است اما نباید از بیرون به دانشگاه تحمیل شود. خود دانشگاهیان میدانند که نیاز به تغییر دارند و تحمیل تغییر از بیرون معنادار نیست. از اساس اولینبار این دانشگاهیان بودند که گفتند دانشگاه باید از برج عاج روشنفکری به کف جامعه بیاید. به گفته رئیس موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی: دانشگاه متوجه شده است که به جای دولت باید حواسش متوجه ذینفعان بیرونی باشد. یکی از دغدغههای دانشگاه اکنون این است که وجههاش در افکار عمومی چگونه است. اگر اجازه دهیم تغییر دانشگاه درونزا باشد موفق میشویم وگرنه راه به ترکستان میبریم. حکمرانی خوب و مسئولیت اجتماعی دانشگاه سخنران بعدی این نشست دکتر وحید احمدی رئیس مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور بود که بر وضعیت پارادوکسیکال موجود تاکید کرد و گفت: ما در نظام حکمرانی دانشگاه پارادوکسهایی داریم و همچنین میخواهیم دانشگاه را به نقشآفرینی و پذیرش مسئولیت اجتماعی سوق دهیم. وی با بیان اینکه دانشگاه کارآفرین و جامعهمحور نگاه بنگاهی به دانشگاه دارد، یادآور شد: در جوامع پیشرفته، در حال توسعه و توسعه نیافته، نگاهها و نقشآفرینی دانشگاهها متفاوت است، همچنین سطوح پایداری و مسائل زیست محیطی هر جامعه انتظار از دانشگاهها را متفاوت کرده است. دانشگاه در مسئولیت خود پیشران مسائل بوده است در ادامه این نشست حسین ابراهیمآبادی عضو هیئتعلمی پژوهشکده مطالعات فرهنگ و اجتماعی و رئیس مرکز نشر دانشگاهی، با بیان اینکه تا کنون درچند جلسه در دفاع از دانشگاه سخن گفتهام گفت: دلیل این دفاع روشن و ساده است؛ زیرا به شکل رسمی در صدا وسیما و ارگانهای بیرونی به گذشته آموزش عالی حمله میشود. واقع آن است که نقد به دانشگاه از آغاز دهه نود از خود دانشگاه شروع شد و موانع و مسائل دانشگاه مورد پرسش و انتقاد قرار گرفت. اما در یکی دو سال اخیر «مناقشه» بر سر دانشگاه بالا گرفته است و از هر سو چه از درون و چه از بیرون دانشگاه نقد میشود. مشخص نیست این نقد درباره چیست. ابراهیمآبادی افزود: بیتردید پیش روی دانشگاه مشکلاتی قرار گرفته است، اما باید دو موضوع را جدی گرفت؛ نخست باید پرسید اگر منتقدان امروز در دهه شصت پشت میز مدیریتی بودند چه تصمیمی میگرفتند و دیگر اینکه دانشگاهیان باید چه کنند؟ وی بیان کرد: در این زمینه آموزش عالی دچار بن بست تئوریک شده است. نظریه روشنی برای عبور از شرایط موجود وجود ندارد و نقد گذشته در این میان نوعی فرار رو به جلو محسوب میشود. دانشگاه امروز پیچیده شده و آنقدر با منابع قدرت و مسائل سیاسی و فرهنگی گره خورده است که علوم اجتماعی به معنای میانرشتهای باید تلاش کند ایده روشنی پیش روی مسائل آن بگذارد. اهالی دانشگاه باید کمک کنند که چگونه از وضعیت کنونی عبور کنیم. تهاجم به دانشگاه امر تازهای نیست در ادامه، رضا صمیم عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در سخنرانی خود گفت: تاریخی که دانشگاه ایرانی از سر گذرانده قابل دفاع است و البته تهاجم به دانشگاه امر تازهای نیست. از همان ابتدای شکلگیری این نهاد دو دسته به آن حمله کردند. یکی سنتگرایان و دیگری روشنفکرانی که این نهاد را به رسمیت نمیشناختند. وی افزود: نمونههایی از این حمله را می توان در قلم افرادی مانند عباس اقبال آشتیانی در اوایل دهه سی مشاهده کنیم. نسل اول اساتید دانشگاه نظیر بدیعالزمان فروزانفر وکاظم عصار نیز اعتقادی به دانشگاه نداشتند و بدان به دیده تحقیر نگاه میکردند. این روند تا کنون ادامه داشته و امروز هم کسانی مانند سیدجواد طباطبایی که در پی شکلدهی به آکادمی موازی هستند چنین مواجههای با دانشگاه دارند. دانشگاه از حیث شکل دادن به یک هویت مدرن قابل دفاع است. به گفته صمیم: برای گذار از وضع موجود ابتدا باید گروههای ذینفع که خواهان دانشگاه هستند را بشناسیم. دولت، خانواده و فرزندان سه گروه ذینفع هستند که هر یک به دلایلی متمایل به حفظ نهاد دانشگاه هستند. پیمایشهای موجود نشان میدهد که حدود 70 درصد جوانان هنوز معتقدند که اگر به عقب برگردند همچنان تحصیل در دانشگاه را انتخاب میکنند و این نمودی از تمایل به دانشگاه در میان جوانان است.نشست دوم: پادرهوایی آکادمیک در ایران
دومین نشست این همایش «پادرهوایی آکادمیک در ایران» بود. در این نشست دکتر مهرداد عربستانی با عنوان «سياست و آزادي مضطربانة آكادميك در علوم اجتماعي ايران» دکتر عباس کاظمی با عنوان «پرولتارياي آكادميك و طبقه پادرهوا در ايران (دهه 1400)»، دکتر نهال نفیسی با عنوان «مروري بر مقولة پادرهوايي آكادميك در انسانشناسي آمريكا و اروپا با چاشني تجربيات نگارنده از تحصيل در آمريكا، پسادكتري در آلمان و كار در ايران» دکتر سعیده سعیدی با عنوان «مهاجرت بازگشتي و مفهوم تعلق اجتماعي: تحليل تجربه حس درميانبودگي متخصصان بازگشته به كشور» حضور داشتند. آزادی مضطربانه دانشمندان در ابتدای این نشست، دکتر مهرداد عربستانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران این وضعیت را ناظر به موقعیتی بیثبات، پیشبینیناپذیر آینده، نامتعین و وابسته (در مقابل وضعیت مستقل و آزاد) و عدم امنیت شغلی در دانشگاهها دانست و گفت: این پادرهوایی به طور خاص در آکادمی، میتواند در تعارض با آرمان آزادی و استقلال آکادمیک قرار گیرد. عربستانی افزود: منابع یا علل پادرهوایی آکادمیک میتوانند متنوع باشند و میتوان برای هر یک رویکردی خاص یا گروهی ویژه را در امر مطالعه پادرهوایی آکادمیک، مورد طرح و بررسی قرار داد. وی در ادامه به نقش شرایط خاص سیاسی و تأثیر آن در انسانشناسی پرداخت و گفت: پس از انقلاب اسلامی چندین گفتمان در آکادمی شکل گرفت که از آن میتوان به تنزهگرایی، ضد امپریالیسم بودن، بومیگرایی و به رسمیت شناختن ادیان موثق یاد کرد. در همین راستا مسائلی مانند وحدت نیز در راستای تأکید بر بومیگرایی و ضدیت با امپریالیسم استعمار شکل گرفته است. وی گفت: این گفتمان غالب سیاسی به ویژه علوم اجتماعی و اشتغال به آن را به تجربهای پا در هوا تبدیل کرده است؛ این وضعیت چنان است که شاغلین علوم اجتماعی ضمن بهرهگیری از درجاتی از رواداری امکان پژوهش و تنظیم را دارند، اگرچه برای این کار باید قواعد بازی نقض قوانین ممنوعیت را بدانند. در عین حال این آزادی، آزادی به رسمیتشناختهشدهای نیست و همواره این دانشمندان نوعی آزادی مضطربانه را تجربه میکنند. پادرهوایی مقولهای بینالمللی در ادامه، دکتر نهال نفیسی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز با اشاره به ادبیات موجود و تجربه شخصی از کار و تحصیل در اروپا و آمریکا، به بررسی نحوه ایجاد ادبیات پادرهوایی آکادمیک پرداخت و اظهار کرد: تعداد فراوان فارغالتحصیلان عالی (دکتری) در اروپا و آمریکا و تعداد بسیار اندک پستهای موجود و اینکه دانشگاهیان مستقل، مجبور به تغییر مرتب کار برای سالیان متمادی هستند همیشه در حالتی بیثبات باقی میمانند. سراب فارغالتحصیلان و پادرهوایی شغلی آنها دکتر سعیده سعیدی، همکار پژوهشی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری نیز با اشاره به روند مهاجران متخصص بازگشته به ایران و چالشهای جذب آنان در مشاغل دانشگاهی توضیح داد: تحقیقی که در این رابطه انجام شده، نشان میدهد که چگونه فانتزی یا تصور این مهاجران از بازگشت به وطن با واقعیات بوروکراسی محلی و سلیقهای به چالش کشیده میشود و دورانی پر از استرس، ناکامی و فرسایش را شکل میدهد. پادرهوایی آکادمیک فقط شامل افرادی با وضعیت شغلی متغیر نیست عباس وریج کاظمی، عضوهیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی نیز در ادامه این نشست با بیان اینکه پادرهوا به گروهی نامتعین، از نظر شغلی، جنسی، سنی و ... اشاره دارد که طیف وسیعی از افراد دانشگاهی را نیز شامل میشود، گفت: این طبقه همزمان در روند جهانیشدن در حال ساخته شدن است. وی افزود: پادرهوایی آکادمیک فقط شامل افرادی با وضعیت شغلی متغیر نیست، بلکه افراد با شغل ثابت را نیز در برمیگیرد، چرا که این مشاغل افراد را به نوعی تنافر و ناکامی منزلتی میرساند. این استاد ارتباطات و مطالعات فرهنگی بیان کرد: جماعت پادرهوای آکادمیک روح خود را به طبقات متوسط به بالا ارتقا داده، اما از لحاظ مادی همچنان در طبقات پایین باقی ماندهاند که طیف وسیعی از دانشگاهیان را شامل میشوند.نشست سوم: مطالعات فرهنگي و اجتماعي آموزش عالی
سومین نشست این همایش «مطالعات فرهنگي و اجتماعي آموزش عالي» بود که با حضور دکتر نعمت الله فاضلی با عنوان « چشمانداز فرهنگي براي مديريت دانشگاه »، دکتر فاطمه جواهری با عنوان «نسبت ميان انتظارات فرهنگي از دانشجويان و واقعيتهاي فرهنگي موجود »، دکتر غلامرضا ذاکر صالحی با عنوان« دانشگاه متعهد به جامعه و مسئله آموزش و يادگيري »، دکتر آمنه صدیقیان بیدگلی با عنوان « زندگي دانشجويي و مسائل اجتماعي آن »، دکتر مهدی حسین زاده فرمی« بررسي مقايسهاي وضعيت و تحولات سبك زندگي دانشجويان و جوانان كشور با الگوي اسلامي و ايراني سبك زندگي »، تشکیل شد. نجات دانشگاهها از سلطه بازار و سیاست نعمتالله فاضلی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این نشست با بیان اینکه فرهنگ، بحران امروز دانشگاهها نیست، گفت: ریشه بحران امروز دانشگاهها را باید در دو نیروی سلطه بازار و سیاست در این مراکز جستوجو کرد. وی افزود: آموزش عالی یک سازه فرهنگی چند لایه است که فرهنگ رشتهای، سازمانی، زیسته دانشجویان و استادان که زبان و فرهنگ خود را با خود به دانشگاه میآورند و همچنین فرهنگ معنوی و اخلاقی از جمله لایههای آن را تشکیل میدهند. در واقع علمورزی ماهیتاً کنشی فرهنگی و اخلاقی است. وی در ادامه با تأکید بر اینکه فرهنگ در دانشگاههای ما تهدید میشود، گفت: دو نیروی بازار و تجاری شدن و همچنین ایدئولوژی و سیاست، تهدید اصلی فرهنگ دانشگاهی به شمار میرود. در واقع در نیروی تجاری شدن به شدت تأکید بر این است که دانشگاهها کارآفرین شوند و در نیروی سیاسی نیز منافع ایدئولوژیک در دانشگاهها غلبه پیدا میکند و این مفاهیم موجب میشود که فرهنگ در دانشگاهها تهدید شود. فاضلی با بیان اینکه فرهنگ به هیچ عنوان بحران دانشگاهها نیست بیان کرد: آنچه که امروز فرهنگ را به معضل دانشگاهها تبدیل کرده، همان فقدان نگاه فرهنگی به این مراکز است. در این شرایط دانشگاه ناخواسته مقاومت میکند و در نهایت نتیجهای جز ویرانی ندارد. ظهور دانشگاه جامعه محور مستلزم وجود جامعه مدنی فعال و پویا است غلامرضا ذاکرصالحی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی دومین سخنران این نشست نیز گفت: دانشگاه متعهد و درگیر با مسائل جامعه، دانشگاهی است كه از مشاركت عمومی استقبال میكند و آن را یک مأموریت اضافه تلقی نمیكند. وی افزود: دانشگاه مسئولیتپذیر از چهار طریق مردم را با علم درگیر میكند اول درگیرسازی مردم در فرایند پژوهش و اكتشاف، دوم توسعه فعالیتهای تدریس و یادگیری، سوم مبادله دانش از طریق افزایش جریان دوطرفه دانش و بینش بین دانشگاه و جامعه وسیعتر و چهارم مسئولیت اجتماعی از طریق حداكثرسازی منافعی كه دانشگاه میتواند برای جامعه خلق كند. این پژوهشگر حوزه آموزش عالی مطرح کرد: دانشگاهی كه بنیانهای قوی علمی و فناورانه داشته باشد، قطعاً میتواند به نیازهای مختلف پاسخ دهد و قدرت سازگارشوندگی داشته باشد. دانشگاه ضعیف كه روی بنیانهایش سرمایهگذاری لازم صورت نگرفته است، نه اجتماعی، نه بومی و نه جهانی میشود .ظهور دانشگاه جامعه محور مستلزم وجود جامعه مدنی فعال و پویا و بالنده است كه جامعهای شبكهای و مطالبهگر و دانش محور باشد. در غیاب چنین جامعهای دانشگاه با چه کسی تعامل خواهد كرد. مسایل اجتماعی دانشجویان عمدتاً کمرنگتر از مسایل اجتماعی سایر اقشار جامعه است دکتر آمنه صدیقیان عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گزارشی از تحقیقات خود درباره مسایل اجتماعی دانشجویان ارائه داد وگفت: گام نخست مرور نظاممندی از تحقیقات انجام شده در حوزه مسایل اجتماعی دانشجویی وزارت علوم است و با یک رویکرد ترکیبی مهمترین مسایل مبتلابه دانشجویان انتخاب شده است. نتایج حاصل از این مرور نظاممند در گام دوم در پیمایشی بین دانشجویان سطح شهر تهران به آزمون گذاشته شد. وی اشاره کرد: در گام سوم این پژوهش مسایل اجتماعی قشر دانشجویی با سایر اقشار اجتماعی مقایسه شده است. برای محقق حوزه مسایل اجتماعی دانشجویی نکته مثبت این است که تقریبا در تمامی موارد، مسایل اجتماعی دانشجویان ما کمرنگ تر از مسایل سایر اقشار است و مسایلی که برای این دانشجویان خیلی جدی است امید به آینده، رضایت از زندگی و ترسهای مربوط به این دوره زندگی مانند مشکل کار است. صدیقیان در ادامه افزود: در گام چهارم به بررسی راهکارهای دانشگاههای جهان برای کاهش و مهار مسایل دانشجویی پرداختیم. در 25 برنامه دانشگاههای جهان برای کنترل مسایل اجتماعی تلاش شده اما مهمترین نکتهای که همه این دانشگاهها در جهت دستیابی به آن تلاش میکردند آگاهی بخشی به دانشجویان است. تحولات سبک زندگی دانشگاهی در ایران دکتر مهدی حسین زاده فرمی عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: اگرچه در جامعه از نظر مصرف مواد غذایی طی این سالها با تنوع مصرف مواجه بودیم و این تنوع در ایران بیشتر از سایر جوامع است اما از طرف دیگر، بیماریهای مرتبط با مواد غذایی همچون بیماریهای قلبی و عروقی نیز بالا است. این پژوهشگر پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم درباره مصرف رسانهای دانشجویان و جوانان گفت: براساس نتایج پژوهش انجام شده همچنان شنیدن موسیقیهای پاپ و ایرانی در اولویت مصرف رسانهای دانشجویان و جوانان قرار دارد و موسیقی غربی در رتبههای دیگر قرار میگیرد و بعد از این شبکههای تجاری و ماهوارهای نیز به عنوان ابزار سرگرمی دیگر آنها به شمار میرود. وی در پایان تأکید کرد: براساس تحقیق انجام شده تنها شش درصد مردم ایران ورزش میکنند. سرانه فضای ورزشی برای هر فرد در جامعه 30 سانتی متر است و ورزش در بین مردم اهمیت چندانی ندارد. با انتظارات فرهنگی دانشگاه فاصله داریم دکتر فاطمه جواهری عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی با اشاره به ماموریت فرهنگی دانشگاه و اینکه چقدر این انتظارات محقق شده است گفت: دو پیمایش بزرگ با عنوان ارزشها و نگرشهای دانشجویان را بررسی کردیم تا دریابیم که چقدر این مستندات و انتظارات با رفتارهای دانشجویان هماهنگی دارد. در این بررسی نسبت بین رفتار و انگیزههای دانشجویان و آن چیزی که در مستندات فرهنگی آمده بوده را با دو پیمایشی که در سالهای 82 و 94 انجام شده بود مقایسه کردیم تا بتوانیم تغییرات را دریابیم. جواهری گفت: یکی از آرمانهای جمهوری اسلامی این است که انسانهای دیندار و متقی تربیت کند وقتی که دینداری را مقایسه کردیم و شاخصهای آن را ارزیابی کردیم افتی نسبت به پیمایش سال 82 مشاهده کردیم، همچنین درباره مسائل خانواده، انگیزه جوانان برای تشکیل خانواده نیز به این افت رسیدیم. وی در ادامه افزود: درباره هویت ملی افت داشتیم. میزان مطالعه در بین دانشجویان بسیار کم شده بود. تعداد افراد که علاقهمند به فعالیتهای فرهنگی و همچنین فعالیتهای سیاسی بودند نسبت به سال 82 کاهش یافته بود. نتیجه این بود که به گواهی یافتههای این دو پیمایش، از انتظارات فرهنگی که از دانشگاه داریم دور افتادهایم.نشست چهارم: اخلاق آکادمیک
چهارمین نشست این همایش اخلاق آکادمیک بود که با حضور دکتر محمود نجاتی حسینی با عنوان «اخلاق آكادميك: مروري مفهومي، تاريخي، تجربي»، دکتر منصوره مهدی زاده با عنوان «بررسي نقش مناسبات استاد دانشجو در ميدان دانشگاهي ايران در اخلاق دانشگاهي»، دکتر مهتاب پورآتشی با عنوان «آموزش عالي و محيط زيست؛ بررسي جايگاه دانشگاههاي كشور در منطقه و جهان» و دکتر محمدرضا کلاهی با عنوان «بازانديشي و از خودبيگانگي در تحصيل دانشگاهي» سخنرانیهای خود را ارائه کردند. اخلاق در آکادمی سنت حسنهای که فراموش شده است دکتر محمود نجاتی حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در ابتدای این نشست به مرور تاریخی و تجربی از اخلاق در غرب مسیحی و شرق اسلامی پرداخت. اخلاق آکادمیک در مطالعات دانشگاهی جدید سه کارکرد دارد که بر کشف حقیقت، کسب فضیلت و انتقال مهارت و مدیریت باز تولید شکل میگیرد، با نگاهی به کارکرد دانشگاه، میتوان کشف حقیقت و کسب فضیلت اخلاق آکادمیک را در این دو پیدا کرد. نجاتی حسینی با بیان اینکه اخلاق آکادمیک کمک میکند تا دانشگاه به کسب فضیلت نائل شده و پس از آن به کشف حقیقت بپردازد، گفت: مهمترین ویژگی دانشگاه داشتن روح فضیلت است و اگر این روح بمیرد، با زوال اخلاقی روبرو میشویم. وی درباره چالشهای اصلی اخلاق آکادمیک هم توضیح داد: فرسایش اخلاق آکادمیک یعنی رقابت مخرب در دانشگاه برای ارتقا که منجر به این میشود تا افراد برای رسیدن به هدفهای خود از هر ابزاری استفاده کنند. همچنین تنظیم کنندههای اخلاقی که به افراد میگوید چه کاری را انجام دهند تا اخلاق آکادمیک تحتالشعاع آن قرار گیرد. تغییر در مناسبات استاد و دانشجو دکتر منصوره مهدیزاده نیز در این نشست ضمن بررسی نقش مناسبات استاد و دانشجو در میدان دانشگاهی ایران به وجود برخی کدهای اخلاقی در نظام آکادمی ایران پرداخت که جامعه دانشگاهی از آن غافل شدهاند. مهدیزاده افزود: عدم احترام به دانشجو از سوی استاد، نبود تواضع و فروتنی اساتید، عدم قدردانی از دانشجو، عدم دقت در اصالت اثر، عدم رعایت عدالت وجود تبعیض، عدم مسئولیتپذیری، عدم پاسخگویی استاد، عدم قانونمداری و نبود قوانین مدون از جمله آسیبهایی است که منجر به نادیده گرفتن کدهای اخلاقی شده است. بحران پیوندهای اجتماعی در اخلاق دانشگاهی دکتر محمدرضا کلاهی عضوهیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: طبق نظر دکتر «مردیها» دو نوع دانشگاه یکی دانشگاه توده و دیگری، دانشگاه نخبگان است. وی در ادامه دانشگاه توده و دانشگاه نخبه را شرح داد و افزود: نظریه دکتر مردیها در شهروند فرهیخته، این است که فرد، توانایی موفق شدن و پیگیری نیاز خود را با کمترین آسیب به دیگران میتواند داشته باشد. نقدم به نظریه دکتر مردیها در شهروند فرهیخته، این است که در جامعهای که افراد تنها اهداف شخصی خود را پیگیری کنند، وضع ذرهگرا یا تودهای ایجاد می شود. در این وضع، افراد با یکدیگر پیوند اجتماعی برقرار نمی کنند.نشست پنجم: ایده دانشگاه
پنجمین نشست این همایش «ایده دانشگاه» بود. در این نشست دکتر علیرضا مرادی با عنوان «جنبش چپ، مدارس جدید و دانشگاه در ایران (دوره قاجار و پهلوی)، احمد کیخا با عنوان «تحلیل مبانی آموزش عالی» و دکتر رضا ماحوزی با عنوان «هستههای پویای علمی به مثابه ذات(بنیاد) اجتماعات علمی» سخنرانیهای خود را ارائه کرد. سهم چپها در گسترش آموزش نوین دکتر علیرضا مرادی در سخنرانی خود با تاکید بر فعالیت سه جریان فعال چپها در کشورهای منطقه از جمله آذربایجان و بازتاب کوشش آنها در عرصه آموزش از جمله نقد فضای موجود، تلاش برای آموزش کودکان تودههای مستضعف و در نهایت تولید ادبیات و محتوی درسی به کنش ایجابی دهههای آغازین این گروهها اشاره کرد. وی همچنین به سهم استادان چپ دانشگاه تهران در مخالفت با رژیم پهلوی و تشکیل انجمنی از استادان منتقد اشاره کرد. دانشگاه و دولت در سپهر مناسبات مثبت احمد کیخا نیز در سخنرانی خود به مناسبات ایجابی دانشگاه و دولت و خدمات متقابل این دو اشاره کرد و ضمن برشمردن نظریات معروف این حوزه بر یکی از کارویژههای دانشگاهی یعنی تأمین نیازهای دولت تاکید کرد. فقدان منطق و میدان مستقل دانشگاه آخرین سخنران این نشست دکتر رضا ماحوزی عضوهیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: در تمام تاریخ هشتاد ساله پژوهش آکادمیک در ایران، شاهد اتمیسم پژوهشی بودهایم. به این معنا که پژوهشگران دانشگاهی، همواره ذیل تقاضای مراکز قدرت سیاسی و یا حوزه بازار و اقتصاد و جامعه عمومی، و متناسب با گفتمان های زمانه فعالیت داشته و خود فاقد هویتی مستقل بوده است. به گفته ماحوزی، دانشگاههای ایران چه در دوره اول (۱۳۱۳ تا ۱۳۴۲) که ذیل گفتمان دولت - ملت مدرن فعالیت می کرد، و چه در دوره دوم (۱۳۴۲ تا ۱۳۵۸) که ذیل برنامه توسعه آمریکایی فعالیت میکرد و چه در دوره سوم (۱۳۵۸ تا ۱۳۷۸) که ذیل ایده تمدن انقلابی - اسلامی فعالیت میکرد و در نهایت در دوره چهارم، یعنی در بیست سال اخیر، همواره بر اساس منطقی بیگانه عمل کرده است. با این تفاوت که در سه دوره نخست، گفتمان زمانه باعث وحدت محققان میشد اما در دوره اخیر به دلیل فقدان گفتمان و تودهگرایی، همین اتمیسم پژوهشی هم از دست رفت. بدین معنا که امروزه محققان حتی در انجام تحقیقات خود هم امتداد و استمرار واحدی ندارند. در چنین فضایی است که تحقیقات از کیفیت لازم برخوردار نبوده و متوجه انواع ضعفها را از جمله عدم ارتباط با جامعه و صنعت، بهره کشی از دستیاران پژوهشی، سرقت علمی و غیره میشوند. به گفته ماحوزی، این ضعفها ناشی از فقدان منطق و میدان مستقل دانشگاه در ایران و بازی در زمینهای دولت، بازار و جامعه است. به دیگر سخن، این ضعفها ناشی از فقدان اجتماعات علمی به مثابه نقطه مقابل اتمیسم پژوهشی است.نشست ششم: جنسيت و آموزش عالی
ششمین نشست این همایش به «جنسيت و آموزش عالي» اختصاص یافت. در این نشست دکتر ليلا فلاحتي با عنوان «شكاف جنسيتي در موقعيت مديريتي زنان در آموزش عالي ايران»، دکتر سيده مريم حسيني لرگاني با عنوان «تعيين كنندههاي فرهنگي اجتماعي خودكارآمدي تحصيلي دانشجويان ايران؛ تحليل جنسيتي»، دکتر سيمين كاظمي با عنوان «بررسي جامعه شناختي وضعيت زنان دانشگاهي در علوم اجتماعي ايران» و دکتر خديجه كشاورز با عنوان «تجربة حرفهاي استادپژوهشگران زن در درون نهاد حريص دانشگاه» سخنرانیهای خود را ارئه کردند. تعارض دوگانه حضور زنان در دانشگاهها دکتر لیلا فلاحتی مدیر گروه مطالعات زنان پژوهشکده مطالعات فرهنگی اجتماعی به عنوان اولین سخنران نشست، ابتدا به تحولات جهانی حضور زنان در آموزش عالی اشاره کرد. او بر اساس دادههای یونسکو نشان داد که حضور زنان به عنوان دانشجو در چهار گوشه جهان بسیار بارز است و ما با کاهش شکاف جنسیتی در دانشگاههای جهان مواجه هستیم. او با نشان دادن سیر تحولات حضور زنان در دانشگاههای ایران نیز بر کاهش شکاف جنسیتی در ورود زنان به عنوان دانشجو در دو دهه اخیر تاکید کرد. عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی اشاره کرد: سهم زنان در هیئت علمی دانشگاهها نیز در دهههای اخیر افزایش داشته است با این وجود این سهم هم اکنون در مجموع کمتر از 30 درصد است. او یکی از دلایل این شکاف را به عدم تمایل دختران به تحصیل در مقاطع بالاتر تحصیلی نسبت داد. او عامل مهم دیگر را ساختار مردانۀ آموزش عالی و بی رغبتی آن به جذب و تشویق زنان برای حضور حرفهای در آموزش عالی دانست. فلاحتی با اشاره به کند بودن فرایند ارتقای زنان در آموزش عالی و حضور کم تعداد زنان در مرتبه استادیاری (9 درصد)، تاکید کرد: پدیدههای سقف شیشهای» و «لولههای سوراخ» در آموزش عالی ایران مانند بسیاری دیگر از نقاط جهان حضور پر رنگی دارند و زنان در رأس هرم دانشگاهی اقلیت کوچکی را تشکیل میدهند. زنان در اوضاع سردرگم حمایت جامعه از دانشگاه دکتر مریم حسینی لرگانی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با ارائه نتایج پژوهش خود نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان نظام آموزش عالی در وضعیت نامطلوبی است. وی با نشان دادن نتایج پژوهش خود که به منظور شناسایی تعیین کنندههای فرهنگی – اجتماعی خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان نظام آموزش عالی کشور انجام شده است، اظهار داشت که پاسخگویان بر این باورند که در حال حاضر افراد جامعه نگرش خوبی نسبت به تحصیلات عالی و دانشگاه ندارند و در واقع، دانشگاه و تحصیلات عالی جایگاه و اعتبار مناسبی در جامعه ندارد. حسینی لرگانی با تکیه بر نتایج پژوهش اظهار داشت: ارزشهای فرهنگی تاثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان در نظام آموزش عالی کشور دارند. همچنین دانشجویان مورد مطالعه فکر میکنند که حمایتهای اجتماعی نسبتا پایینی معطوف به دانشگاه و تحصیلات عالی در جامعه وجود دارد. از اینرو میزان خودکارآمدی زنان با توجه به متغیرهای ارزش های فرهنگی، ارتباطات اجتماعی و حمایتهای اجتماعی به مراتب بیشتر از دانشجویان پسر است. ولی با وجود توانمندی های بالای زنان دانشجو، میزان اشتغال به کار آنان در جامعه کمتر از مردان است. حضور زنان در فضای آکادمیک علوم اجتماعی دکتر سیمین کاظمی نیز در سخنان خود به بررسی جامعه شناختی وضعیت زنان دانشگاهی در علوم اجتماعی ایران پرداخت. او با تکیه بر مطالعه اسنادی خود نشان داد که کرسیهای استادی و عضویت هیئت علمی در رشتههای علوم اجتماعی به صورت نابرابر بین مردان و زنان توزیع شده و زنان از سهم ناچیزی در آموزش عالی رشتههای علوم اجتماعی برخوردار هستند. علاوه بر آن مشارکت زنان در فعالیتهای علمی همچون سخنرانی، نشست، عضویت هیئت مدیره انجمن جامعه شناسی و مدیریت گروههای علمی- تخصصی جامعه شناسی نیز به طور قابل توجهی از مردان کمتر است. او پیامدهای این امر را، محرومیت زنان دانش آموخته علوم اجتماعی از دسترسی به مناصب مرتبط دانشگاهی و نیز محدود و متمرکز ماندن این شاخه از علم بر جامعه مذکر و نادیده ماندن زنان در مطالعات و نظریههای اجتماعی دانست. ضرورت تعادل بین کار و زندگی در نهاد دانشگاه در پایان دکتر خدیجه کشاورز مدیر این نشست، تصویری از تحولات جنسیتی در آموزش عالی در 20 سال اخیر ارائه داد و بیان کرد: گرچه از اواخر دهه 70 شمسی با گسترش ورود زنان به آموزش عالی مواجه هستیم و برای اولین بار در تاریخ ایران زنان توانستند در دانشگاههای دولتی به برابری با مردان در ورود به دانشگاه برسند اما شکاف جنسیتی این بار نه در دسترسی به آموزش عالی بلکه در سلسله مراتب علمی و دستیابی به سطوح بالای مدیریت در دانشگاهها تداوم دارد. به طوریکه هم چنان با شکاف جنسیتی بالایی در ورود زنان به حرفه دانشگاهی به عنوان استاد پژوهشگر و سپس ارتقای حرفهای در نهاد دانشگاه مواجه هستیم. کشاورز با تکیه بر نتایج پژوهشی کیفی به تجربه حرفهای استاد پژوهشگران زن در درون نهاد حریص دانشگاه پرداخت. او نهاد حریص را سازمانی دانست که از کارکنانش میخواهد که تمام زندگیشان را صرف حرفه خود کنند، این نهاد در دسترس بودن کامل اعضایش را میخواهد به طوری که شخصیت این افراد در نهاد مذکور مستحیل شود. وی با تکیه بر نتایج پژوهشش نشان داد که چگونه نهاد دانشگاه با ایجاد معیارهای یکسان ساز مبتنی بر هنجارهای مردمحور، راه را بر رشد و ترقی زنان می بندد. نتایج پژوهش وی نشان میدهد که مهمترین دشواری استاد – پژوهشگران زن کار کردن در نهادی با ماهیت دانشگاه است که خواهان در دسترس بودن کامل اعضایش بدون توجه به شرایط آنان است. در چنین نهادی ایجاد تعادل بین کار و زندگی به ویژه برای استادیاران جوان که فشار کار در سالهای آغازین با وظایف مادری آنان همزمان شده است، بسیار دشوار میشود.نشست هفتم: مطالعات فرهنگی و اجتماعی علم و فناوری
هفتمین نشست این همایش به «مطالعات فرهنگی، اجتماعی علم و فنآوری» اختصاص یافت. در این نشست دکتر هادی خانیکی با عنوان «ارتباطات علم و فناوري و جايگاه آن در مطالعات فرهنگي و اجتماعي علم و فناوري»، دکتر حسين معصومي همدان با عنوان «در راه علم و فناوري»، اسمعیل خلیلی با عنوان «شرايط امكان علمپژوهي: غياب ضروريات و دعاوي بنيادي دربارة علم و فنآوري ايران و دانشگاه ايراني» و دکتر محمد توکل با عنوان «سويههاي فرهنگي و اجتماعي علم و فناوري» و دکتر محمد حسینی مقدم با عنوان «هوش مصنوعي و مروري بر تحول در نظام آموزش در دانشگاه» سخنرانیهای خود را ارائه کردند. انتظار مضاعف از علم در نتیجه اشتیاق به فناوری در این نشست دکتر هادی خانیکی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی به موضوع ارتباطات علم و فنآوری و جایگاه آن در مطالعات فرهنگی پرداخت و اظهار کرد: آنچه میان رسانههای رسمی و غیررسمی در انعکاس آموزش عالی دیده میشود، متفاوت است. در رسانههای غیررسمی، دانشگاه و آموزش عالی میانتهی معرفی میشود، اما در رسانههای رسمی دستاوردها و فعالیتهای علمی منعکس میشود. استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: در فرآیند انتخاب استاد نمونه دانشگاهها آیتمی به عنوان میزان حضور در رسانهها و ارتباط با رسانهها وجود دارد که متأسفانه فقط حضور در تلویزیون امتیاز دارد، اما رسانهها گستردهتر از تلویزیون شده است و در عرصه پساتلویزیون قرارداریم و ژورنالیسم علم موضوعی است که فراتر از تلویزیون به آن میپردازد. خانیکی با اشاره به نامگذاری این همایش به یاد محمدامین قانعیراد اظهار کرد: قانعیراد در اواخر دوران حیات خود تمایل داشت که مطالبش در رسانههای واسط و در قالب ژورنالیسم علم منتشر شود تا قشر عمومیتری بتوانند فعالیتهای علمی و دستاوردهای علمی وی را دنبال کنند. وی تصریح کرد: شتابزدگی سبب شده است تا علم به فناوری برسد، فناوری خواهان دارد و قابل سنجش است چون ارتباط بین علم و فناوری بیشتر شده است بنابراین انتظار از علم نیز بیشتر شده است. دستاورد اسلامی کردن علوم دکتر حسین معصومی همدانی، پژوهشگر فلسفه علم در موسسه حکمت وفلسفه در ادامه به موضوع علم و فنآوری پرداخت و گفت: لزوما علم در زمانهای نزدیک قابل استفاده نیست و ممکن است سالها بعد مورد استفاده قرار گیرند. مثال بارز این موضوع مطالعات نجوم و ستارهشناسی است که بشر به عنوان علم به آن میپردازد، ولی مورد استفادهای برای آن پیدا نکرده است. در علوم ریاضی نیز همگی به مفید بودن آن معترفاند، اما شاید کاربردی برای آن ندانند، پس لزوما علم بدون کاربرد بد نیست. وی افزود: کسانی که مدعی اسلامی کردن علوم هستند تا کنون هیچ دستاوردی نداشتهاند. ضرورت اهتمام به بنیانهای نظری علم سپس اسمعیل خلیلی پژوهشگر جامعهشناسی علم و شناخت طی سخنانی به بررسی وضعیّت علمپژوهی و مطالعات دانشگاه در ایران پرداخت و گفت: اصولاً در سه دیسیپلین به این پژوهشها پرداخته میشود: یکی اصحاب فلسفۀ علم، دوم اصحاب تاریخ و سوم اصحاب علوم اجتماعی. بررسی کلّی نشان می-دهد که قریب به اتّفاق اصحاب علوم اجتماعی به مطالعات دانشگاه مشغول هستند و به علم نمی-پردازند؛ حال آنکه اصحاب دو گروه دیگر بیشتر به علم میپردازند. وی همچنین به ضروریّات علمپژوهی اشاره کرد و گفت: عمدۀ متونی که در این باره انتشار یافتهاند فاقدِ بُنیانهای معرفتشناختی ضروری هستند؛ بدین معنی که تقریباً هیچکدام نه از فلسفۀ علم خود برخوردار هستند و نه بر اساس یکی از مکاتب فلسفۀ علم بنا نهاده شدهاند؛ به علاوه هم در طول تاریخ تألیفات کسانی که این متون را مینویسند و هم نسبت به تألیفات دیگر نویسندگان این حوزه چنان فاقد ارتباط و پراکندهاند که ندرتاً میتوان آنها را نمایندۀ یک برنامۀ پژوهشی دانست. از این حیث کسانی مانند رضا منصوری، معصومی همدانی و مقصود فراستخواه مانند زندهیادها محمدامین قانعیراد و محمدعلی مرادی در شمار استثنائات هستند. وی با استفاده از دو عنوان از اشعار سهراب سپهری گفت: این مطالعات مانند «واحهیی در لحظه» فاقد ارتباط معنیدار با تاریخ علم در ایران و کلّاً با تاریخ، و همچون «و پیامی در راه» فاقد ارتباط معنیدار با تاریخ اندیشۀ مؤلّفان این مطالب به نظر میرسند. چنین مینماید که عمدۀ مطالعات دانشگاه در ایران امتداد ایدههای سیاسی در ایران معاصر باشند و احتمالاً چه مطالب ناقدان رفرمیست یا رادیکال دانشگاه و چه متون حامیان محافظهکار یا انقلابیِ آن، کمابیش در این شمول قرار بگیرند. آنچه بسیار غائب است، کوشش برای شناخت دانشگاه بهعنوان اجتماع و نهادِ خلق علم و اصولاً «خودِ علم» است. خلیلی به این نکته توجّه داد که دانشگاه در ایران نه پروژهیی برای ارتباط با جهان علم و خلق علم، بلکه سازمانی دیوانی بوده که کارویژههای غالبش رفعِ احساسِ کسرِ منزلت و رفعِ احساسِ بُحرانِ هویّت هستند. جریان غالب از طریق مدرک دانشگاهی در جستجوی کسب منزلت است، نه فهم و شناخت هستی. از آنجا که «خود» ایرانی از طریق نائل شدن به هویّت غربی خود را تعریف میکند، مدرک دانشگاهی برای وی نائل شدن به آن هویّت است. گویی در ضمیر ناخودآگاه ما چنین بگذرد: «من از مدرک دانشگاهی برخوردار میشوم، پس غربی میشوم؛ کارشناسی ارشد میگیرم، بیشتر غربی میشوم؛ دکترا میگیرم پس به کمالِ غربی شدن و کمالِ هویّت ممکن میرسم». وی بر این اساس که علمشناسی نباید در بُنیانهایش دچار همان نقائصی باشد که موضوع مطالعهاش بدانها دچارست، نتیجه گرفت که میتوان غالب این مطالعات در علوم اجتماعی را از حیث منطقِ علم «غیر حرفهای» دانست، هرچند در منطق دیوانی، حرفۀ نویسندگان باشد. وی پیشنهاد کرد که مؤسّسۀ عالی پژوهش و برنامهریزی به تحقیقات کوتاهبُرد و میانبُردِ خُرد و کلان آموزش عالی، مرکز تحقیقات سیاست علمی به پژوهشهای استراتژی علم در ایران، و پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم به پژوهشهای بُنیادیِ اجتماعی و فرهنگی علم در ایران پرداخته، هم از تقسیم کار و هم از دیالوگ اصولی میان خود برخوردار شوند. الکتریسیته دوم و لزوم آمادگی فناورانه در آموزش عالی چهارمین سخنران این نشست دکتر محمد حسینیمقدم عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در سخنان خود با مروری بر تاثیرات هوش مصنوعی در زیست روزمره بشر گفت: ما در آستانه تحولی هستیم که میتوان آن را الکتریسیته دوم دانست. بهزودی دنیای بدون هوش مصنوعی محال خواهد شد و باید توانهایی به دانشجویان بدهیم که مهیای این تحول شوند. علم نتیجه نظم اجتماعی است دکتر محمد توکل استاد دانشگاه تهران نیز گفت: تکنولوژی و علم نتیجه یک نظم اجتماعی و عامل و تغییر دهنده آن است. تکنولوژی قطعا از یک نظم اجتماعی حاصل می شود تا مرز دخالت خداوند و انسان در امور روزمره را روشن نکنیم نمی توانیم بر علم وتکنولوژی سیطره یابیم. اگر ما با شک و تذبذب به سراغ توسعه برویم در همین سطح که هستیم میمانیم.اختتامیه همایش: تربیت شهروند- محقق
سخنران اختتامیه همایش دکتر علی پایا استاد فلسفه کالج اسلامی لندن دانشگاه میدلسکس بود که به صورت ویدیو کنفرانس در این نشست حضور داشت و سخنرانی خود را با عنوان «مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی؛ علم و فناوری و آینده پیشرو» ارائه کرد و گفت: انجام مطالعات آیندهنگرانه درباره دانشگاه و آموزش عالی در عصر حاضر الزامی است. دانشگاهها در زمره تکنولوژی ها هستند و به ویژه در دنیای جدید که علم موجب تحولات عظیمی در زندگی شده است به دنبال آن دانشگاهها هم نقش مهی در نظمهای برهم زننده ایفا کنند و همچنین دانشگاهها بر اساس تحولاتی که در جامعه رخ داده خودشان هم دچار تحول شدهاند و نیاز است که خودمان را با این تحولات آشنا کنیم. وی در ادامه برخی از تحولات دانشگاه را برشمرد و افزود: ازدیاد شکاف میان تقاضای کارفرما و تجربهای که دانشجو در دانشگاه کسب میکند، ازدیاد شهر نشینی و ظهور ابرشهرها که برای دانشگاه چالش ایجاد میکند، سیاستهای محدود کننده مهاجرت که موجب میشود دانشجویان از تحصیل در دانشگاههای برتر دنیا محروم شوند، ازدیاد شمار دانشجویان غیر متعارف، کاهش بودجه آموزش رسمی که به بخش خصوصی فرصت میدانداری میدهد، از جمله این تحولات است. پایا گفت: آموزش برای همه عمر است و این امر در غرب جا افتاده است و فارغ التحصیلان پنبه تامین تمام عمر را از گوششان بیرون آوردند و امروزه دانشگاه به سمت این میرود که تربیت کننده شهروند ـ محقق باشد. این استاد دانشگاه افزود: اما مسائلی که همه مسئولان ما باید به آن توجه کنند، تاکید بر نوآوری و کارآفرینی است که دانشگاه به یک قطب کارآفرین برای تولید دانش تبدیل شود. باید با چند رشتهای و بینرشتهای آشنا باشند و همچنین دولت در پژوهشهای بنیادین نقش ایفا کند چرا که بخش خصوصی به این گونه پژوهشها ورود پیدا نمیکند. پایا یادآور شد: دانشگاه با سه مسئله مواجه است؛ تمرکز بر تربیت استعدادها و نخبگان در زمینههای مختلف، تمرکز بر انجام پژوهشهای کاربردی برای تربیت کسانی که از توانایی کارآفرینی برخوردارند، تمرکز بر انجام پژوهشهای بنیادین برای ایجاد تحولات بنیادی در جامعه. وی در ادامه با اشاره به چهار مدل دانشگاه گفت: دانشگاه متعارف، دانشگاههای تجاری ـ حرفه ای، دانشگاه مجازی و دانشگاههایی که بر هم زننده نظمهای مستقر هستند. این چهار مدل را تشکیل میدهند و هر کدام از این دانشگاهها ویژگیهایی دارند. پایا در پایان با اشاره به سه روش یادگیری تجربی، متکی به فضای مجازی و مسئلهمحور گفت: تفکر متکی بر یادگیری از خطا ومتکی بر نقادی بیشترین امتیاز را دارد و شهروند-محقق آینده دانشجویی است که شیوه یادگیری مسئلهمحور را دنبال میکند. در پایان بیانیه همایش توسط دبیر علمی این همایش دکتر حسین میرزایی به اطلاع حضار رسید. گفتنی است این همایش که در سه سالن هم زمان در پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد در این همایش معاونت فرهنگی و اجتماعی، معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین کرسی ارتباطات علم و فناوری یونسکو، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، دانشگاه فنی و حرفهای، مرکز نشر دانشگاهی، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، انجمن جامعهشناسی ایران و انجمن آموزش عالی ایران با پژوهشکده همکاری داشتند. کتاب مجموعه مقالات همایش در همان روز بین حضار توزیع شد و فایل آن در سایت پژوهشکده بارگذاری شد.