نشست «بینالمللیسازی آموزش عالی ایران» به همت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دفتر همکاریهای بینالمللی وزارت عتف برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در این نشست پس از خیرمقدم و سخنان دکتر میرزائی، رئیس مؤسسه، یافتههای پژوهشی دکتر فیروزه اصغری در زمینه «بینالمللیسازی آموزش عالی؛ تجارب، اقدامات و انتظارات»، دکتر محمد حسینی مقدم در زمینه «آیندهنگری تحولات آموزش عالی و دانشگاه در ایران» و دکتر سعیده سعیدی در زمینه «چالشهای فرهنگی و اجتماعی دانشجویان افغانستانی در ایران» با حضور معاونان و مدیران دفتر همکاریهای بینالملل وزارت علوم و معاونان و مدیران بینالملل دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی کشور برگزار شد.

دکتر حسین میرزائی در ابتدای این نشست با تبریک هفته پژوهش و فناوری و یادآوری این شعار پایدار هفته پژوهش که «بدون پژوهش تصمیم گیری نکنیم» به اهمیت ارتباطات بینالمللی در علم و فناوری اشاره کرد و گفت: تجربه نشان داده تعاملات علمی بینالمللی خصوصاً در سختترین شرایط از لحاظ دیپلماسی، اهمیت و اثربخشی بیشتری دارد. در سطح بینالمللی بارها شاهد بودهایم که در مواقعی که روابط کشور ها به کمترین حد رسیده و هر روزنهای برای ارتباط بسته شده، ارتباطات علمی و دیپلماسی علمی توانسته، گره گشایی کند.
دکتر میرزائی تصریح کرد: در کتاب «علم و دیپلماسی» که توسط مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران ترجمه و منتشر شده در خصوص نقش همکاریهای علمی بینالمللی در عرصه سیاست خارجی به تفصیل نوشته شده است. خواندن و عمل به این کتاب را که به نوعی بازتاب دهنده نگاه سطوح عالی سیاستگذاری کشور در این حوزه هم هست، به مدیران و کارشناسان حوزه بینالمللیسازی آموزش عالی و مراجع ذیربط توصیه میکنم.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی خاطر نشان کرد: مؤسسه مقوله بینالمللی سازی آموزش عالی را در موسسه به عنوان یکی از دغدغههای جدی در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی دنبال کردهایم و سعی داشتهایم محتوای مورد نیاز جامعه دانشگاهی را در این حوزه تأمین کنیم. امیدوارم در ارتباط و تعامل هر چه نزدیکتر با همکاران حوزه بینالملل در وزارت علوم و دانشگاهها بتوانیم از دغدغهها و مسائل و مشکلات موجود در این حوزه مطلع شده و مطالعات خود را در مسیر رفع این مشکل جهتدهی کنیم.

وی در ادامه به معرفی بخشی از آثار منتشره مؤسسه در این حوزه پرداخت و به کتاب «بینالمللی شدن آموزش عالی»؛«درآمدی بر سیاست بینالمللیسازی آموزش عالی در ایران» و «سیاست زبانی در بینالمللی سازی آموزش عالی ایران» ؛ «آموزش عالی بینالمللی»؛ «دانشگاه ایرانی در سپهر بینالمللی»؛«بینالمللیسازی آموزش عالی»؛ ««بینالمللی شدن آموزش عالی در آسیا» و «ابعاد فرهنگی و اجتماعی بینالمللی شدن دانشگاهها» اشاره کرد .
دکتر میرزائی در عین حال تأکید کرد: این کتابها در صورتی ارزش دارند که مورد استفاده قرار بگیرند و گرنه جز اتلاف وقت و منابع نبودهاند؛ لذا از همکاران در دانشگاهها میخواهم در کنار تجارب خود در حوزه بینالمللیسازی آموزش عالی از کتابها و منابع علمی موجود هم استفاده کنند تا فعالیتهای خود را با اشراف بر پژوهشها و منابع علمی این حوزه دنبال کنند.
وی با اشاره به بحث دانشجویان ایرانی در دانشگاههای خارج که بعد دیگری از بینالمللی شدن آموزش عالی است، اظهار داشت: در گفتوگوهایی که با جمعی از دانشجویان ایرانی دانشگاههای خارجی و کارشناسان مربوطه داشتم متوجه شدم که توجهی به این گروه از دانشجویان و مسائل آنها وجود ندارد.
رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی خاطرنشان کرد: این که بخش قابل توجهی از مهاجران ایرانی در کشورهای مختلف را دانشجویان و افراد علمی تشکیل میدهند، مایه افتخار است و باید دانشجویان ایرانی خارج کشور را پس از تحصیل به کشور برگرداند و کسانی که هم در خارج از کشور اقامت کنند به عنوان سرمایههایی بزرگ برای کشور قدر بدانیم و ارتباط خود را برای بهره مندی کشور از وجود آنها افزود .
دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تهران در پایان با اشاره به توجه ویژهای که بزرگترین دانشگاههای دنیا مثل هاروارد و استنفورد و ... به دانشآموختگان خود دارند و بخش قابل توجهی از هزینههای خود را هم با کمک آنها تأمین میکنند، اظهار داشت: هر یک از دانشگاههای کشور میتوانند به صورت دقیق، وضعیت تحصیلی و حرفهای دانشآموختگان خود را دنبال کنند تا بتوان از این سرمایههای باارزش در جهت کمک به کشور در حوزههای مختلف از جمله آموزش عالی بهره گرفت.
«بینالمللیسازی آموزش عالی؛ تجارب، اقدامات و انتظارات»

در ادامه این نشست، دکتر فیروزه اصغری، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آیندهنگر مؤسسه و پژوهشگر میز تخصصی «بینالمللی سازی آموزش عالی» مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی اظهار داشت: هفته پژوهش، فرصتی است که ضمن ارائه نتایج تحقیقات خود، چالشهایی را هم که به عنوان محقق حوزه بینالمللی سازی با آن مواجهیم مطرح کنیم.
وی خاطرنشان کرد: با این که کشور ما همواره در مسیر توسعه ارتباطات و همکاریهای بینالمللی از جمله در حوزه آموزش عالی بوده و گامهایی برداشته ولی این بحث به صورت منسجم از حدود 10 سال پیش در وزارت علوم مطرح شده و متأسفانه هنوز هم نتوانستهایم یک چرخه سیاستگذاری در این حوزه شکل دهیم به طوری که مراجع سیاستگذار، سیاست پژوه و مجری بینالمللیسازی آموزش عالی کشور مشخص نشده و یک مرکز در ساختار وزارت علوم، همه حلقههای فعالیت در این بخش از سیاستگذاری تا اجرا و ارزیابی را برعهده دارد.
وی، نبود شبکه ارتباطی بین بازیگران مختلف این حوزه را از موانع جدی بینالمللی سازی آموزش عالی عنوان کرد و گفت: یکی از موضوعاتی که همواره بر آن تاکید کردهایم ضرورت تهیه سناریویی دوم برای فعالیتهای این حوزه در مواقع بحران است که زیانهای نبود چنین برنامهای را در مقطع کنونی کاملاً احساس کنیم. برنامه تدوین شده در حوزه بینالمللیسازی آموزش عالی در دوره پس از توافق برجام جواب میداد ولی پس از خروج آمریکا از برجام و سپس بروز پاندمی کرونا کاملاً دچار مشکل شده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در ادامه یکی از مشکلات اصلی محققان حوزه بینالمللیسازی آموزش عالی را عدم دسترسی به اطلاعات و اسناد و مدارک این حوزه عنوان کرد و گفت: برای تهیه آمار و اطلاعات لازم ناچار بودیم تک تک مصاحبههای دکتر سالارآملی- معاون بینالملل وزیر علوم -، شخص وزیر، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و هر مسئولی که در این حوزه اظهار نظر میکرد را دنبال کنیم و از لابهلای مصاحبهها و سخنرانیهای آنها آمار و اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت کنیم!
وی خاطرنشان کرد: پس از یک سال تلاش و مطالعه در زمینه سیاستهای بینالمللیسازی آموزش عالی در کشور، سال بعد، روی استادان و دانشجویانی که تجربه همکاریهای علمی بینالمللی مثل تدریس به عنوان استاد مدعو در دانشگاه خارج کشور یا انجام تحقیقات یا تألیف کتاب و مقاله مشترک با همکاری محققان خارحی را داشتند، متمرکز کردیم. حاصل این مطالعه در قالب کتابی با عنوان «تجارب زیسته بینالمللی دانشگاهیان ایران» توسط مؤسسه منتشر شده است.
خانم دکتر اصغری با بیان این که یکی از چالشهای بحث بینالمللی سازی آموزش عالی، مشکل زبان است گفت: جذب دانشجویان بینالمللی نقطه عطف بینالمللی سازی آموزش عالی در ایران است لذا تحقیقات مفصلی در زمینه چالشهای دانشجویان بینالمللی در دانشگاههای ایران انجام دادیم و از طریق مصاحبه با این دانشجویان، چالشها و مشکلات آنها را شناسایی کردیم. هدف این تحقیقات، بهبود وضعیت دانشجویان بینالمللی و وضعیت آموزش عالی ملی ما بوده است.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: در سال سوم طرح طی مصاحبههایی با دانشجویان ایرانی دانشگاههای خارج کشور با تجربیات آنها آشنا شدیم. مشکل بزرگی که در این مرحله داشتیم این بود که دانشگاهها، اطلاعات و حتی اسامی دانشآموختگان خود را که برای ادامه تحصیل به خارج رفتهاند ندارند.
دکتر اصغری، نبود آمار و اطلاعات لازم و اعلام آمارهای بسیار متفاوت از دانشجویان ایرانی مقیم خارج و حتی تعداد دانشجویان خارجی در ایران را از دیگر مشکلات این تحقیق عنوان و پیشنهاد کرد نهادهای مسئول با تبادل اطلاعات و آمار و در همکاری با یکدیگر به یک توافق آماری براساس دادههای دقیق برسند و توجه داشته باشند که در صورت نبود آمار صحیح هر گونه پژوهش در این حوزه فقط به انتشار چند مقاله بیاعتبار منجر میشود.
وی از عدم دعوت صاحبنظران به شوراهای مشورتی بینالمللی سازی آموزش عالی ابراز تأسف کرد و گفت: اگر مؤسسات پژوهشی که در این سالها بدون بودجه خاص در این حوزه تلاش کرده و دستاوردهای پژوهشی مؤثری داشتهاند در شوراهای مشورتی نباشند، چه کسی باید باشد؟ این محققان هستند که باید در چنین نشستهایی مشکلات را بشنوند و راه حل ارائه بدهند و بتواند به تصمیم گیران مشورت دهند.
«آیندهنگری تحولات آموزش عالی و دانشگاه در ایران»

دکتر محمد حسینی مقدم، عضو هیئت علمی مؤسسه دیگر سخنران این نشست با عنوان «آیندهنگری تحولات آموزش عالی و دانشگاه در ایران» بودند. ایشان نخست ضرورت اصلی اجرای پژوهش مذکور را بیان و تأکید کردند گذار دانشگاههای کشور از وضعیت موجود به سوی وضعیت مطلوب نیازمند آیندهپژوهی مستمر است تا ضمن شناسایی وضعیتهای تجربه شده گذشته و حال بتوان امکانهای مناسبی برای دستیابی به آینده مطلوب ایجاد کرد. این پژوهش با هدف شناسایی اولویتها و ضرورتهای آیندهنگری و آینده اندیشی علم، فناوری، دانشگاه و آموزش عالی در ایران انجام شده است. در ادامه مهترین نتایج حاصل از این پژوهش به شرح زیر:
چارچوب مفهومی مورد نیاز برای آیندهاندیشی تحولات و تغییرات پیش روی نهادهای علمی و تکنولوژیک ناظر بر سه گام است: شناخت دقیق واقعیتها با استفاده از رویکردهای متفاوتی که امکان تماشای ابعاد متفاوت واقعیت را به دست دهند و سپس ساخت نقشه ذهنی مبتنی بر واقعیت های شناسایی شده و در گام آخر طراحی استراتژی، سیاست و برنامههای اقدام مورد نیاز است. ایشان تاکید کردند چنانچه فهم و شناسایی واقعیتها نادرست و ناقص انجام شود در نتیجه نقشه ذهنی و نظام تصمیم گیری ما و به تبع آن راهبردها، سیاستها و اقدماتمان نادرست و ناقص خواهند بود.
چارچوب آینده نگری استفاده شده ناظر بر فهم بر همکنش تصاویر، رویدادها، روندها و اقدام ها مطابق نظریه جیمز دیتور است. چگونگی حصول به تصاویر بین الاذهانی در خصوص آینده علم و فناوری در کشور یک گام ضروری برای سیاستگذاری علم در کشور است. این تصویرپردازی از آینده مستلزم آیندهپژوهی و آیندهاندیشی مستمر است و آینده پژوهی یک پروژه نیست بلکه فرایندی مستمر است که همپای توسعه علم و فناوری باید پیشرفت کند.
در این نشست روندهای جهانی علم، فناوری و آموزش عالی با استفاده از منابع و مراجع معتبر بینالمللی از قبیل اسناد یونسکو(unesco)، او. ای. سی. دی.(OECD) ؛یو. ان. دی. پی(UNDP)؛ بانک جهانی، اتحادیه بین المللی دانشگاه ها و نیز مراکز دیده بانی و رصد تحولات علم و فناوری از قبیل holon iq مطرح و بیان شدند. نقش و اهمیت کنشگران نهادهای علم و فناوری در سطوح تحلیل فروملی، ملی و بین المللی مورد تأکید قرار گرفت و بیان شد نمیتوان برای مثال در برنامه از قبیل بین المللی سازی دانشگاه تنها تمامی عوامل و کشنگران را محدود به فضای دانشگاه کرد بلکه سایر کنشگران از نهادها و دستگاه های محلی، ملی و بین المللی نیز تأثیرگذار هستند که لازم است با تکیه بر مشارکت پذیری چگونگی همکاری و تعامل با آنها را در فرایندهای توسعه علم و فناوری به دست آورد.
ایشان با اشاره به اهمیت فهم رویدادها و روندها بیان کردند رخدادهایی در تاریخ هستند که جهان را به دو دوره قبل و بعد از خود تقسیم میکنند، اظهار داشت: حملات11 سپتامبر از اتفاقات و رویدادهایی بود که دنیا را به دو بخش قبل و بعد تقسیم کرد. پاندمی کرونا هم روندی است که واجد چنین توان علی بوده است و دنیا را به قبل و بعد از کرونا تقسیم کرده و خواهد کرد.
وی افزود: در فرایند شیوع بیماری کووید ۱۹ ما به سمت آینده پرتاب شدیم. شش ماه قبل از کرونا اگر از رییس دانشگاه ها میپرسیدید که آیا حاضرید تا چند ماه دیگر تمام برنامه های آموزشی خود را به شکل برخط و آنلاین ارایه کنید
؟ احتمالا میخندیدند و می گفتند «اصلا چنین چیزی امکانپذیر نیست» ولی آینده آمد و خود را به ما تحمیل کرد.
وی به نقل از یکی از بزرگان این حوزه، نسبت آیندهپژوهی با دانشگاههای امروز و تصمیمگیری اجتماعی را مشابه نسبت علم با دانشگاهها و تصمیمگیری اجتماعی در اواخر قرون وسطی عنوان کرد و گفت: به تعبیر این دانشمند از نامیترین و موفقترین چهرههای دانشگاهی و مدیران سازمانهای تجاری هم انتظار نمیرود كه آیندهپژوهی را جدی بگیرند؛ درست مثل این كه كوپرنیك هم از قدرتمندان زمانه خود انتظار نداشت كه بپذیرند زمین مركز گیتی نیست!
دکتر حسینی مقدم با اشاره به عدم تحقق اهداف ترسیم شده در بسیاری از برنامهها و اسناد ملی کشور مثل نقشه جامع علمی کشور گفت: در این نقشه تصویری از آینده ساختیم که حاصل نشد چون محصول خرد جمعی نبود.
وی با بیان این که آیندهپژوهی باید یك جریان مستمر، عادی و روزمره - و نه مقطعی- باشد، اظهار داشت: اگر برآورد آینده برای یكبار و غیر مستمر باشد چیزی جز اتلاف وقت و هزینه نیست. از طرف دیگر نمیتوان آیندهپژوهی را مقولهای صرفاً فنی، علمی یا تخصصی تلقی كرد و ضرورتا بایستی به یك فرایند سیاسی، اخلاقی، هنری و مبتنی بر مشاركت گسترده ذینفعان تبدیل شود تا امکان دستیابی به وضعیت های مطلوب را به فراهم سازد.
دکتر حسینی مقدم با اشاره به این که طی تحقیقات خود تلاش کرده گزارشهای مختلف بخش خصوصی و دولتی بینالمللی را رصد کند، اظهار داشت: بنابر اعلام holon IQ برای آموزش در افق 2030 پنج سناریو قابل تصور است که شامل ادامه آموزش به روش معمول، رشد منطقهای، ظهور غولهای جهانی، آموزش رو در رو و انقلاب رباتیک است.
وی با بیان این که رخنه هوش مصنوعی در زندگی آینده ما مثل نفوذ الکتریسیته در زندگی امروز خواهد بود، اظهار داشت: براساس بردآوردهای صورت گرفته، روندهای آموزش عالی در آینده شامل گسترش هوش مصنوعی، دورههای دانشافزایی و مهارتافزایی، تحول در مدیریت آموزش، تحول در دانش، پژوهش و علم باز، تحول در محیط یادگیری، گسترش به کارگیری اپلیکیشنها، به کارگیری روبات، تحولات فضای دانشگاه، تحول در منابع آموزشی، تحول در سرفصلهای آموزشی، تحولات حوزه آموزش فنی - حرفهای و ترکیب واقعیت افزوده و مجازی است.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به این که روند مهاجرت از غرب به شرق در حال تغییر است، اظهار داشت: میزان گردش مالی حوزه آموزش در سال 2030 حدود 10 هزار میلیارد دلار تخمین زده شده که 25 درصد آن در حوزه آموزش عالی و 55 درصد در حوزه آموزش ابتدایی است.
وی با اشاره به تغییرات زیادی که طی سالهای اخیر در سهم کشورهای مختلف از بازار جهانی آموزش عالی ایجاد شده و کشورهایی مثل چین، هند و برزیل به شدت رتبه خود را در این زمینه ارتقاء دادهاند اظهار داشت: تجربه این کشورها خصوصاً چین که در این زمینه به جایگاه اول جهانی صعود کرده نشان میدهد آینده باز است و هر کشوری که بخواهد میتواند سهم و جایگاه خود را به دست آورد.
وی در پایان گفت با توجه به تحولاتی که به شکل مستمر نهادهای علم و فناوری را احاطه کردهاند، دستیابی به وضعیت مطلوب در نهادهای علم و فناوری را مستلزم طراحی و توسعه نظریه تغییر دانست و بیان داشت که مطابق آن مشخص شود ما در برابر تحولات مذکور چرا نیازمند تغییر هستیم؟ سپس مشخص شود در پاسخ به نیازهای شناسایی شده کدام تغییرها باید صورت گیرد؟ بافتار و فضایی که تغییر باید در آن صورت گیرد چگونه است؟ مسیرهای تغییر چیست؟ مفروضات ما برای انجام تغییرات کدام است؟ راهبردهای عملیاتی سازی تغییرات مورد انتظار کدام است؟ چگونه میتوانیم با ارزیابی درست برنامهها و راهبردهای طراحی و تدوین شده ارزیابی دقیقی داشته باشیم که آیا تغییرات مورد انتظار محقق شده است یا خیر؟
بگفته وی، در پژوهش انجام شده یک الگوی چهار وجهی به منظور تبیین این نظریه تغییر ارایه شده است که ناظر بر تعامل همزمان چهار وجه است: توسعه علم؛ مسئولیتپذیری و پاسخگویی اجتماعی نهاد علم؛ دستیابی به نفوذ و شهرت بینالمللی، و اهمیت فهم و بهبود نظام حکمرانی علم و فناوری برای محقق ساختن تغییرات مورد انتظار در جامعه.
«چالشهای فرهنگی و اجتماعی دانشجویان افغانستانی در ایران»

دکتر سعیده سعیدی، عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و سومین سخنران این نشست هم در توضیح طرح بررسی چالشهای فرهنگی و اجتماعی دانشجویان افغانستانی در ایران گفت: در این مطالعه با 140 نفر از دانشجویان افغانستانی که حداقل یک سال تجربه حضور در نظام آموزشی ایران را داشتهاند، مصاحبه عمیق انجام شده است. البته باید توجه داشت که وقتی از دانشجویان افغانستانی در دانشگاه های ایران حرف میزنیم از گروهی هر چند کوچک ولی قدرتمند حرف می زنیم که نه تنها دسترسی وسیعی به شبکه های مجازی دارند بلکه اغلب آنها پس از بازگشت به افغانستان، مسئولیتهای مهمی را در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، علمی یا فرهنگی افغانستان عهدهدار خواهند شد؛ لذا تصویری که این دانشجویان خارجی از آموزش عالی ما می بینند میتواند تأثیر قابل توجهی در موفقیت سیاستهای بینالمللیسازی آموزش عالی ما داشته باشد.
وی خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات سیاست بینالمللیسازی در ایران، نگاه کلی به دانشجوی خارجی است در حالی که باید توجه داشت برای تدوین یک سیاستگذاری درازمدت و کارآمد در عرصه بین المللی سازی می بایست تفکیک ملیتی و جنسیتی دانشجویان بین المللی لحاظ شود و نمیتوانیم با همه به طور یکسان برخورد کنیم.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: دانشجویان افغانستانی شاغل به تحصیل در ایران را می توان به چهار گروه تقسیم کرد. گروه اول دانشجویان افغانستانی متولد و بزرگ شده در ایران که تجربه مستقیمی از افغانستان ندارند، گروه دوم، نسل یک و نیم مهاجر هستند که در افغانستان متولد شده اند ولی در سنین کودکی به ایران مهاجرت کرده اند، سوم گروهی که پس از سالها اقامت در ایران به افغانستان برگشتهاند و امروز مجددا برای گذراندن تحصیلات دانشگاهی به ایران آمدهاند. گروه چهارم هم افغانستانیهایی هستند صرفا با هدف تحصیل به ایران وارد می شوند و بعد از اتمام دوره تحصیلی بازخواهند گشت. این تنوع دسته بندی دانشجویان، به مواجهه های متفاوت دانشجویان افغانستانی با سیاستگذاری های صورت گرفته در عرصه بین المللی سازی ایران منجر می گردد.
سعیدی با بیان این که عنوان دانشجوی بینالمللی اصولا به دانشجویی اطلاق میشود که برای تحصیل در دانشگاه جابه جایی مرزی داشته است، گفت: دغدغه یک دانشجوی بینالمللی مسایل آموزشی است ولی دانشجویان افغانستانی دانشگاه های کشور که نزدیک به نیمی از آنها در ایران متولد شدهاند، دغدغه های فرهنگی و اجتماعی بسیاری دارند که شاید از دغدغه آموزشی آنها کمتر نباشد.
وی با ارائه آماری از رشد باسوادی در بین مهاجران افغانستانی گفت: در اول انقلاب، تنها حدود شش درصد افغانستانیهای مهاجر باسواد بودهاند که این نسبت در سرشماری سال ۷۵ به ۴۸ درصد در مورد زنان و ۵۷ درصد در مورد مردان و در سرشماری ۹۵ به ۶۲ درصد در مورد زنان و ۶۵ درصد در مورد مردان افزایش یافته است. اگر این آمار را با درصد باسوادان افغانستان که ۲۹.۸ درصد در زنان و ۵۵.۵ درصد در مردان است میبینیم که مهاجرت و حضور در نهادهای آموزش ایران گام مهمی در باسوادی جامعه مهاجران افغانستانی ساکن در ایران بوده است.
سعیدی در ادامه به بیان برخی از چالشهای راهیابی دختران افغانستانی به آموزش عالی ایران پرداخت و گفت: هزینه سنگین گذشتن از سد کنکور که مطمئنا برای مهاجران افغانستانی که از طبقه فرودست هستند بسیار دشوارتر از داوطلبان ایرانی است، عدم امکان انتخاب برخی رشتهها و شهرها در انتخاب رشته با توجه به ممنوعیت تردد مهاجران افغانستانی به برخی استانها و مناطق کشور - البته با وجود این که ایران هنگام پیوستن به کنوانسیون 1951پناهندگان سازمان ملل ماده 26 مبنی بر آزادی تردد پناهندگان در همه شهرها را به صورت مشروط پذیرفته است، دولت اقدامات خوبی برای کاهش این محدودیت ها صورت داده - و همچنین مشکلات بروکراتیک انتقال دانشجویان افغانستانی از آموزش و پرورش به آموزش عالی - که گاه باعث یک ترم تأخیر در ورود دانشجویان افغانستانی به کلاسهای درس و مشکلات بعدی میشود - و چالش شهریه و ابهام در مورد بورسهای تحصیلی را از دیگر مشکلات دانشجویان افغانستانی در ایران عنوان کرد.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی خاطرنشان کرد: بخشی از دانشجویان افغانستانی از طریق بورس تحصیلی دافی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و بخش دیگر از طریق پذیرش در کنکور سراسری (پرداخت ۸۰ درصد شهریه دوره های شبانه) و همچنین سهمیه آزاد وارد دانشگاه میشوند.
وی، یکی دیگر از چالشهای مهم پیش روی دانشجویان افغانستانی را دشواریهای ناشی از قانون تبدیل وضعیت اقامتی مهاجران عنوان کرد که سبب ریزش بخش زیادی از متقاضیان دختر میشود.
سعیدی خاطرنشان کرد: براساس این قانون، مهاجران افغانستانی راه یافته به دانشگاه می بایست وضعیت اقامتی خود را از کارت آمایش به پاسپورت تغییر دهند که مستلزم سفر به افغانستان به منظور اخذ ویزای تحصیلی است. رفتن به چنین سفر هزینهبر و احتمالا مخاطرهآمیزی برای جوانان افغانستانی که اغلب متولد و بزرگ شده ایران هستند بسیار دشوار است خصوصا برای دختران که اکثر خانوادهها راضی به فرستادن آنها به این سفر نمیشوند. البته در سالهای اخیر این امکان فراهم شده که مهاجران با سفر به منطقه آزاد کیش هم بتوانند تغییر وضعیت بدهند ولی این سفر آنقدر پرهزینه است که اغلب دانشجویان ناچارند مخاطرات سفر به افغانستان را به جان بخرند.
وی اضافه کرد: یکی از مسائلی که استادان مطرح میکنند سطح بالاتر آموزشی مدارس ایران است که دانشجویان افغانستانی را در بدو ورود به دانشگاه با مشکل مواجه میکند.
سعیدی با اشاره به حمایتهای در نظر گرفته شده برای دانشجویان بینالمللی گفت: باید سواد فرهنگی و تعامل بین المللی کارکنان را در این زمینهها بالا ببریم و در این زمینه دچار مشکل هستیم.
وی خاطرنشان کرد: دانشجویان بینالمللی از جمله افغانستانیها میتوانند پس از بازگشت به کشورشان سفیران فرهنگی ما باشند و شمار دانشجویان بینالمللی دانشگاه های کشور را افزایش دهند، لذا لازم است در این زمینه دقت کافی صورت گیرد.
سعیدی با بیان این که برای دانش آموختگان افغانستانی هم امکان اشتغال در خیلی زمینهها در ایران وجود ندارد، اظهار داشت: مهاجرت به مقاصد جدید، الگوی مورد استقبال بیشتر دانش آموختگان افغانستانی است خصوصا این که افغانستانیهایی که بزرگ شده ایران هستند در صورت بازگشت به افغانستان هم برای انطباق با جامعه جدید مشکلات زیادی دارند.
مساله دیگری که کاریابی دانشآموختگان افغانستانی دانشگاههای ایران در افغانستان را مشکل میکند، ضعف انها در زبان انگلیسی است زیرا سازمان های بین المللی مستقر در آن کشور در جذب افراد تحصیلکرده به تسلط به زبان انگلیسی اهمیت زیادی میدهند.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در پایان اعطای آزادی عمل بیشتر به دانشگاه ها، افزایش سواد فرهنگی، برگزاری جشنوارههایی براساس اشتراکات فرهنگی ایران و افغانستان برای نزدیکی بیشتر دانشجویان ایرانی و افغانستانی در دانشگاههای دارای دانشجویان افغانستانی، اعطای کمک هزینه به دانشجویان ممتاز خارجی و فراهم کردن امکان تغییر وضعیت اقامتی دانشجویان افغانستانی با سفر به سایر مناطق آزاد مثل منطقه آزاد سلفچگان که هزینههای سنگین سفر به کیش را ندارد و تهیه بانک اطلاعاتی از دانشآموختگان افغانستانی که در صورت بازگشت به افغانستان یا ماندن در ایران میتوانند سرمایه انسانی باارزشی برای کشور باشند را برای کمک به دانشجویان افغانستانی و بهرهگیری از توانمندیها و ظرفیتهای آنها پیشنهاد کرد.
|