روایت‌های کرونایی کارکنان

دوست عزیز سلام

لطفاً در ابتدای روایت خود، محل فعالیت خود را و بطورکلی مشخصاتی که می‌تواند گویای ویژگی‌های انضمامی روایت شما باشد ذکر کنید.

خواهشمند است در روایت خود، قالب جستار یا داستان را بدون پرداختن به زمینه‌های تخیلی با مواردی چون ۱- موضوع روایت ۲- مواجهه شما با مشکل ۳- واکنشی که شما یا دوستانتان در مواجهه با آن مشکل داشته‌اید ۴- بازخورد دیگران به مشکل شما و ۵- راه حل پیشنهادی‌تان انتخاب کنید. لازم است محور این روایت، «میدان دانشگاه» باشد و میدان‌های دیگر اعم از خانواده یا محیط کار یا غیره – در صورت وجود- در نسبت با این میدان اصلی در روایت شما دیده شود.

 

 

  • روایت رباب امین ، کارشناس تربیت بدنی دانشگاه شھید مدنی آذربایجان / دریافت
  • روایت ثریا قره‌داغی ، کارشناس سازمان اسناد و کتابخانه ملی / دریافت

 

 

دسته بندی: گفت‌و گو

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه ها

  1. مرتضی نیک بین

    باسلام
    اوایل روزهای کرونایی بود که از طرف بسیج اداری دانشگاه داوطلب شدم که جهت کمک به کادر درمان بیمارستان رسول اکرم رشت با جمعی از بسیجیان حضور پیدا کنم.
    به دلیل ترس زیاد همه اقشار جامعه، این خطرو ریسک بزرگی بود ولی اینجانب با توکل به خدا عازم این میدان پرخطر شدم.
    دقیقا نوروز ۹۹ بود که بنده در بیمارستان کمک میکردم. از نظافت، حمل بیمار و شست و شوی کشته شدگان این ویروس منحوس گرفته تا هرکاری در توان ما بود برای بیماران انجام میدادیم. طی دو سه روز اول متوجه شدم که بعضی از پرستاران با توجه به همه گیری ویروس و قدرت انتقال شدید، و چون بعضی از پرستاران گرفتار ویروس شده بودند جرات دست زدن به بیمار را ندارند و حتی در فاصله چند متری با آنها صحبت می کنند تا جایی که بعضی از بیماران به دلیل کهولت سن نیاز به کمک جهت جابجایی یا حرکت دادن دست و پا داشتند ولی بعضی از کادر درمانی جرات جلو رفتن نداشتند ولی جالب بود نیروهایی که بصورت داوطلب آمده بودند در همه کارها حضور فعال و موثر داشتند تا جایی که خود کادر درمان از این همه از خودگذشتگی و ایثار این بچه ها که یادآور جان نثاریهای رزمندگان دفاع مقدس و مدافعان حرم بود ، متعجب می شدند.
    خاطرم هست در چند نوبت با توجه به ایمنی کامل بهداشتی که داشتم کاملا در هر بخشی که نیاز بود در خدمت بیماران بودم و بارها از طرف بعضی از پرستاران بدلیل خطر مورد مواخذه قرار می گرفتم که اینهمه به بیمار کرونایی نزدیک نشوم. ولی به لطف خدا توانستیم به کمک دیگر داوطلبین و بسیجیان عزیز از این امتحان که مدت ۵۰ روز در بیمارستان به صورت شیفت بودیم، سربلند بیرون بیاییم.

    پاسخ دادن
  2. رویا کتابی

    بنام خدا
    ظهور خواجه ی تاجدار
    اولین مرتبه ای که نام کرونا را شنیدم، زمانی بود که بخشی از مردم چین در ایالت ووهان در آپارتمانهای خود قرنطینه یا به عبارت بهتر زندانی بودند و از تراس خانه های خود صداهایی همچون ناله سر می دادند ولی مضمون آن این بود که به یکدیگر می گفتند امید خود را از دست ندهید، با خودم گفتم بیچاره ها در چه شرایط سختی زندگی می کنند، آیا می شود روزهای طولانی از خانه بیرون نرفت و در خانه ماند؟ تامین مایحتاج زندگی و ضروریات آن چگونه امکان پذیر است؟ با فرض مهیا بودن آنها درآمد لازم برای امرار معاش چگونه بدست می آید؟ و… .
    در همین حال و هوا بودیم که چرخ روزگار به سرعت چرخید و در فاصله بسیار کمی سر و پای غول مهیب کرونا کشور ما را در نوردید، و با سرعتی شگفت آور در کل کشور شیوع یافت. بعد از فراگیری تا هفته های زیادی خبری از ابتلای فامیل و نزدیکان به این بیماری نشنیدم تا اینکه در فصل تابستان با هرکسی تماس می گرفتم، خود یا تعدادی از اعضای خانواده یا خویشاوندان را در چنگال این غول هولناک اسیر می دیدم.
    همه این وقایع بطور کم و بیش برای اکثر ما رخ داده و کم وبیش دچار عوارض ناشی از آن شده ایم، اما به قول یکی از اساتید ” ظهور حضرت کرونا، انقلاب سفیدی در زندگی زمانه ما به راه انداخته که این مهمان ناخوانده در این روزهای پایانی قرن ۱۴ شمسی تحولاتی را برای ما رقم خواهد زد که احتمالاً از همه تحولات روزگار سریعتر، موثرتر و ماندگارتر خواهد بود.”(محسن رنانی)
    به نظرم تا قبل از ظهور و بروز این آفت زمانه، سرعت گذر زمان به یک قاعده عادی در زندگی همه ما تبدیل شده بود، شب و روزها پی درپی در گذر بودند و با چشم به هم زدنی روزهای آغازین سال می رسید و زمستان های نه چندان سرد به سرعت سپری و تا درگیر استشمام بوی دل انگیز بهار می شدیم میوه های تابستانی از راه می رسیدند و اندکی بعد برگ های خزان جلوه نمائی می کرد.
    این تازه وارد، علیرغم همه غم ها و مرارت ها فرصتی دوباره به همه انسان ها ، کشورها و حکومت ها برای بازنگری و درون بینی و مراقبه داد تا به هوش بیائیم و در خود تامل کنیم، مسیر پیش رو را مجددا ارزیابی کرده و از این نقطه عطف، راه جدید ، کوتاهتر و مطمئن تر به سمت تعالی را پیدا کنیم.
    شاید به جرات بتوان گفت این ویروس منحوس تنها پدیده ای است که فقیر و غنی ، کوچک و بزرگ، پیشرفته یا عقب مانده، با سواد و بی سواد، سفید و سیاه، هنرپیشه و وزرشکار و پزشک و پرستار را به یک چشم می بیند و خود را به وجود آنان ناخوانده دعوت می کند. چه بسیار مردان و زنانی که در کالبد خود این ویروس را احساس و جان سالم از آن به در نبردند.
    اما اگر نگاهی عمیق به تبعات حضورش داشته باشیم می توانیم صحنه هایی از عشق به هم نوع، محبت به همگان ، دعا در حق همه مردم جهان، گذشت از جان و مال برای کسی که نمی شناسی و شاید هرگز با او روبرو نشده ای ، خلوت های طولانی ، قرنطینه های پی در پی ، تواضع و فروتنی، مقاومت و تلاش بی وقفه و همه صفاتی که هریک به تنهایی می تواند تحولات شگرف و اساسی و بنیادی در فرد و اجتماع ایجاد کند، به وضوح ظهور کرد که همگی صفاتی تقریبا فراموش شده بودند که امروز بیش از پیش دیده و شنیده و احساس می شد.
    آیا وقت آن نرسیده که بی اعتنا از این فضیلت ها رد نشویم؟ آیا این تلنگری برای بیداری ما نیست؟ آیا نباید در مسیر زندگی و رشد و تعالی تجدید نظر کنیم؟ آیا دوست داشتن ، عشق ورزیدن به کسانی که نمی شناسی ، بی توقع بودن ، تلاش مستمر و فداکاری بازخوردی از ظهور این مهمان منحوس دست ساز بشر نیست؟ آیا وقت آن نشده که شهرت ، ثروت، قدرت و کینه ها را در راه انسان شدن فدا کنیم و بیشتر مهر بورزیم تا قیمتی شویم.
    تاریخ کهن بشریت، از این بازیچه ها و سرد و گرم های روزگار بسیار بخود دیده، بلایای عظیمی که نسل انسان را دچار بحران های بزرگ نموده و انبوهی از جانداران را تا معرض انقراض نسلها پیش برده است. اما آدمی با غرور و تکبری که در ذات خود دارد همواره فراموش می کند که جهان را صاحبی قادر، رحمان و رحیم است که ما را هدایت و حمایت می کند، خود می دهد و خود می گیرد و به هر که بخواهد بی حساب عطا می کند و امید را که چراغ راه است، در دل بشر روشن نگه می دارد.
    امروز کرونا یک بحران زیستی است ، پدیده ای فراگیر و چند وجهی ، که ابتدا با ماهیت بیماری زایی خود را آشکار شد و سلامت روحی و روانی را تهدید نمود و در نهایت به سرعت بر کل سیستم های اقتصادی اجتماعی علمی و… احاطه یافت و جهان جدیدی خلق کرد. نگاه به زندگی را از زاویه دیگری برای جهانیان گشود. به قول استاد انوشه “در این دوران شرط بودن ما، با هم نبودن ماست” که نگاه و تفکری مجدد به انسان بخشید که مثل همه موقعیت های چالش برانگیز و البته طبیعی و مبهم! با آن کنار بیاییم، بپذیریم و با آن زندگی کنیم. زندگی را آنقدر جدی نگیریم، ترس و ناامیدی را در درون خود پرورش ندهیم چراکه همه اینها پاسخ طبیعی انسان به پدیده ها است. در این دیدگاه فاصله اجتماعی به معنای انزوای اجتماعی نیست، تا هرگونه ارتباط زندگی معمولی را کنار گذاریم، بلکه راهکاری است که شیوع را کاهش دهیم.
    شرایط ناگوار این زمانه، آزمونی است از طرف خداوند که خود نیز در قرآن فرموده است:« وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ» از دست دادن دوستان و بستگان بر اثر مرگ و نیز مصائب جسمی چون بیماریها و جراحت ها از مصادیق امتحان با مال و جان است(بقره،۱۵۵). باید راه کنار آمدن و مقابله با مشکل را فراگرفته باشیم و با نگاهی نو ، جور دیگر ببینیم. سرگرمی های جدید ابداع کنیم، آموزش ها و دانش ها را بدون حضور فیزیکی در کلاس درس به روز رسانی کرده و یاد بگیریم از همه فناوری های نوین بهره جویيم و در کمک به همنوع سهیم باشیم. معنای زندگی را از زوایای مختلف واکاوی کنیم. و در تحکیم نهاد خانواده فرصت به دست آمده را غنیمت شمرده و خانه نشینی را تبدیل به فرصتی دل گرم کننده و صمیمی با اعضای خانواده و درک بهتر یکدیگر، نمائیم.
    تنها حربه کارآمد و راهبرد مداخله جویانه ما در جنگ با این ناخوانده مهمان، فاصله گذاری اجتماعی، بالا بردن سطح درک و شناخت از بیماری، رعایت دستورالعمل های بهداشتی و تنها دلارامی ما امید و ایمان به خدا است. آنچه خارج از کنترل ماست به حضرت حق وا می گذاریم و بر او توکل می کنیم تا یاس ناامیدی و ترس و اضطراب را در مقابله و معامله ای سنگین و پر فریب نبازیم و در تقابل با این زورمند قوی مغلوب نشده و پیروز جنگ باشیم و روی زندگی حسابی دوباره باز کنیم
    دیر زمانی نخواهد گذشت که دوباره عزیزانت را در آغوش خواهی گرفت و از دوران گذشته، مصائب و خاطرات کرونا سخن خواهی گفت و به فرزندان خود اندرز می دهی که عشق و محبت پایان ناپذیر است و عمرانسان کوتاه، و ناگواری ها تکرار شدنی، شاید این مخلوق دست انسان که در هر حال خالق ابتدا و انتهایش معبود بی نیاز است توانسته تو را به تعمق و تامل وا دارد و قدمی به سمت انسانیت رهنمون سازد. و برای نبردی دیگر در آینده آماده سازد.
    رویا کتابی
    اداره کل آموزش دانشگاه صنعتی اصفهان
    اسفند۱۳۹۹شمسی

    پاسخ دادن