جست‌و‌جوی همه منابع

دانشگاه، هویت و سیاست زندگی

دانشگاه امروزی در اثر چرخش های فرهنگی، اجتماعی و فناوریدر عصر حاضر دستخوش تغییراتی شده و این تغییرات موجب ظهور مفاهیم تازه ای در مطالعات آموزش عالی، علم و فناوری گردیده است.

در این بستر جهانی، در سال های اخیر مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری نه تنها مورد توجه واقع شده بلکه در نظام شناخت و آینده نگری آموزش عالی اهمیت محوری پیدا کرده است. فهم چالش های پیش روی آموزش عالی و انتظارات از آن با تکیه بر مولفه های درونی و بیرونی نظام علم، وضعیت فعلی و آینده نگری تعاملات میان دانشگاه و محیط پیرامون به مدد مطالعات فرهنگی و اجتماعی را ممکن می نماید.

همچنین در شرایط دو دهه اخیر در جامعه ایران و توسعه زیاد مراکز آموزش عالی، تقاضا و رقابت برای حضور زنان در دانشگاه، فرصت حضور و مشارکت اجتماعی آن‌ها را افزایش داده و با حضور زنان در مراکز دانشگاهی و شغلی، که در اغلب موارد با نقش‌های مادری و همسری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، بسترهای جدیدی برای ایفای نقش و برساخت هویت زنان شکل گرفته است. موقعیت‌های چند وجهی که در قالب چند نقش متفاوت و گاه متضاد توانسته تصویر جدید و تیپ‌های هویتی جدیدی از زنان را شکل دهد.

کتاب «دانشگاه، هویت و سیاست زندگی زنان» در این راستا تلاش کرده که در قالب شش بخش مختلف، ابعاد هویت زنانی که همزمان دارای چند نقش همسری، مادری، کارمندی و دانشجویی هستند را مورد بررسی قرار دهد. این کتاب به مسئله سیاست زندگی و پرسش هویتی این زنان پاسخ می­دهد و فرایندی از برساخت خلاقانه هویت این زنان از خلال تجارب و فضاهای جدید را در هویت چندلایه آنها ترسیم می­کند. این کتاب روایتی از تصویر نهایی هویت زنانههمراه با چالش­ها و ماجراجویی­ها­ی آن در فضای فردی و اجتماعی است.

 

بخش های ۵ گانه این کتاب به شناخت موضوعات زیر می پردازد:

بخش اول: شناخت انگیزه های زنان و نقش آن ها در تحولات هویتی

در بخش اول این کتاب به بررسی ماهیتتمایلات و انگیزه­های زنان از تجربه نقش های همزمانازمنظرزنانپرداخته شدهو بررسیمنابعانگیزهبخشوبهتبعآننحوهانتخابایننقشهایهمزماندرابعادمختلف بررسی شده است. دراینبخشسعیشدهباتاکیدبربخشیازفرایندبرساختاجتماعیهویت،نقاطآغازیناینفرایندزیرعنوان “انگیزه ها و تمایلات زنان” مورد بررسی قرار گیرد. در یک تحلیل ساختاری این موضوع را در دو سطح نظری-تبیینی و تجربی-تفسیری بررسی کرده تا در این راستا الگویی از فرایند انگیزش زنان مورد مطالعه ترسیم گردد. اشتغال زنان و آموزش عالی هم حاصل فرایندهای توسعه و تجدد هستند و هم بسترهایی برای برساخت تجربه تجدد و هم انسان مدرن شدن، بر همین اساس زنان وقتی وارد این عرصه های جدید می شوند، عملا انگیزش و تجربه ای را نشان می دهند که می توان آن را ذیل تجربه زنانه از تجدد قرار داد و در این مطالعه نیز بر آن تاکید شده است.

 

بخش دوم: شناخت و بررسی نوع تعاملات زنان در فرآیند تحول و هویت یابی

فرصت های آموزش برابر برای زنان در شرایط فعلی منجر به نقش های متعددی شده و بدنبال این امر، زنان مجبور به حضور و تعامل در راستای ایفای نقش های خود هستند و این درحالی است که حضور آنها در نقش های اجتماعی، هیچ نسبتی از وظایف خانه داری و مراقبت از فرزندان را برای آنها کاهش نداده و اکنون با تعدد نقش، وظایف نقشی دیگر نیز تحت الزام های نقشی، آنها را در شرایط متفاوتی از قبل قرار داده است. زنان در این راستا همواره برای مدیریت این نقش­ها مشغول انجام تعاملات متعددی هستند و اغلب با تکیه بر توانمندیهای فردی و اجتماعی خود سعی در مدیریت بهتر شرایط می کنند. این تعاملات بصورت مستمر می تواند تصویر هویتی جدیدی از زنان را نشان دهد. هدف این بخش از کتاب، بیان موقعیت تعاملی زنان در نقش های چندگانه ولایه های متعدد هویتی آنهاست. ترسیم تصویری از استراتژیهای آشکار و پنهان و گاه مبهم زنان در تعارضات و چالش های حوزه خصوصی و عمومی و تلاشی در جهت به تصویر کشیدن جایگاه و موقعیت زنان، در انجام وظایف و مسئولیتهایشان در مواقعی که خود تنها تعیین کننده شرایط خود نیستند.

 

بخش سوم:شناخت ایده آل‌های هویتی از منظر زنان و نقش آن ها در شکل دهی به هویت زنانه

زنان نیز به­ عنوان گروه های جمعیتی برای شکل بخشیدن به هویت خود از آرمان های مترتب بر گفتمانهای موجود اجتماعی تبعیت می کنند و در دهه ها اخیر با حضور خود در نقش های متفاوت، لایه های هویتی متعددی را تجربه می کنند، آنها با دسترسی به منابع جامعه پذیری جدید همچون تحصیلات و اشتغال عموما بر اساس آرمانهای فردی و اجتماعی خود دست به انتخاب زده و در یک فرایند تعاملی تصویر جدیدی از هویت را برای خود برساخت می کنند و همزمان با بازاندیشی در شرایط موجود خود، توقعات متعددی نسبت به آینده زندگی و سبک زندگی خود داشته و به دنبال صورت بندی جدیدی از هویت خود هستد. آنچه در این بخش از پژوهش به آن توجه و مورد سوال قرار گرفته، بررسی این موضوع است که زنان در طی فرایند برساخت هویت که نقطه شروع آن را تفکری ایدئال از زن موفق و خوب در جامعه می دانیم، چگونه دست به عمل زده و چه استراتژیهایی انتخاب می کنند و در نهایت جامعه شاهد تحقق چنین آرمان هایی در واقعیت هویت زنانه است یا خیر؟

 

بخش چهارم: پیامدهای تحول هویتی زنان در فرآیند هویت یابی

حضور گسترده زنان در آموزش عالی ایران، هم به مثابه یک رخداد اجتماعی و هم به مثابه یک مساله اجتماعی در دهه اخیر در فضای سیاست­گذاری فرهنگی و آموزشی در دانشگاه ها، به شدت چالش برانگیز بوده است. اینکه تجربه زنانه دانشگاه چه ابعاد و پیامدهایی دارد، یکی از موضوعات کلیدی زنان در آمورش عالی،‌ ابعاد و پیامدهای هویتی این تجربه است. ایننوشتاربرآناستکهتوصیفیازپیامدهایناظربهانتخابوکنشزناندرزندگیفردیواجتماعی­شانپسازحضوردردانشگاهرانشاندهد.

 

بخش پنجم: پیامدهای این تحول بر ابعاد هویت معنوی و دینی زنان

در جامعه ایران یکی از منابع مهم هویت، نهاد دین است که به تبع آن، هویت دینی و معنوی هم لایه ای از هویت فردی و اجتماعی خواهد بود. یکی از عوامل تاثیر گذار بر تجربه هویتی زنانه، تجربیات دینی استچارچوب مفهومی هویت دینی با استفاده از رویکرد فرایندی هویت و تاکید بر تاثیر متقابل کنش و ساختار، می تواند نشان دهنده تحولات نسبی و گاهی بنیادین در نگرش های دینی باشد.در واقع این بعد از هویت زنانه نیز مانند ابعاد و لایه های دیگر هویتی زنان دستخوش تغییر و تحول شده و آنها را در شرایط کنونی زندگی­شان دچار چالش نموده است؛این امر در بخش پنجم مورد بررسی مبسوط قرار گرفته است.

 

بخش ششم: نتیجه­‌گیری

در این فصل به ارائه تصویری جامع و تفصیلی از یافته های پژوهش پرداخته شده است. به این منظور، این بخش شامل پنج قسمت عمده از یافته های پژوهش است که در مرحله نهایی این پنج بخش توانسته تصویری کلان از فرایند برساخت هویت زنان مورد مطالعه را نشان دهد.

 

مشخصات کتابشناسی؛

طیبی‌نیا، مهری،دانشگاه، هویت و سیاست زندگی (۱۳۹۶)، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی