جست‌و‌جوی همه منابع

ارزیابی دانش بومی

توسعه به امری محتوم برای کشورها در جهان امروز در آمده است بگونه‌ای که یکی از ملاکها و معیارها برای تقسیم بندی کشورها بر اساس این مفهوم شکل گرفته و کشورها به توسعه یافته و درحال توسعه تقسیم بندی می‌شوند. از سوی دیگر می‌دانیم هیچ پدیده‌ای فارغ از تبعات خواسته و ناخواسته نمی‌باشد به همین خاطر، توسعه و تبعات آن نیز مد نظر اندیشمندان قرار گرفته و در خصوص پیش‌بینی و کاهش تبعات ناخواسته آن، بخصوص اینکه این پدیده برای کشورهای غیرغربی امری بیرونی و غیر محلی محسوب می‌شود، به چاره‌اندیشی افتاده‌اند. در این میان انسان شناسان تلاش دارند با استفاده از دانش بومی/محلی در فرایند توسعه دخالت کرده و استلزامات آن را شناخته و نه تنها نسبت به مهار تبعات منفی آن طرح و ایده‌هایی را مطرح کنند، بلکه در اجرای بهتر و موفقیت‌ آمیزتر اینگونه طرح‌های توسعه‌ای نقش موثری را ایفا نمایند.

ترجمه حاضر حاصل کنفرانس انسان‌شناسان اجتماعی (۲۰۰۰ م) است که در لندن برگزار شده است. این مقالات به همت سه انسان شناس به نام‌های آلن بیکر، عضو گروه انسان‌شناسی دانشگاه کنت الیوت، پل سیلیتو استاد انسان‌شناسی دورهام و جوهان پاتیر، عضو گروه انسان شناسی دانشگاه لندن جمع‌آوری و تدوین شده است. «اگر چه تمامی نویسندگان مقالات کتاب انسان‌شناس نمی‌باشند اما مطالب آن پیوندهای روشنی با آثار قوم‌نگاشتی دارد.»

پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گزیده‌ای از آن مجموعه مقالات را به چاپ رسانیده است. از نظر ناشر برخی از مقالات به قدری بومی و خاص بوده که حاصلی برای خواننده ایرانی نمی‌توانسته داشته باشد و به ناچار حذف شده اند  و در نتیجه این کتاب با شش مقاله و به همراه دیباچه، سخن مترجم، مقدمه در ۱۹۱ صفحه انتشار یافته است.

دانش بومی را میتوان به «دانشی که یک جامعه بومی (محلی) در طول نسل ها در یک محیط خاص اندوخته میکند» تعریف کرد که تمامی دانش ها، مهارت ها و راه و رسم هایی که می‌تواند جامعه را قادر سازد تا به معیشت پایدار در محیط های زیست خود دست پیدا میکند را شامل می‌شود. موضوع کتاب، مشارکت در توسعه جوامع روستایی و بومی است. این کتاب قصد دارد تا «تصویری اجمالی از مسیرها و رویکردهای تازه برای واکاوی نقش جوامع محلی در تولید دانش، مبتنی بر درک پیچیده آنها از محیط شان، در ابداعِ ساز و کارهایی برای حفظ و تدوام شیوه زندگی‌شان در ایجاد سازمان هایی جامعه ـ بنیان را ارئه کند».

در مقاله اول که عنوان آن نظریه و روش‌های دانش بومی است نویسنده تلاش می‌کند ضمن بیان این نکته که مشارکت در توسعه نخست مستلزم تصمیم گیری خود مردم در خصوص اهداف و اقدامات توسعه‌ای و در ثانی دانشی که مرتبط با زندگی، زمان، و مکان واقعی می‌باشد، به استلزام دوم می‌پردازد.

وی برای رفع ابهام از مفهوم دانش محلی ضمن تحلیل معناشناختی اصطلاحات دانش محلی، اَشکال و سطوح آن را مورد بررسی قرار می‌دهد. وی ضمن بر شمردن ویژگی های دانش بومی مدلی کلی در مورد دانش بومی ارائه می‌دهد. پس از آن وارد مباحت روشی در این باره شده و با بیان معایب و محاسن تکنیک های استخراج اطلاعات مربوط به دانش محلی، «روش شبکه ذخایر» به عنوان روشی که امکان استخراج اطلاعاتی در خصوص شناخت ها و احساسات محلی را به نحوی قاعده مند و در عین حال ظرافتمندانه را به ما می‌دهد، معرفی کند.

مسائلی پیرامون مطالعات دانش بومی عنوان دومین مقاله است که توسط شش نفر به نگارش در آمده است. نویسندگان به چیستی دانش بومی و نسبت انسان‌شناسی و دانش بومی پرداخته اند. نویسندگان تلاش دارند رویکردی بدیل را به دانش بومی معرفی کنند تا ضمن ابهام زدایی از ایده نظام های دانش، تحقیق ثمربخش را، بی آنکه همواره محتاج به سرمایه‌گذاری پر زحمت در تحقیق میدانی قوم نگارانه داشته باشد، امکان پذیر سازند.

در مقاله سوم با عنوان یک مدل تصمیم گیری برای گنجاندن دانش بومی در پروژه ها و تحقیق «دانش بومی» نویسنده فارغ از مشاجرات نظری در خصوص معنای دانش بومی و ضرورت و حتی صحت رویکردها به توسعه، مسائل عملی و فنی طراحی و مدیریت پروژه هایی که یک تحقیق دانش بومی را در خود می‌گنجاند را توضیح می‌دهد.

مقاله چهارم با عنوان تاریخ محلی در حکم «دانش بومی» به اهمیت تاریخ محلی در دانش بومی پرداخته و ضمن بررسی اصطلاح دانش بومی غلبه ارزش علمی و حقوق خاص زیستی و اقتصادی که غالباً با استعمال این اصطلاح تلویحاً مورد تایید قرار می‌گیرد را به نقد می‌کشد و به نقش انسان‌شناسی و روش قوم نگاری در توسعه می‌پردازد.

در مقاله پنجم با عنوان سازمان های غیر دولتی بین‌المللی، پروژه‌ها و تحقیق «دانش بومی» خواننده با نحوه تعامل دانش بومی و محلی با سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی که مقرهای متعددی از شمال تا جنوب در جهان دارند و در عرصه عمل از مخالفین تاکید بر شیوه غربی توسعه هستند، آشنا می‌شود.

در مقاله پایانی با عنوان  دانش بومی و مذاکره بر سر تغییر و استمرار نویسنده انجام هر پروژه توسعه‌ای را نیازمند یک فرایند گفتگو میان پروژه و مردمی که قرار است توسعه یابند میداند. وی تلاش میکند مقاله خود را درخصوص نحوه ورود به یک جامعه و ارائه طرح هایی برای تغییر و توسعه و برقراری گفتگویی معنادار سامان دهد. بدین منظور با بررسی سه سند ملی مربوط به آموزش علم در ایالات متحده امریکا و کانادا به بررسی و نقد و ارزیابی این مساله می‌پردازد که چگونه آموزش و پرورش با ارائه شیوه ای خاص و معین از اندیشه و تفکر، دانش آموزان را به سوی فرهنگ آموختگی خاص سوق میدهد.

کتاب حاضر محملی است برای آشنایی با تجربه دیگران درخصوص «توسعه» و نقش «دانش بومی/محلی» در آن که برای سیاستگذاران و برنامه‌ریزان ایرانی می‌تواند مفید فایده باشد.

 

مشخصات کتاب‌شناسی؛

بیکر، آلن و همکاران(۱۳۹۳) ارزیابی دانش بومی، ترجمه زارعی، طاهر، تهران، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی