اینجا همه آدم‌ها معمولی‌اند: نگاهی به تصویر زندگی اساتید دانشگاه در اینستاگرام

شصت و نهمین نشست مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و هشتمین نشست تخصصی گروه مطالعات ارتباطات و فضای مجازی مؤسسه با حضور دکتر بهارک محمودی به ارائه یافته‌های پژوهش این عضو هیئت علمی دانشگاه در خصوص نحوه بازنمایی تصویر زندگی همکارانش در اینستاگرام اختصاص داشت.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، محمودی در این نشست که ۲۳ تیرماه برگزار شد اظهار داشت: تا جایی که اطلاع دارم این پژوهش، اولین بررسی در زمینه تصویر زندگی اعضای هیئت علمی دانشگاه در اینستاگرام در داخل و خارج کشور است، البته این که محققان خارجی بدین موضوع نپرداخته‌اند شاید عمدتا ناشی از این باشد که برخلاف ایران که حساسیت‌های خاصی بر فضای فعالیت اعضای هیئت علمی حاکم است در آن کشورها، تفاوت زندگی روزمره اساتید با زندگی آکادمیک آنها آنقدر پررنگ نیست که موضوع تحقیق باشد؛ اما این که چرا بررسی شکل زندگی‌ای که از اساتید در اینستاگرام می‌بینیم برای من جالب شد به شگفتی‌ای برمی‌گردد که از برداشته شدن ناگهانی حجاب اطلاعاتی سنگین بین ما دانشجویان نسل گذشته و اساتیدمان پس از ورود آنها به فضای اینستاگرام با آن مواجه شدم.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی خاطرنشان کرد: زمانی که هر یک از ما در شبکه اجتماعی اینستاگرام فعال شدیم، گروهی از اعضای این شبکه که آنها را فالو می‌کردیم، اساتید دانشگاه بودند. یادم افتاد که تا چند سال پیش استادان و معلمان ما در چه جایگاه کاریزماتیک و کاملا دست نیافتنی و معمولا مقتدرانه‌ای بودند که حتی تصور دانستن جنبه‌هایی از زندگی شخصی آنها که امروز در صفحات اینستاگرامشان به نمایش گذاشته شده هم برای نسل ما محال و دور از دسترس بود.
معلم‌های ما با حجاب در کلاس حاضر می‌شدند که این حجاب فراتر از حجاب عرفی، حجاب اطلاعاتی در مورد زندگی آنها هم بود. تا جایی که تقریبا هیچ چیز درباره زندگی شخصی و خانوادگی معلمانمان نمی‌دانستیم. وقتی هم که به دانشگاه رفتیم این کنجکاوی و حس بازیگوشانه همچنان در ما بود که بدانیم استادمان مثلا خانه‌اش کجاست، همسر و فرزندانش چه شکلی هستند و پرسش‌هایی از این دست که پاسخی برای آن‌ها نبود؛ در حالی که الان، اساتید، عکس همسر و خانواده و حتی پدر و مادر و خواهر و برادر خود یا تصاویری از خانه و محله‌شان، مسافرت‌ها، جشن تولد و … را هم در صفحه اینستاگرامشان در معرض نمایش می گذارند و حجاب اطلاعاتی‌ای که تا همین چند سال پیش وجود داشت، کاملا کنار رفته است.

محمودی تصریح کرد: تا چند وقت پیش، هاله اقتدار یا کاریزمای استاد، مانع از ارتباط نزدیک استاد و دانشجو می‌شد. یادم هست، وقتی که می‌خواستیم چند دقیقه با استاد خود صحبت کنیم باید چند روز قبل به دم اتاق استاد می‌رفتیم، ساعت‌های حضورش را می‌دیدیم، یک بار می آمدیم درخواست وقت می کردیم و یک بار برای صحبت با استاد مراجعه می‌کردیم، اما الان تقریبا مانعی برای تماس دانشجو با استاد نیست و حتی اگر استاد در اینستاگرام هم نباشد، امکان ارتباط با او از طریق تلگرام یا واتساپ و .‌‌.. وجود دارد. کشف جنبه‌های جالب و حالات مختلف این فضای جدید ارتباطی بین استاد و دانشجو، بررسی تفاوت صفحات اعضای هیئت علمی عضو اینستاگرام با سایر کاربران این شبکه، نحوه بازنمایی زندگی اساتید در اینستاگرام با توجه به ضرورت شفافیت به عنوان منطق و ذات فضای مجازی و در عین حال تبعات احتمالی این شفافیت در به چالش کشیده شدن جایگاه سنتی استادان به نظرم موضوعات جذابی برای پژوهش بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه در تبیین جنبه های نظری پژوهش خود گفت: در ابتدا مثل هر پروژه‌ای در زمینه «بازنمایی»، بیشتر دنبال بررسی چگونگی رفتار اساتید در بازنمایی و نمود خود و نظریات این حوزه بودم ولی بعد از مدتی با همفکری دکتر کیا به این نتیجه رسیدیم که مسأله ما در اینجا، صرفا مسأله نمایش و مصرف فرهنگی نیست، بلکه اینها جزئی از دایره کلی بستر نظری و سوالات این پروژه هستند؛ لذا مفاهیمی مثل زندگی نمایشی و سرمایه اجتماعی و مصرف فرهنگی و … پویایی لازم برای پاسخ دادن به سوالات ما را نداشت. از طرف دیگر، اینستاگرام تنها یک موقعیت صرف نیست بلکه شبکه‌ای شامل مجموعه نیروهایی مختلف است که با هم در آن حضور دارند و چیزی را اجرا می کنند، لذا سعی کردم به جای نظریات «بازنمایی» از نظریات مربوط به «اجرا» (پرفورم) استفاده کنم.

وی با بیان این که حضور و اجرای خود استاد در اینستاگرام در پیوند با موقعیت فرهنگی اساتید در فضای بیرون از اینستاگرام قرار می گیرد، اظهار داشت: در واقع اجرای استاد در اینستاگرام در ارتباط با اجرای استاد در طول زندگی روزمره‌اش است که باید مورد مطالعه قرار گیرد. خود موقعیت فرهنگی استاد دانشگاه، ارزش‌هایی را ایجاد می‌کند که تکرارشان در فضای مجازی به تکرار هویت استاد بودن منجر می‌شود – حداقل فرض ما این است که فضای اینستاگرام نوعی موقعیت اجرایی برای استادان دانشگاه برقرار می‌کند که آن را با هویت استاد دانشگاهی آنها پیوند می‌زند. این موقعیت، نظامی از روابط است که با ارزش‌هایی مثل نظم و تعهد پیوند می‌خورد. این که چگونه در اینستاگرام باید حضور داشته باشیم، از چه نظمی پیروی کنیم و به برای ادامه حضورمان در اینستاگرام به چه چیزهایی تعهد بدهیم، همگی در نظریه اجرا وجود دارد و می‌تواند در مفصل بندی این ماجرا به من کمک کند.

محمودی خاطر نشان کرد: مسأله این است که این موقعیت اجرایی بدون نظم از هم می‌پاشد. و ضامن عملیاتی شدن این موقعیت اجرایی، همان نظم و تعهدی است که می‌دانیم از وقتی که می‌خواهیم وارد این فضا بشویم و حساب کاربری برای خود بسازیم باید آن را بپذیریم. در واقع با پذیرفتن و یاد گرفتن و عادت کردن به این مجموعه قوانین است که وارد فضای اینستاگرام می‌شویم. اینجاست که مفهوم اجرا با هویت گره می‌خورد.

وی تصریح کرد: ما با حضورمان در اینستاگرام، به شکلی طبیعی این قوانین و نظم را می‌آموزیم. هویت هم مفهومی نیست که در لحظه اتفاق بیفتد بلکه با تکرار نقش ها و رفتارها و ارزش هاست که شکل می‌گیرد. موقعیت دیگری که با هویت گره می‌خورد، تکرار است. با نظریه اجرا می‌توان درباره تکرارهای ممکن حرف زد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی افزود: وقتی داریم تصاویر را تحلیل مضمون می‌کنیم، این تکرار خیلی به درد می خورد. چون مضامین آنجا برجسته می‌شوند که می‌بینیم یک مفهوم دائما در چندین تصویر با ریتمهای متفاوت تکرار می‌شود. از سوی دیگر، هویت هم هیچ وقت به پایان نمی‌رسد و یک مفهوم سیال و در حال رشد است که مثل انرژی از حالتی به حالت دیگر تغییر می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: سؤال اساسی ما این است که اعضای هیئت علمی دانشگاه چگونه حضور خود را در اینستاگرام به اجرا در می‌آورند. اساتید سوژه‌هایی هستند که در یک نظام ارتباطی، جایگاهی را برای خود اشغال می‌کنند که برای ماندگاری در آن باید به یک سری ارزش‌ها متعهد شوند. ما هم دنبال پیدا کردن این ارزش‌ها هستیم و این که هویت استاد چگونه در این نظام ارزشی قرار می‌گیرد و یک استاد چگونه هویت خود را با بارگذاری پست‌های اینستاگرامی و تکرار آنها به اجرا می گذارد.

محمودی تصریح کرد: مسأله‌ای که در اینستاگرام خیلی اهمیت دارد، نشان دادن و در معرض نمایش قرار گرفتن است. در واقع اینستاگرام عرصه‌ای است که همه ما کاربران آن داریم برای هم محتوا تولید می‌کنیم. البته در این میان، بحث «افشاگری» گاهی وقتها خیلی مورد توجه قرار می‌گیرد و برای دنبال کنندگان جذاب می‌شود ولی این افشا کردن اغلب با بازخواست کردن هم همراه می شود یعنی فالوئرها با لایک نکردن یا آنفالو یا بلاک کردن شما از مجموعه دنبال کنندگان خود نشان می‌دهند شکل افشاگری شما را قبول ندارند. در چنین فضایی و با توجه به پیچیدگی‌هایی که در عرصه هیئت علمی در ایران وجود دارد است که می‌بینیم چگونگی حضور اعضای هیئت علمی در اینستاگرام می‌تواند نقطه شروعی برای مطالعات ما باشد در حالی که چنین چیزی در کشورهای خارجی که تفاوت زندگی روزمره و آکادمیک اعضای هیئت علمی دانشگاه‌هایشان بسیار کم است، مسأله‌ قابل توجهی تلقی نمی‌شود.

محمودی تصریح کرد: روشی که برای این پژوهش انتخاب کردیم، مردم نگاری دیجیتال است یعنی همان کارهایی را که در مردم نگاری واقعی انجام می‌دهیم در شبکه های اجتماعی انجام می‌دهیم. به دقت می‌بینیم، گوش می‌دهیم و گفت‌وگوها را بررسی و ثبت می‌کنیم. در واقع با مجموعه‌ای از اطلاعات مثل ویدیوها، کامنت‌ها، تصاویر و … مواجهیم که اغلب خیلی بیشتر و متنوع‌تر از اطلاعات مردم نگاری در جهان واقعی است و از طرف دیگر این مزیت را دارد که برخلاف مردم نگاری واقعی که خیلی وقتها مخاطب هدف مخاطب ما مشخص است، در مردم‌نگاری دیجیتال این اتفاق نمی‌افتد و حقیقت این است که اطلاعاتی که دارد نشر پیدا می کند، مشخصا برای یک یا دو مخاطب خاص نیست بلکه عرصه‌ای است کاملا شفاف و شاید صادقانه برای مطالعه. به عبارت دیگر کاربر چندان فکر نمی‌کند که اطلاعاتی را که به اشتراک گذاشته چه کسی می‌خواند و مورد مطالعه قرار می‌دهد و از این جهت جذاب است.

وی خاطرنشان کرد: با این که من پروفایل‌هایی را برای مطالعه انتخاب کردم که عمومی بودند ولی حین مطالعه، احساس فضولی بیش از اندازه داشتم یعنی می گفتم نکند کارم غیراخلاقی باشد و همان حساسیت‌هایی را که در گذشتن از حریم خصوصی افراد احساس می‌کنیم تجربه می‌کردم و مدام به آن عرصه نمایش دادن و به اجرا گذاشتن برمی‌گشتم. با این که سطح دسترسی این صفحات توسط کاربران، عمومی انتخاب شده بود یعنی خودشان خواسته بودند که دسترسی عموم به صفحاتشان آزاد باشد ولی می‌گفتم نکند آنها دوست نداشته باشند که امثال من انقدر دقیق به واکاوی صفحات آنها بپردازیم.

محمودی درباره حساب‌های کاربری که در این مطالعه مورد نظر قرار داده گفت: صفحات مورد بررسی مربوط به اعضای هیئت علمی از رشته‌های مختلف علوم انسانی و غیرعلوم انسانی بود. در ابتدا علوم پزشکی هم جزو رشته‌های مورد مطالعه بود ولی بعد از مدتی دیدم فضای صفحه‌های رشته‌های پزشکی آنقدر با دو گروه دیگر متفاوت است که تحقیق متفاوتی را می طلبد که در این مقال نمی گنجید.
از طرف دیگر، ابتدا دنبال این بودم که صفحاتی را مطالعه کنم که حداقل بیشتر از هزار دنبال‌کننده داشته باشند ولی بعد از مدتی دیدم آرزوی زیادی است چون اکثر صفحات اعضای هیئت علمی کمتر از ۵۰۰،۶۰۰ دنبال کننده دارند. با این که اینفلوئنسری و ضریب نفوذ اساتید، مسأله تحقیق من نبود و اجرای خود آنها مسأله بود ولی سعی کردم کاربرانی را انتخاب کنم که نسبتا فعال به حساب بیایند. بدین لحاظ سراغ کاربرانی رفتن که حداقل ماهی یک پست در یک سال اخیر گذاشته باشند شاید با توجه به منطق اینستاگرام این هم خیلی پرکاری به حساب نیاید اما برای این که شیوه انتخاب نمونه ها را منظم کنم این قاعده را گذاشتم.

وی درباره شیوه دسترسی به نمونه‌ها گفت: در رشته‌های علوم انسانی چون رشته خود ماست چندان مشکلی نداشتیم و عمدتا دست به نمونه برداری گلوله برفی در خود شبکه اجتماعی زدم. یعنی به صفحات مجازی چند استاد مراجعه کردم و از فالوئرهای صفحات آنها خواستم که اساتید دیگر در رشته خود را به من معرفی کنند.

محمودی خاطرنشان کرد: حاصل این پژوهش، حدود ۲۰ روایت است که ۱۰ روایت مربوط به اعضای هیئت علمی رشته های علوم انسانی از قبیل ارتباطات و روان‌شناسی و ادبیات و ۱۰ روایت مربوط به اعضای هیئت علمی رشته‌های غیر علوم انسانی از جمله رشته‌های فنی – مهندسی، علوم پایه و هنر است. البته قبل از بیان یافته‌های طرح بد نیست به چند نکته هم اشاره کنم از جمله این که به نظر من در ذهن بیشتر ما، اینستاگرام یک فضای زنانه تلقی می‌شود، یعنی آنچه از اینستاگرام – مثلاً در فضای اینفلوئنسرها و بلاگرها – می بینیم آن را تبدیل به فضایی زنانه کرده است. خود من هم همین طور فکر می‌کردم و اتفاقا نخستین اساتیدی که با دیدن صفحاتشان به این پژوهش علاقمند شدم، خانم بودند؛ اما الان که از تحقیقم می‌گذرد و در انتخاب نمونه‌ها دچار مشکل شده‌ام، می‌بینم که اتفاقا فضای اینستاگرام در حوزه کاربری اساتیدی دانشگاه، فضایی کاملا مردانه است. حدس من این است که از آنجا که افشاگری خود توسط اعضای هیئت علمی زن با توجه به شرایط عرفی ایران، خیلی سخت تر بوده و با محدودیت ها و اما و اگر های بیشتر همراه است، لذا دستیابی به نمونه های پابلیک (صفحات اینستاگرامی با قابلیت دسترسی عمومی) آنها دشوارتر از پیدا کردن صفحات همکاران مرد آنهاست.

وی تصریح کرد: نکته جالب دیگر نشانه‌ ظاهری‌ای بود که من را به حساب‌های کاربری زنان استاد دانشگاه هدایت می‌کرد و آن عکس پروفایل با مقنعه مشکی بود. در جست‌وجوی نمونه‌ها وقتی با حسابهای کاربری که صاحب آن مقنعه مشکی داشت مواجه می‌شدم و به صفحه شان می رفتم صاحب حساب به نوعی با فضای آموزش مربوط بود و البته اکثرا صفحه‌شان خصوصی بود! نکته دیگر، علوم انسانی بودن این فضا است.
با دوستان مختلف از رشته‌های فنی که صحبت می‌کردم تا استادانشان را به من معرفی کنند بیشترشان می گفتند اینستاگرام، فضای بچه های فنی – مهندسی نیست و بیشتر در لینکدین فعال هستند.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی خاطرنشان کرد: اعضای هیئت علمی که در فضای اینستاگرام فعال‌اند، بیشتر از رشته‌های علوم پزشکی و در وهله بعد از رشته‌های علوم انسانی و سپس هنر و در آخر از گروه فنی – مهندسی هستند. یک نکته دیگر تخصصی تر بودن فضای اینستاگرام اعضای هیئت علمی فنی – مهندسی نسبت به سایر رشته هاست. اساسا تنوع مضمونی چندانی در صفحات اعضای هیئت علمی رشته های غیر علوم انسانی وجود ندارد مثلا اعضای هیئت علمی پزشکی که اساسا به نظر می‌رسد صفحاتشان، ادامه فعالیت مطبشان در فضای مجازی است و پست‌هایی که در حساب کاربری خود دارند عمدتا مربوط به فعالیتهای حرفه‌ای آنهاست. فضای فنی – مهندسی هم تقریبا این طور است یعنی تنوع محتوایی و مضمونی که در رشته های علمی انسانی هست در آنجا وجود ندارد.

وی درباره نتایج بررسی صفحات اینستاگرام اعضای هیئت علمی مورد بررسی در این پژوهش از لحاظ انواع اجرای خود گفت: با مطالعه صفحات کاربری این ۲۰ کاربر عضو هیئت علمی به مضامین تکرار شونده‌ مختلفی برخوردم که آنها را به چهار دسته «خود آکادمیک»، «خود روزمره»، «خود عرصه عمومی» و «خود مناسبتی» تقسیم‌بندی کرده‌ام. البته خود آکادمیک و خود عرصه روزمره با هم در ارتباطند و خود روزمره و خود مناسبتی هم خیلی به هم نزدیکند به طوری که می‌توان آن‌ها را در یک گروه قرار داد ولی تفاوتهایی هم دارند که ترجیح دادم آن‌ها را در گروه مجزا قرار دهم.

محمودی با بیان این که اولین انتظاری که از صفحه اینستاگرام یک استاد داریم، دیدن «خود آکادمیک» اوست، اظهار داشت: خود آکادمیک مثل عکس کلاسهای آموزشی و سخنرانی ها و نشست‌های علمی، مقالات و پوستر سخنرانی ها و نشست‌های تخصصی و تصاویر یادگاری با دانشجویان و همکاران. چیزی که در این بین خیلی برایم اهمیت داشت، تلاش اساتید دانشگاه در بازنشر مطالب چاپ شده آنها در فضای مجازی است که بیانگر این حقیقت تلخ است که امیدوارند اگر چه کسی دیگر روزنامه و نشریه نمی‌خواند ولی احتمال دارد در صفحه اینستاگرام آنها، مطالب علمی‌شان را بخوانند.البته این امکان ضمن این که یک فرصت است می‌تواند یک تهدید هم باشد و به واقع اگر قرار است مطالب خود را در اینستاگرام بنویسیم چرا از اول برای اینستاگرام ننویسیم؟

وی افزود: از جمله مطالب خود آکادمیک اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، مطالبی است که در مورد فعالیت‌های علمی خود می‌نویسند.
از ویژگی‌های مشترک در صفحه اینستاگرام اعضای هیئت علمی این است که مثل روانشناسان خیلی از کپشن‌های آنها بسیار طولانی است. حداقل ۱۸ نفر از اساتید مورد بررسی از کلاسهای مجازی تصویر گذاشته اند. یکی هم عکسی از فرزندش در کنار صفحه لب‌تاپ کلاس مجازی گذاشته و پیوندی بین خود آکادمیک و خود روزمره‌اش ایجاد کرده که نشان می‌دهد نباید بین اشکال مختلف اجرا دیوارهای صوری بگذاریم.

محمودی با اشاره به نمونه‌ای از پستهای آکادمیک یکی از اساتید که در صفحه اش چالش کتابخوانی گذاشته و اعلام کرده به ۱۰ نفر از کسانی که دوستانشان را در پیام مربوطه تک کنند یک بسته از کتب ترجمه یا تألیف خود را جایزه می‌دهد، اظهار داشت: توجهی که این استاد در چالش کتابخوانی به کتابهای خود کرده به خود آمادمیک استاد مربوط است و تلاشش برای جذب فالوئر با تک کردن هم که شاید به نظر برسد رفتاری مختص اینفلوئنسرها است در واقع به همان قواعدی برمی‌گردد که همه کاربران اینستاگرام باید رعایت کنند.

وی افزود: منظور از خود عرصه عمومی، پست‌هایی است که در واکنش به اخبار و وقایع روز گذاشته شده و به خود آکادمیک استاد برنمی‌گردد. در این اجرا استاد تلاش می کند که با بیانی اغلب متفاوت و آکادمیک به مسائل اجتماعی و سیاسی بپردازد. از این دست پستها در صفحات اساتید کم نیست.
خود روزمره هم یکی از مهمترین شکل‌های اجرای خود است. به اشتراک گذاشتن تمامی لحظات خوش و ناخوش زندگی، بیان علایق و سبک شخصی زندگی مثل تمرکز، گیاهخواری، علاقه به طبیعت، .. کتابهایی که خوانده شده، آهنگ‌هایی که شنیده و فیلمهایی که دیده شده، عکس‌های خانوادگی، عکس‌های یادگاری از سفر و حضر و … در واقع پاسخی به همان کنجکاوی است که همه ما در دوره تحصیل نسبت به زندگی شخصی استادمان داشته‌ایم و الان خیلی راحت برطرف می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی با تاکید بر این که یک استاد دانشگاه هم در اینستاگرام از همان قواعد و سلسله ارزش های زیبایی شناسانه کننده زندگی روزمره خود پیروی می‌کنند که اینفلوئنسرها استفاده می‌کنند به تصویری از صفحه اینستاگرام یکی از اساتید مورد پژوهش ارجاع داد که عکسی از فنجان قهوه در کنار کتاب به نمایش گذاشته بود.

وی درباره اجرای خود مناسبتی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها گفت: ابتدا قصد داشتم آن را با خود عرصه عمومی گره بزنم ولی بعد حیفم آمد چون علی رغم وجود برخی شباهت‌ها، خود مناسبتی تا حد زیادی متفاوت با خود عرصه عمومی است. اعضای هیئت علمی به حدی در این زمینه فعال‌اند که گویی به «مامور مخصوص اعلام مناسبت‌های ویژه» تبدیل شده‌اند! آنها وفاداری خاصی در تبریک مناسبت‌های مختلف از جشن تولد خود و خانواده‌شان تا تبریک ولادتها و مناسبت‌هایی مثل روز دختر و پسر و البته تسلیت مناسبت‌های تلخ و همچنین یادآوری مناسبتهای مختلف عمومی در صفحه اینستاگرام خود دارند.

محمودی خاطرنشان کرد: این مطالعه نشان داد فرقی نمی‌کند که شما از شکاف هسته بگویید یا از شکاف دولت – ملت، از مسأله مهم «بودن یا نبودن» بگویید، از بگویید یا امر حیاتی رای دادن یا ندادن که مساله مهم چند روز پیش کشور بود، فقط کافی است یک عکس از کیک تولدتان بگذارید تا ببینید چه قدر تعداد لایک ها و ویوها و کامنت‌هایتان افزایش می یابد! یعنی فرقی نمی‌کند که استاد دانشگاه باشید یا زن خانه‌دار؛ فضای اینستاگرام و ایده و قواعد اولیه اینستاگرام امکان این شیطنت را برای ما فراهم کرده تا از یک نمایش مصرف تا یک اجرای معمولی را پوشش دهیم. به همین دلیل است که در اینستاگرام تمام آدم‌ها معمولی می شوند.

وی افزود: استادی دیدم که محتوای صفحه‌ اینستاگرام ش، خلاصه درس‌هایی بود که ارائه می‌داد، اما وسط پنج پست جدی و درسی، عکسی از خودش با پسرش گذاشته بود و باز بعد از چند پست جدی، عکسی از خود با آشی که پخته بود. این همان خودی است که در چند پست پیش، عکسی از کتابخانه دانشگاه یا کلاس درسش گذاشته بود. یعنی فرقی نمی‌کند که چه کسی هستیم، اگر نخواهم خیلی مک لوهانی صحبت کنم اما فحوای کلامم این است که نهایتا همه ما با همین ریتم‌های مشخص، خودمان را در اینستاگرام به اجرا می‌گذاریم و نهایتا همه ما در اینستاگرام آدم‌های معمولی به نمایش در می‌آییم!

دسته بندی: اخباراخبار علمیتازه‌هاگفت‌و گونشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *