دومین همایش ملی «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» برگزار شد

دومین همایش ملی «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» با بررسی تحولات آموزش عالی کشور از شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ۱۳۴۱ برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، در این همایش برخط (آنلاین) که روز سه شنبه ۱۲ اسفندماه به همت مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد، ۱۲ مقاله در قالب سخنرانی ارائه شد.
دکتر حسین میرزائی، رئیس مؤسسه طی سخنانی در مراسم افتتاحیه همایش اظهار داشت: سلسله نشست‌های «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» (تاریخ آموزش نوین در ایران) ذیل میز تخصصی «فلسفه دانشگاه» دکتر رضا ماحوزی، دانشیار گروه مطالعات فرهنگی مؤسسه برگزار می‌شود. نخستین دوره این سلسله همایش‌های چهارگانه که اسفندماه ۹۷ برگزار شد عمدتاً به چرایی و چگونگی پیدایی آموزش نوین در کشور از دوره قاجار و تأسیس دارالفنون (سال ۱۲۳۰) تا تأسیس دانشگاه تهران و دوره آغازین هفت ساله آن ( شهریور ۱۳۲۰) اختصاص داشت و در همایش دوم، تحولات آموزش عالی کشور از شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ۱۳۴۱ بررسی می‌شود.

وی با بیان این که مباحث همایش دوم علاوه بر میز تخصصی «فلسفه دانشگاه» برای تعدادی دیگر از میزهای تخصصی مؤسسه نیز قابل استفاده است، خاطرنشان کرد: ذیل برنامه‌ پنج ساله پژوهشی مؤسسه که از مهر ماه ۹۹ آغاز شده، ۲۵ میز تخصصی توسط اعضای هیئت علمی مؤسسه ایجاد شده که آمادگی داریم در صورت ارائه ایده‌های مناسب در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و سایر مؤسسات پژوهشی کشور تا ۲۵ میز تخصصی دیگر را هم در مؤسسه ایجاد کنیم.
دکتر میرزائی در پایان با ابراز امیدواری نسبت به برگزاری همایش‌های مشابه توسط سایر میزهای تخصصی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی ابراز امیدواری کرد که پژوهش‌های ارائه شده بتواند در سیاستگذاری های مربوطه در وزارت علوم به کار گرفته شده و گامی در بهبود اوضاع و کاهش آلام جامعه باشد.

دکتر رضا ماحوزی، معاون پژوهشی و آموزشی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دبیر علمی این همایش هم اظهار داشت: این همایش به تحولات حوزه دانشگاه از شهریور ۱۳۲۰ تا بهمن ماه ۱۳۴۱ (همه پرسی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی موسوم به انقلاب سفید) و شناسایی و تحلیل ایده‌ها و دیدگاه‌های نظری حاکم بر این دوره می‌پردازد. طی آن ۲۱ سال، تحولات بزرگی در تمام شئون جامعه ایرانی از جمله حوزه آموزش رخ داد که بازخوانی آنها می‌تواند درس‌های بزرگی برای ما داشته باشد.
وی با بیان این که پنج میز تخصصی مؤسسه به صورت مستقیم و چند میز تخصصی دیگر به صورت غیرمستقیم از مطالب ارائه شده در این همایش بهره‌مند خواهند شد، خاطرنشان کرد: در حالی پنجمین دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی را طی می‌کنیم که با مسائل و پرسش‌ها و تلخی و شیرینی‌های مختلفی در حوزه آموزش جدید مواجه هستیم، برای فهم دانشگاه فعلی و واکاوی و ریشه‌یابی موضوعات و مسائل آن باید آغاز تحولات آموزشی روی داده در ۱۷۰ سال اخیر (از زمان تأسیس دارالفنون تاکنون) را با دقت بکاویم تا ببینیم از کجا آغاز کردیم و چرا و چگونه به اینجا رسیدیم. چرا که بسیاری از محققان و اندیشمندان، همچنان ریشه مشکلات موجود را تا دارالفنون عقب می‌برند و دلایل ضعف آموزش عالی و عمومی را در آن دوران ریشه‌یابی می‌کنند چنانکه برخی می‌گویند، ما گرفتار نظریه بودیم، برخی می گویند گرفتار روش بودیم، گروهی می‌گویند، تکنیک زده بودیم و گروهی از اساس دارالفنون را نهاد بوروکراتیک می‌دانند تا علمی.
دکتر ماحوزی تصریح کرد: هدف از برگزاری این مجموعه همایش‌ها هم بررسی تاریخی- جامعه‌شناختی سیر پیدایی آموزش عالی و بازخوانی سیاسات‌ها و تصمیمات اتخاذ شده و آثار و تبعات برآمده از آنها و بهره گیری از میراث گذشتگان و تجربیات کنشگران سال‌های دور حوزه آموزش عالی در موقعیت‌هایی است که با آن مواجه می‌شویم.
دبیر علمی دومین همایش ملی «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» با اشاره به این که یکی از نقدهای بنیادی که در سطح وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم مطرح می شود، این است که ما هیچ گاه فلسفه آموزش یا دانشگاه نداشته‌ایم، گفت: در این همایش در یک زمین مشخص بررسی می‌کنیم که آیا برکنار از این که یک متن فلسفی منقح درباره فلسفه آموزش نوین و دانشگاه نداشته‌ایم، آیا هرگز در تصمیم‌گیری‌ها و لابه لای کتاب‌ها، این انگیزه و موضوع به زبان آورده شده و اگر نه، چرا و اگر بله، کجا؟
دکتر ماحوزی با بیان این که در دوره بعدی این همایش، تحولات آموزش عالی کشور در فاصله سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۸ بررسی خواهد شد ابراز امیدواری کرد که گفت و گو ها و مباحث مطرح شده در این سلسله نشست‌ها بتواند به بازشناسی وضعیت کنونی و نسبتی که با حال و گذشته خودمان و جهان پیرامون‌مان دارد کمک کند تا با نگاهی بازتر و جامع‌تر برای آینده نظام آموزشی‌مان برنامه‌ریزی کنیم.

مشروح سخنرانی‌ها از این قرار است:

پنل اول؛

دکتر غلامرضا غفاری؛ آموزش در آینه سه برنامه عمرانی (۱۳۲۷-۱۳۴۶)
سخنران اول نشست‌ صبح دومین همایش ملی «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران»، دکتر غلامرضا غفاری، معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بود که در سخنرانی خود به بازخوانی برنامه‌های اول، دوم و سوم عمرانی کشور از بعد آموزش پرداخت.
وی گفت: در برنامه اول عمرانی کشور که در سال ۱۳۲۷ به تصویب مجلس شورای ملی رسید و یک برنامه هفت ساله بود بر توسعه کشاورزی و مجموعه‌ای از طرح های عمرانی تأکید شده بود و تقریباً ردی از حوزه فرهنگ و آموزش در برنامه نمی‌بینیم. البته در شرایطی که درصد بالایی از جامعه سواد اولیه هم نداشتند، طبیعی است که این طور باشد.
دکتر غفاری افزود: در قانون برنامه هفت‌ساله دوم عمرانی کشور – مصوب ۸ اسفند ماه ۱۳۳۴- باز هم تأکید بر بهبود اقتصاد و کشاورزی و صنایع بود و در سطح پایینی به ارتقای فرهنگ توجه شده بود. در فصل چهارم این قانون ذیل امور اجتماعی، اعتباراتی به فرهنگ اختصاص داده شده بود که عمدتاً صرف تهیه کتاب و تجهیزات، اعزام دانشجویان و معلمان به خارج و با سواد کردن کارگران و دوره‌های تعلیم کوتاه مدت برای کارگران و کارمندان شود.
وی خاطرنشان کرد: در برنامه عمراني سوم که نخستین برنامه پنج ساله عمرانی کشور و مربوط به بازه ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۶ بود، سهم حوزه فرهنگ بیشتر شده بود و عملاً از این برنامه شاهد توجه به حوزه آموزش می‌شویم. در این برنامه اعتبارات فصل فرهنگ که در برنامه قبلی ۱۴ درصد بود به ۱۷ درصد افزایش یافته بود و بی‌سوادی به عنوان یکی از موانع رشد اقتصادی کشور مورد توجه ویژه قرار گرفته بود.
دکتر غفاری در تحلیل سه برنامه اول عمرانی کشور گفت: چیزی که در این برنامه‌ها مشهود است، فاصله زیاد بین نظریه و واقعیت و حتی بین سیاستگذاری و اقداماتی است که انجام می شود و اگر بخواهیم به صورت مشخص مطرح کنیم هم از لحاظ انسجام نظری و سیاستی دچار مشکل بود و هم بدقوارگی‌ای را هم در عمل می‌بینیم. این در حالی است که متأسفانه تا به امروز هم به لحاظ انسجام نظری و انسجام برنامه‌ای و سیاستی دچار آشفتگی هستیم.

دکتر مقصود فراستخواه؛ تحلیل نهادی دانشگاه در ایران (۱۳۲۰-۱۳۴۰)
دکتر مقصود فراستخواه، استاد مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی هم در سخنرانی خود در تحلیل نهادی دانشگاه در ایران گفت: در دهه ۱۳۲۰ بالغ بر ۱۵ دولت (۱۹ دولت تا سال ۱۳۳۲) در کشور جا به جا شدند و طی دو دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ خرده نظام سیاسی بر سایر خرده نظام‌ها سایه انداخته بود که ویژگی این خرده نظام هم، ناپایداری امر سیاسی بود. در واقع امر سیاست مغلوب امر سیاسی شده بود و چهره‌هایی که می‌خواستند با پالیسی در کشور کار کنند نتوانستند کاری پیش ببرند و زیر علم امر سیاسی رفتند که تجربه‌ای بسیار تراژیک و دراماتیک است.
وی خاطرنشان کرد: جامعه ایران در فاصله ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ در تب و تاب دموکراسی می‌سوزد اما راه به جایی نمی‌برد ولی در عین حال زیر پوست «امر مدنی» که نمی‌توانست کاری کند جریانی از پویایی و دینامیسم وجود داشت؛ مثلاً تعداد مطبوعات در این فاصله با رشد ۱۰۰ درصدی از هزار و چند صد عنوان به دو هزار و چند صد عنوان نشریه در سال ۱۳۳۲ رسیده بود و بعد از ۲۸ مرداد دوباره به همان تعداد قبل از ۱۳۲۰ برگشت. زیرپوست دانشگاه هم خبرهایی بود مثل تشکیل مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در ۱۳۳۷٫
دکتر فراستخواه تصریح کرد: علاوه بر این جریانی از فرهیختگی و دانشوری شامل چهره‌هایی مثل رشید یاسمی، دکتر محمد معین، احسان یارشاطر، حکمت و … در همان دو دهه شروع شد. جریان دیگر از فکر ملی بود که در آن چهره‌هایی مثل دکتر شایگان و دکتر صدیقی می‌بینیم. جریان مهم نواندیشی دینی هم فعالیت داشت و نیز جریان کنشگران مرزی مثل الهیار صالح، رضازاده شفق و سیاسی که تقلا می‌کردند بین دولت و ملت، گفت و گویی برقرار کنند.
وی خاطرنشان کرد: از امر آکادمیک هم تنها چیزی که در پایان این دوره باقی ماند یک تکثیر کمی در تعداد دانشجویان (۲۲ هزار دانشجو) بود که خیلی هم قوز درآورده بود: قوز علوم انسانی، قوز مردانه و قوز تهران!

دکتر حسین میرزائی؛ آل‌احمد و دانشگاه؛ فراسوی بیم و امید
دکتر حسین میرزائی، رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی هم در سخنان خود به زندگی پرفراز و نشیب جلال آل احمد و حضور منقطع او در حوزه دانشگاه پرداخت و گفت: جلال به رغم فعالیت‌های مستمر سیاسی همواره از قدرت کناره می‌گرفت حتی در دوره دولت دکتر مصدق که تلاش زیادی در حمایت از آن داشت.
وی خاطرنشان کرد: آل احمد در هر دانشگاهی که درس داد بعد از چند ماه اخراج شد به طوری که شاید طولانی‌ترین دوره فعالیت او در دانشگاه حدود دو سال بود. با وجود منقطع بودن حضور او در دانشگاه، جلال آل احمد همواره در حیات اجتماعی دانشگاه حضور داشته و دارد.

دکتر کیوان الستی؛ علی‌اکبر سیاسی، استقلال دانشگاه و پدیدۀ استقلالِ وابسته به فرد
دکتر کیوان الستی، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور هم در مقاله خود به دوره ۱۲ ساله ریاست مرحوم دکتر سیاسی بر دانشگاه تهران پرداخت.
وی با تمایز بین استقلال دانشگاه به معنای سیاستگذاری درون دانشگاهی و استقلال دانشگاه به معنای تمرکززدایی خاطرنشان کرد که مفهوم استقلال در زمان ریاست دکتر سیاسی در معنای اول یعنی وجود سیاست‌گذاری درون دانشگاهی به کار گرفته می‌شد. وی استدلال کرد که فروپاشی استقلال دانشگاه در سال ۱۳۳۳ از این جهت بود که مقوم استقلال ایجاد شده تا آن سال، وجود نوعی سیاستگذاری برون دانشگاهی بود که با اصل استقلال دانشگاه در تضاد قرار داشت.

دکتر رضا ماحوزی؛ آموزش نوین در کشاکش ایدئولوژی‌های دهه‌ ۲۰ و ۳۰ ایران
دکتر رضا ماحوزی، دانشیار و معاون پژوهشی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی هم در سخنرانی خود با بررسی اندیشه‌های چپ، لیبرال، ملی گرایانه، مذهبی و توسعه‌گرا در دو عرصه اجتماعی و آموزشی در ۲۱ سال نخست سلطنت محمدرضا پهلوی، اظهار داشت: در این دوره نیز همچون پیش از آن، آموزش نوین در هر دو سطح عمومی و عالی، تابع و فرعی از تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران بود و لذا حتی دانشگاه هم نتوانست به‌مثابه نهادی مستقل از نهاد دولت ایفای نقش کند.
به گفته وی، در این میان مراکز آموزشی عمومی (ابتدایی و دبیرستان) و آموزش عالی (دانشگاه تهران، کالج فنی آبادان و چند دفتر موسوم به دانشگاه از قبیل دانشگاه مشهد، شیراز، اصفهان، آذرآبادگان و جندی شاپور)، همگی نهادهایی وابسته بودند و تلاش‌های دکتر علی اکبر سیاسی در دانشگاه تهران هم نتوانست این وابستگی را برعکس کند. کالج فنی آبادان هم بطور کلی، علیرغم داشتن استانداردهای مناسب علمی و مهارتی، در عمل وابسته به وزارت نفت و تحت تأثیر جریان‌های چپ و ملی‌گرا بود. بنابراین در هر دو نهاد، بسیاری از کنش‌گران دانشگاهی اصرار داشتند که دانشگاه را ادامه جریان‌های سیاسی و اجتماعی بیرون دانشگاه ببینند و لذا مدیریت و فکر دکتر سیاسی را برنمی‌تافتند.
به گفته وی، بزرگترین مشکل پیش روی دانشگاه تهران و شورای دانشگاه و شخص سیاسی، فقر نظریه‌پردازی درباره استقلال دانشگاه بود و ایشان و شورای دانشگاه، استقلال را صرفاً در معنای اداری کلمه، در سه بعد ساختار اداری و مالی و سیاسی می‌دیدند و لذا توجهی به رابطه استقلال دانشگاه و کارویژه دانشگاه و رشد و توسعه علم و حقیقت و غیره نداشتند. این تبعی بودن در سال‌های بعد از برکناری دکتر سیاسی از ریاست دانشگاه تهران، در سال‌های بعد از کودتای سال ۳۲ و دهه‌های بعد خود را در دو شکل دیگر یعنی وابستگی به نهاد اقتصاد و نهاد دین نشان داد و بدین ترتیب، فرصت طلایی نظریه‌پردازی دریای دانشگاه و لوازم آن از دست رفت.
به گفته دکتر ماحوزی، با توجه به حیات تبعی نهادهای آموزش عمومی و آموزش عالی در بازه زمانی بیست و یک ساله موردنظر این همایش می‌توان گفت این نهادها بطور کلی تحت سه گفتمان عمومی فعالیت می‌کردند، نخست گفتمان دموکراسی‌خواه از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ که به ایده استقلال دانشگاه منجر شد. دوم از ۱۳۲۵ تا کودتای ۱۳۳۲ موسوم به گفتمان تقابل دولت و دربار و سوم گفتمان دربارمحور که به نام ملت ولی به رسم دربار سیاست‌هایی تنظیم و اجرا می‌شد. گفتمان اخیر، مرحله پیشاانقلاب سفید است و دومین برنامه توسعه به صورت جدی‌تر مطرح می‌شود.

دکتر حسین مصباحیان؛ استقلال دانشگاه از چهار سوار زمانه؟ تأملی بر رویدادهای شهریور ۱۳۲۰تا دی۱۳۲۱
آخرین سخنران پنل اول دومین همایش ملی «از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران» هم دکتر حسین مصباحیان، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران بود که در سخنرانی خود با مروری بر رویدادهای شهریور ۱۳۲۰ تا دی ماه ۱۳۲۱ تجربه استقلال دانشگاه تهران را به صورت پروبلماتیک در ارتباط با وقایع بیرون دانشگاه بررسی کرد.
وی در توضیح عنوان مقاله خود گفت: در کتاب مکاشفهٔ یوحنا که آخرین کتاب از کتب «عهد جدید» مسیحیان است از نشانه‌های ظهور آخرالزمان، تاخت و تاز چهار سوارکار بر سرنوشت انسان عنوان شده است. سوارکاری که بر اسب سفید نشسته، بیماری‌ها را شیوع می‌دهد و سوار اسب سرخ، جنگ‌های خانمانسوز را. سوارکاری هم که بر اسب سیاه نشسته مروج بی رحم قحطی و بدبختی است و بالاخره سوار اسب رنگ پردیده که مرگ و نیستی انسان را پیش چشمش قرار می‌دهد. از شهریور ۱۳۲۰ تا دی ماه ۱۳۲۱ وقایع زیادی در کشور رخ داد و گویی هر چهار سوار کار آخرالزمان بر ایران هم تاخته‌اند.
دکتر مصباحیان با اشاره به اتفاقات مهمی چون تأسیس حزب توده، حزب ایران و حزب عدالت در سال ۱۳۲۰ و حزب همرهان سوسیالیست در ۱۳۲۱ خاطرنشان کرد: در چنین فضایی که نسیم آزادی وزیدن گرفته بود، دکتر سیاسی بحث استقلال دانشگاه را مطرح کرد و شاه هم در موقعیتی نبود که با آن مخالفت کند.
عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران در ادامه سخنرانی خود به بحث فلسفه دانشگاه هم پرداخت و دیدگاه‌های یاسپرس و گادامر در این زمینه را مورد بررسی قرار داد. به عقیده وی، علیرغم حضور آن چهار سوارکار، موضوع استقلال دانشگاه در بی‌ارتباطی محض با آن‌ها پیش کشیده شد. عدم ارتباط دانشگاه با دولت و حاکمیت و عدم تأمل فلسفی درباب دانشگاه و حقیقت هم سبب شد تا در نهایت این طرح در عمل موفق نباشد و پس از برکناری ایشان از ریاست دانشگاه تهران، همان حداقل هم از دست برود.

پنل دوم؛

آموزش فلسفه جدید در دانشگاه ایرانی در کشاکش چهار گفتمانِ موازی(۱۳۴۰- ۱۳۲۰)
دکتر مالک شجاعی جشوقانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در نخستین سخنرانی پنل بعد از ظهر همایش به آغاز آموزش عالی فلسفه جدید (غربی) در دانشگاه‌های ایران پرداخت و در این ارتباط گفتمان آکادمیک– تاریخ فلسفه محور، گفتمان سنت گرایانه– تطبیقی، گفتمان تجربی– تحلیلی و گفتمان فلسفه قاره‌ای را به عنوان چهار گفتمان موازی در دوره ۱۳۴۰-۱۳۲۰ مورد بررسی قرار داد.
وی تجربه دارالمعلمین تا تأسیس دانشگاه تهران را دوره تأسیس و تثبیت رشته فلسفه در آموزش عالی عنوان کرد و گفت: با ورود دکتر یحیی مهدوی به گروه فلسفه دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۰، سنت آموزشی فلسفه غرب با گفتمان آکادمیک– تاریخ فلسفه محور آغاز شد که رگه‌هایی قوی از این گفتمان تا سال‌های ۱۳۸۰ هم ادامه داشت. با ورود دکتر سید حسین نصر در ۱۳۳۷ سمت و سوی آموزش فلسفه غرب به مباحث تطبیقی و توجه به ظرفیت‌های سنت ایرانی– اسلامی در مواجهه با فلسفه غرب معطوف شد و با پیوستن توشیهیکو ایزوتسو و هانری کربن به نصر، خط موازی با گفتمان اکادمیک– تاریخ فلسفه محور شکل گرفت.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی خاطرنشان کرد: منوچهر بزرگمهر هر چند در محور سیاست‌های آموزشی گروه فلسفه نقش آفرین نبود اما به پی ریزی زمینه برای بسط گفتمان تجربه گرایانه– تحلیلی اقدام کرد. با ورود سید احمد فردید، هم توجه به گفتمان فلسفی سنت فلسفه قاره‌ای با محوریت هایدگر در آموزش فلسفه جدی شد.

دانشگاهیان دهه ۳۰ در ایران؛ آزادیخواهانی شکست خورده یا حقیقت جویانی ناکام
در ادامه، دکتر فیروزه اصغری، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در مقاله خود با مروری بر خاطرات مهرداد بهار– فرزند ملک الشعرای بهار – به تأثیرات سیاسی و نقش دانشگاهیان در جریانات و حرکت‌های سیاسی در دهه ۱۳۳۰ و بعد از آن پرداخت.
وی در با اشاره به زندگی پرمشقت و امیدهای تحقق نیافته بهار و آزادیخواهان هم نسلش ابراز عقیده کرد که جامعه همچنان که تاکنون دیده‌ایم به دانشگاه اقبال نخواهد کرد. جامعه از منفعت دانشگاه بهره‌مند می‌شود اما هر جا که صدای دانشگاه نیازمند گذر از خواسته‌ها و منفعت‌های فردی باشد، جامعه به آن پشت خواهد کرد زیرا صدای واقعی دانشگاه، صدای حقیقت‌جویی و آزادی‌خواهی است که مستلزم از خودگذشتگی است.
دکتر اصغری خاطرنشان کرد: امروز به همین دلیل دانشگاه به علت متأثر شدن از جامعه بیش از هر زمان دیگر به عالمان واقعی پشت کرده تا صدای آنها در خود دانشگاه هم به دلیل نفوذ افکار غیرآکادمیک شنیده نشود.

مارکسیسم ایرانی، دانشگاه و علوم اجتماعی در دهه۱۳۲۰
دکتر علیرضا مرادی، یکی دیگر از اعضای هیئت علمی مؤسسه هم در سخنرانی خود به نقش و تأثیرات حزب توده در گسترش علوم اجتماعی چپ گرا در ایران دهه ۱۳۲۰ پرداخت.
به گفته وی طی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ با این که برای جامعه‌شناسی در دانشگاه اتفاق چندان مهمی نیافتاد اما حزب توده و روشنفکران وابسته یا هواداران آن علی رغم تشتت مباحث، ضعف‌های نظری، عدم توافق و عدم تبعیت از روش‌های دانشگاهی، اقدامات مهمی انجام دادند که مسیر بعدی علوم اجتماعی را تحت تأثیر قرار دادند.
دکتر مرادی خاطرنشان کرد: با همه انتقاداتی که بر حزب توده وارد شده اما تلاش‌های این حزب در حیطه علوم اجتماعی به استقرار و متعاقباً استمرار نوعی از علوم اجتماعی انجامید که مخالف تفکیک عرصه علم و دانشگاه از سیاست و حیات اجتماعی است.

بحثی درباره دانشکده معقول و منقول در سیاست‏های‏ دینی عصر پهلوی دوم از ۱۳۲۱تا۱۳۴۶
دکتر رضا صمیم هم در سخنرانی خود به بررسی عملکرد دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران در سال‌های ۱۳۲۱ تا ۱۳۴۶ پرداخت و کوشید نقش – به زعم وی– بی بدیل این دانشکده در پیشبرد سیاست‌های دینی متفاوت در عصر پهلوی دوم را در ارتباط با حاکمیت نشان دهد.
به گفته این عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در همه دوره ۲۳ ساله ریاست بدیع الزمان فروزانفر بر دانشکده معقول و منقول که از ۱۳۲۳ آغاز شد، تمام سیاست‌های مذهبی و آموزش‌های عمومی ای که به میانجی نهادهای دولتی تدوین یا ارائه می‌شد، مستقیم یا غیرمستقیم متأثر از فعالیت‌های این دانشکده بود. این نقش را البته پس از پایان ریاست فروزانفر بر این دانشکده در سال ۱۳۴۶، دانشکده ادبیاتی برعهده گرفت که بیشتر استادانش فارغ التحصیلان همان دانشکده معقول و منقول بودند.
دکتر صمیم خاطرنشان کرد: با تغییر سیاست‌های فرهنگی و دینی عصر پهلوی از میانه دهه ۱۳۴۰ و افول نقش نهادهای مذهبی مثل دانشکده معقول و منقول در تدوین و اجرای این سیاست‌ها، در نهایت این نهادها به مرکز تولید اندیشه‌های ضد حکومت مستقر تبدیل شدند تا جایی که تدوین‌گران سیاست‌های مبارزاتی در سال‌های منتهی به فروپاشی حکومت پهلوی از جمله شهید مطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی و شهید باهنر، همگی استادان و دانش ‌آموختگان دانشکده الهیات بودند که در سال‌های بعد منشی ضدحکومتی را در پیش گرفته بود.

گفتار- نوشتار دانشگاه ایرانی
دکتر مهدی خضریان هم در سخنرانی خود در این نشست به سنجش این ادعا پرداخت که پژوهش‌های صورت گرفته درباره نهاد دانشکاه در ایران، عمدتاً بافتی از زبان را برای معنادهی به این نهاد به کار می‌برند که بر روی گفتار زنده و حاضر تأکید دارد؛ گفتاری که افق نوشتاری مفاهیم و امتزاج نشانه شناسانه آنها را بر اساس تحلیل‌های دریدا می‌توان بازخوانی کرد.
وی در سخنرانی خود به تحلیل نوشتارهای محققان دانش‌پژوه ایرانی پرداخت و آن‌ها را بر اساس دوگانه گفتار-نوشتار دریدایی تحلیل کرد.

تأسیس مدارس مذهبی و ترویج آموزه‌های شرعی در مدارس به روایت اسناد (۱۳۴۰-۱۳۲۰)
رحیم روح‌بخش، پژوهشگر اسناد تاریخی آموزش و پرورش هم در سخنرانی پایانی دومین همایش ملی از مدارس نوین تا دانشگاه در ایران به تکاپوهای رجال مذهبی عرصه آموزش و فرهنگ در بهره‌برداری آموزش دینی از مدارس و روند تاسیس مدارس مذهبی در قالب مدارس ملی برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های آموزشی آن مدارس برای تربیت دین مدارانه تر فرزندان خانواده‌های مذهبی پرداخت.
وی با بیان این که تأسیس مدارس مذهبی از حدود اوایل دهه ۱۳۲۰ مورد توجه رجال دین دار و معتقد قرار گرفت به نقش ویژه شیخ عباسعلی اسلامی در تاسیس شبکه‌ای از مدارس مذهبی در گستره جغرافیایی کشور اشاره کرد و گفت: اسلامی که از منتقدین وضعیت مدارس دولتی بود در سال ۱۳۲۲ جامعه تعلیمات اسلامی را تأسیس کرد که طی ۳۴ سال فعالیت بالغ بر ۱۸۰ مدرسه را با ۵۰ هزار فارغ‌التحصیل در بر می‌گرفت. با الگوبگیری از این مدارس که آموزش دین اسلام به عنوان جوهره تربیت در آنها رواج داشت ده‌ها بلکه صدها مدرسه مذهبی در اقصی نقاط کشور تأسیس و به فعالیت پرداختند.

دسته بندی: اخباراخبار علمیاخبار همایش‌هاتازه‌هاگفت‌و گونشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *