اصحاب علوم اجتماعی چگونه خود را از عرصه سیاست‌گذاری‌ها حذف کردند؟

به عقیده استادیار جامعه‌شناسی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تسلط نامینالیزم در فضای علوم اجتماعی ایران باعث شده علوم اجتماعی که مطالعه امر اجتماعی برایش محوریت دارد، منزوی شود و علوم حامی گفتمان فردمحور مثل روانشناسی، مشاوره، شاخه‌های مختلف علوم تربیتی و مکاتب اجتماعی فردگرا رونق روزافزون پیدا کند.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، فرهاد بیانی در ارائه مقاله خود با عنوان «نامینالیزم و مرگ امر اجتماعی؛ مطالعه جامعه شناختی زوال امر اجتماعی در ایران» در پنجمین همایش ملی دو سالانه «پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران» اظهار داشت: اندیشه اجتماعی که برآمده از بنیان‌های فلسفی است، شیوه مشاهده و اندیشیدن در باب جهان اجتماعی را از انگاره‌های فلسفی مختلف می‌گیرد و هر کدام از این انگاره‌ها سبب صورتبندی رویکردهای متفاوتی در تحلیل اجتماعی شده است. تأکید بر کنشگر انسانی، اتخاذ رویکرد نظری فردمحور، بی اصالت کردن و بی اثر کردن امر اجتماعی، همه چیز را محصول کنشهای کنشگران فردی تلقی کردن، بی اعتبار کردن ماهیت ساختارها، نهادها و نظام‌ها و همه چیز را نتیجه مجموعه‌ای منفرد از کنش‌ها دیدن، بی توجهی به تعین وجودی پدیده‌های اجتماعی
و آنها را تنها اسامی توافقی برای مجموعه‌ای از کنش‌ها دیدن از پیامدهای تسلط انگاره فلسفی است که این دیدگاه‌های نظری اجتماعی را صورت‌بندی کرده، یعنی انگاره فلسفی – الهیاتی «نامینالیزم».
وی خاطرنشان کرد: «نامینالیزم» به واسطه رویکردهای نظری اجتماعی مانند دیدگاه تفسیرگرایی، مکتب روش شناسی مردم نگار، مکتب کنش متقابل نمادین و البته مقابله با پوزیتیویسم و منزوی کردن آن به انگاره فکری مسلط در فضای علوم اجتماعی ایران بدل شده است. اگر چه این رویکرد سبب گشودن چشم‌اندازهای تازه‌ای نیز در فهم جامعه و پدیده‌های اجتماعی شده اما اگر یک نتیجه ناخواسته داشته که بی اعتبار کردن امر اجتماعی و در نتیجه انزوای علومی است که امر اجتماعی را در کانون توجه خود داشتند، یعنی علوم اجتماعی. در مقابل، محور قرار دادن فرد، انتخاب و کنش‌های فردی در صورتبندی، تغییر و بازتولید جهان اجتماعی سبب شده تااصنافی از دانش مانند روانشناسی، مشاوره، علوم تربیتی، روانشناسی اجتماعی
و مکاتبی از علوم اجتماعی که چنین رویکردی را پی می گرفتند در میدان معرفت اجتماعی، پررنگ تر از علوم اجتماعی ظاهر شوند.

دکتر بیانی درباره نتایج این وضعیت گفت: در پی این رویکرد است که علوم اجتماعی به تدریج از میدان معرفت‌ورزی اجتماعی ایران بیرون رانده شده و اصحاب این علوم، نه اجازه یافتند که در مطالعه جامعه و گره‌گشایی از آن سهمی داشته باشند و نه این اجازه را یافتند که دانش اجتماعی را به حوزه عمومی بکشانند و از این طریق بتوانند بسط یدی برای ارتقای معرفت اجتماعی جامعه داشته باشند. آنها جایی هم در سیاستگذاری‌ها ندارند و جای خود را در بیشتر این موارد به روانشناسان، مشاوران حقوقی و خانوادگی، روزنامه نگاران و غیره داده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: فضای رسانه های رسمی کشور که میتواند امکانی توانمند برای تعامل میان اصحاب معرفت اجتماعی و حوزه عمومی و افکار عمومی باشد به سود گفتمان فردمحور و به زیان عالمان اجتماعی مصادره شده و در مقابل، همواره سخن از ناکارآمدی علوم اجتماعی در پاسخ به پرسش‌های جامعه می‌رود. تسلط نامینالیزم یک نتیجه نامیمون سیاسی هم داشته که البته برای اصحاب قدرت چندان هم ملال آور نبوده بلکه شعف انگیز است؛ وقتی امر اجتماعی، بی اصالت و بی اعتبار و بی اثر شود و همه چیز دستاورد کنشگر فردی تلقی شود، در این صورت، هر جا ناملایمت، کژی، مسأله، چالش و حتی بحرانی وجود دارد، ساختار، سیستم و نهادها دامنشان پاک می‌ماند و آنچه و آنکه باید تنبیه، تحزیر، تربیت و یا حذف شود، کنشگر منفرد است.

دکتر بیانی تصریح کرد:این پیامد نامبارک نامینالیزم سبب شده تا این تلقی صورت‌بندی شود که چاره هر مشکلی را باید در مواجهه با فرد جستجو کرد. چه راهی بهتر از این که
چون ماهیت و در نتیجه آثاری برای ساختار و سیستم قائل نیستیم؛ بنابراین نمیتوان و نباید آن را مورد نقد و ارزیابی قرار داد که هر چه هست، از کنشگر فردی است!

وی با بیان این که بخش قابل توجهی از پیامدها را باید در تسلط انگاره نامینالیزم در فضای علوم اجتماعی جستجو کرد، اظهار داشت: این تسلط که به طور چشمگیری حاصل تلاش بخش کثیری از اصحاب علوم اجتماعی در رواج برخی رویکردهای نظری در بین دانشجویان و دانشگاهها رخ داده سبب حذف تدریجی امر اجتماعی در تحلیل های اجتماعی شده و این تلقی را به وجود آورده که سوژه و کنشگر فردی، نقش محوری در صورت بندی و تحول جهان اجتماعی و رویدادها را دارد، بنابراین برای پاسخ به مسائل و چالش‌های به وجود آمده باید کنشگر فردی را لحاظ کرد و اوست که باید جوابگوی شرایط موجود باشد، نه
ساختار، سیستم و یا هر چهارچوب اجتماعی؛ بنابراین علوم اجتماعی که مطالعه امر اجتماعی برایش محوریت دارد، منزوی می‌شود و علوم حامی گفتمان فردمحور (روانشناسی، مشاوره،
شاخه های مختلف علوم تربیتی و مکاتب اجتماعی فردگرا) رونق روزافزون می‌یابند.

دسته بندی: اخباراخبار علمیاخبار همایش‌هاتازه‌هاگفت‌و گو

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *