سومین نشست زنان در آموزش عالی با نگاهی به دانشگاه کردستان برگزار شد

سومین نشست ملی گروه مطالعات زنان مؤسسه با عنوان «زنان در آموزش عالی (با نگاهی به دانشگاه کردستان)»، روز سه‌شنبه ۱۶ دی ماه با همکاری دفتر مشاور وزیر علوم در امور زنان و خانواده و دانشگاه کردستان برگزار شد.

 

به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در این نشست که با حضور رئیس دانشگاه کردستان دکتر رحمت صادقی برگزار شد، دکتر فائزه رحمانی، مشاور وزیر علوم در امور زنان و خانواده و دانشیار مهندسی هسته‌ای دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، دکتر شرافت کریمی، مشاور رئیس دانشگاه کردستان در امور زنان و خانواده، دکتر روجیار پیرمحمدیانی، استادیار گروه مهندسی کامپیوتر دانشکده مهندسی و دکتر امید قادرزاده، دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه کردستان سخنرانی کردند.

 

خانم دکتر رحمانی طی سخنانی کوتاه در ابتدای جلسه، هدف از برگزاری سلسله نشست‌های زنان در آموزش عالی را بررسی مسائل و مشکلات زنان دانشگاهی و برنامه های دانشگاه ها در این زمینه عنوان کرد و گفت: قاعدتا بخشی از مشکلات در تمامی دانشگاه‌ها عمومیت دارد ولی در تلاشیم با اختصاص هر یک از این نشست‌ها به یک دانشگاه، تاثیر مسائل فرهنگی و مشکلاتی که احتمالا خاص برخی مناطق است را هم شناسایی کنیم تا در نهایت به تصویری روشن از مسائل زنان دانشگاهی از دیدگاه خودشان برسیم.

وی ابراز امیدواری کرد که نتایج این نشست‌ها بتواند به افزایش آگاهی مدیران و دستیابی به راهکارهای اجرایی برای رفع مشکلات زنان دانشگاهی از طریق اصلاح قوانین و … منجر شود. رحمانی تصریح کرد: تلاش داریم مشارکت زنان را در دانشگاه ها با محوریت خانواده افزایش دهیم و امیدوارم این جلسات کمک کند تا با آگاهی و شناخت شرایط موجود با گام‌هایی استوارتر در مسیر عدالت جنسیتی در نظام آموزش عالی کشور حرکت کنیم.

 

در ادامه این نشست، دکتر خدیجه کشاورز، مدیر گروه مطالعات زنان مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دبیر نشست با اشاره به  ضرورت فهم و تبیین مسائل دانشگاهی در این نشست‌ها، توضیح  داد که از این به بعد در این نشست‌ها تلاش می‌شود از محققان حوزه زنان  و دانشگاه نیز دعوت شود تا به ارائه پژوهش‌های خود در این حوزه  بپردازند و بخشی از فرصت نشست به ارائه نتایج تحقیقات پژوهشگران در حوزه مطالعات زنان دانشگاهی خواهد گذشت. او از حاضران اجازه خواست تا نتایج پژوهش خود با عنوان تجربۀ حرفه‌ای استاد –پژوهشگران زن  در آموزش عالی ایران را ارائه دهد.

وی با اشاره به طرح مباحثی مثل «زنانه شدن دانشگاه ها» در سال‌های اخیر که پدیده ای جهانی است، تاکید کرد که حضور بیشتر دختران دانشجو در دانشگاه‌ها به معنای حضور بیشتر زنان در مناصب دانشگاهی نیست و با اطلاع‌رسانی مناسب نباید اجازه داد تا نابرابری های جنسیتی موجود زیر سایه چنین اصطلاحاتی کم رنگ شود.

دکتر کشاورز با بیان این که در ایران هم به موازات تحولات جهانی سال به سال بر تعداد اعضای هیئت علمی زن دانشگاه‌ها افزوده شده است، اظهار داشت: براساس آمار موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی در سال ۹۱، تنها هشت درصد اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های دولتی با درجه استادی از زنان بوده‌اند که این سهم در سال ۹۶ به بیشتر از ۱۲ درصد افزایش یافته است. سهم دانشیاران زن هم به بیش از ۱۸ درصد و سهم استادیاران زن به حدود ۳۰ درصد رسیده که نشان می‌دهد اراده ای برای تسهیل ورود زنان به آموزش عالی وجود دارد ولی شکاف جنسینتی در آموزش عالی ما همچنان عمیق است.

وی در توضیح طرح تحقیقاتی خود درباره مسائل استاد- پژوهشگران زن گفت: در این تحقیق که طی مصاحبه با ۱۰ نفر از اعضای هیئت علمی زن دانشگاه خلیج فارس بوشهر و هشت نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران انجام شده ، تلاش کرده‌ایم مسائل و مشکلات زنان دانشگالهی و راه‌ حل‌های آنها، تاثیرات نظام جنسیتی موجود بر زنان عضو هیئت علمی و همچنین چگونگی مصالحه بین کار خانه و مسوولیت‌های حرفه‌ای توسط آنها را بررسی کنیم.

مدیر گروه مطالعات زنان مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به این که مسائل زنان دانشگاهی تاکنون موضوع مطالعات زیادی در کشورهای مختلف قرار گرفته اظهار داشت: در کتاب زنان در جهان دانشگاه؛ مطالعات تطبیقی که توسط وی و عطیه اصغرزاده از زبان فرانسه به فارسی ترجمه شده است،  به کار پژوهشی یک محقق سوئیسی در دانشگاه لوزان اشاره  شده است  که سه رویکرد مختلف در سطوح خرد، میانی و کلان را برای فهم موقعیت فرودست  زنان دانشگاهی طبقه بندی می کند.  به نظر نیکی لوفور رویکرد سطح خرد، خود زنان دانشگاهی را به دلیل جهتگیری‌ها و رفتارهای غلط حرفه‌ای مثلا توجه کمتر به پژوهش در مقابل آموزش در عدم پیشرفت حرفه‌ای آنها در محیط‌های دانشگاهی مقصر می‌داند و در سطح کلان، هنجارهای زنانه مردانه در سطح جامعه را هم در این مساله مؤثر می‌داند و معتقد است اختصاص دادن زنان به کارهای خانه و مراقبتی باعث شده این تصور در عموم شکل بگیرد که زنان دانشگاهی به دلیل گرفتار بودن در مصالحه کار و زندگی چندان در محل کار خود در دسترس نیستند و لذا پیشرفت شغلی کمتری پیدا می‌کنند.

 

خانم دکتر کشاورز خاطرنشان کرد: لوفور معتقد است این مساله (مشغله بیشتر زنان دانشگاهی) تا حدی درست است ولی این که دائما تصویری همیشه گرفتار از زنان ارائه دهیم، کلیشه های جنسیتی را تقویت می کند. وی اتفاقا نظام جنسیتی را نیز در این زمینه موثر می‌داند مثلا به این مساله اشاره می‌کند که در دانشگاه های فرانسه ۸۰ درصد استاد – پژوهشگران زن، مادر هستند ولی در آلمان، اغلب آنها بچه دار نیستند. وی علت این مساله را ساختارهای قوی نگهداری بچه در دانشگاه های فرانسه در مقایسه با آلمان می‌داند و این که در جامعه آلمانی هنوز نان آوری زنان چندان مهم نیست. لوفور در سطح میانی، حضور کمتر زنان در مدارج بالای مدیریتی را به روش های کاری جنسیتی دانشگاه‌ها نسبت می دهد و معتقد است با باز کردن جعبه سیاه استخدام و ارتقای دانشگاه‌ها، شایسته سالاری دانشگاه‌ها زیر سوال می‌رود و از سکسیسم مدرن در آموزش عالی حرف می زند.

مدیر گروه مطالعات زنان مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با بیان این که براساس تحقیقاتش هر سه این رویکردها می تواند توجیه گر حضور کم رنگ تر زنان در دانشگاه‌های ایرانی باشد، اظهار داشت: در عین حال باید تلاش کنیم که بر خود دانشگاه هم متمرکز شویم که چه طور می‌تواند شایسته سالارانه تر عمل کند.

وی در ادامه به پژوهش خود در زمینه مسائل استاد – پژوهشگران زن در دانشگاه‌های تهران و خلیج فارس برگشت و گفت: استاد پژوهشگرانی که در این مطالعه با آنها مصاحبه شده همه جذب شده بودند ولی روایتهای زیادی از دشواری های جذب داشتند و می گفتند این شرایط در سال‌های اخیر که تعداد دانش آموختگان دکتری و متقاضیان جذب در هیئت علمی بیشتر شده به مراتب سخت تر هم شده است. صرف نظر از مشکل تغییر مداوم آیین نامه ها و تصمیمات، معیارهای فراتر از شایسته سالاری در جلسات جذب مثل حاکمیت روابط بر ضوابط هم باعث شده که بخشی از این زنان در جلسات جذب خود احساس تبعیض کرده باشند. حتی برخی می‌گفتند جلسات جذب عملاَ فرمالیته بوده و دانشگاه‌ها از قبل فردی را که می خواستند جذب کرده بودند!

دکتر کشاورز خاطرنشان کرد: در بین زنان عضو هیئت علمی که با آنها مصاحبه کردم، افرادی با سطح علمی خیلی بالا هم بودند که می‌گفتند در دانشگاه های دیگر در چنین جلسات فرمالیته‌ای – که به نوعی نشان از مهندسی معکوس دانشگاه‌ها در جذب عضو هیئت علمی دارد – شرکت کرده بودند! یکی از آنها که دوره دکتری و پسادکتری را در دانشگاه کالگری گذرانده و مقالات بسیار خوبی در معتبرترین مجلات علمی دنیا داشت تعریف می‌کرد که او را با این بهانه که تخصص‌اش بالاتر از سطح دانشکده است رد کرده‌اند در حالی که معتقد است اعضای هیئت علمی آن دانشکده اساسا مایل نبوده‌اند همکاری با چنین سطح علمی را جذب کنند.

 

عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی تصریح کرد: برخی از مصاحبه‌شوندگان از تبعیض جنسیتی و معیارهای دوگانه‌ای می گفتند که مانع جذب زنان در هیئت علمی دانشگاه‌ها می‌شود تا جایی که رفتاری که در یک زن متقاضی جذب، تقبیح می‌شود در داوطلب مرد، نیک شمرده می‌شود. یکی از زنان عضو هیئت علمی تعریف می‌کرد زمانی که در یک جلسه جذب حضور داشته، همکاران مردش، خانمی را به دلیل آنچه اعتماد به نفس زیادی او عنوان کرده‌اند، رد کرده‌اند! در حالی که در مورد متقاضی مرد چنین رویکردی نداشته‌اند.

وی افزود: مساله دیگری که گاه در جلسات جذب دیده می شود، رد کردن ترجیحی داوطلبان زن به دلیل ازدواج و بچه‌دار شدن آنها در آینده! و این کلیشه است که زنی که متاهل یا مادر شده نمی‌تواند به وظایف خود به عنوان عضو هیات علمی به خوبی عمل کند! مساله دیگری که زنان عضو هیئت علمی از آن گله داشتند وجود لابی های مردانه در برخی دانشکده‌هاست که هر کس می‌خواهد جذب شود باید منتسب به یکی از این لابی‌ها باشد و البته انتساب به یک لابی به معنی کارشکنی لابی دیگر در مقابل جذب اوست!

دکتر کشاورز با وام گرفتن اصطلاح «نهاد حریص دانشگاه» گفت: دانشگاه نهادی است که کار بسیار می طلبد و گویی انتظار دارد عضو هیات علمی، تمام زندگی شخصی اش را فدا کند. فشار کار خصوصا در سالهای اول به حدی است که گاه اعضای هیئت علمی‌ که متاهل یا مادر نیستند هم ممکن است این فشارها را غیر منصفانه ارزیابی کنند. مشکل دیگر که جهانی هم هست، سلطه پژوهش بر آموزش است. یعنی در روند ارتقا توجهی به تلاش آموزشی فرد و اهتمامی که در تربیت دانشجوها داشته ندارند و تاکید صرفا بر تعداد مقالات و طرح‌های پژوهشی است که عضو هیئت علمی از خارج دانشگاه گرفته باشد که این رویکرد فشار شدیدی به اعضای هیات علمی جدید می آورد.

وی افزود: مساله دیگر، سلطه نگاه کمی در بررسی پرونده ارتقاء است. اعضای این کمیته‌ها طوری کارنامه حرفه‌ای فرد را ارزیابی می‌کنند که انگار با یک ربات سروکار دارند و فقط تعداد کتاب و مقاله برایشان مهم است بی آنکه توجهی به کیفیت کارها داشته باشند. مساله دیگر، شائبه غیر بی طرف بودن اعضای کمیته های بررسی است که صرف نظر از درست یا غلط بودن آن، این نگرانی همواره در دانشگاه‌های ما و سایر کشورها وجود داشته است. استادپژوهشگران در بدو جذب باید دو سال فرصت مطالعاتی یا پسادکتری در خارج از کشور گذرانده باشند که  این موضوع خصوصا برای مادران بسیار مشکل است. تبعیض جنسیتی در دوران کار هم همراه زنان است و اعضای هیئت علمی زن در برخی دانشگاه‌ها از این که حق اولاد ندارند یا تعداد فرزندانشان در حکم نمی آید گلایه‌مندند.

به گفته وی، مسأله دیگر در تخصیص اعتبارات محدود پژوهشی است که به گفته اعضای هیئت علمی زن، بسیاری از اوقات بودجه گیرنده همکار مرد و مجری، خانم عضو هیئت علمی است تا جایی که در برخی دانشکده های فنی در جلسات ارزیابی طرح‌ها، اساسا زنان مورد خطاب قرار نمی گیرند و همکاران مرد آنها در جلسه طرف صحبت هستند.

وی افزود: مساله دیگری که زنان عضو هیئت علمی از آن گله دارند این است که برخلاف همکاران مرد که برای فعالیت در شرکت‌های دانش بنیان خود به راحتی ساعت‌های زیاید را در خارج دانشگاه می‌گذرانند اشتغال خصوصی برای اعضای هیئت علمی زن ناپسند شمرده شده و عدم حضور آنها در دانشگاه بیشتر به چشم می‌آید!

دکتر کشاورز افزود: مهمترین دغدغه‌ای که مادران عضو هیئت علمی دانشگاه‌ها در دوره مرخصی زایمان دارند، نگرانی از مشکلاتی است که ممکن است در ارتقاء یا تغییر وضعیت آنها پیش بیاید. به این مادران گفته می شود چون امتیاز آموزشی کافی ندارند باید کار پژوهشی بیشتری بکنند در حالی که تمرکز و فراغت لازم برای فعالیت پژوهشی اگر بیشتر از آموزش نباشد کمتر نیست. انتظار منطقی‌ای که وجود دارد این است که در ارزیابی عملکرد اعضای هیئت علمی به این مسئله توجه شود و در ارزیابی پرونده، زمان در دسترس فرد مبنا قرار بگیرد.

وی خاطرنشان کرد: مشکل دیگری که همکاران خانم با آن مواجهند، تأثیر پررنگ گروه‌های مردانه و جلسات و مراودات خارج دانشگاه همکاران مرد در گروه‌های آموزشی است که چون زنان در این گروه‌ها حضور ندارند عملا از دایره کسب اطلاعات و تصمیم‌گیری ‌های درون گروه آموزشی یا دانشکده بیرون می‌مانند و عملا فرصت ‌ کمتری برای جذب پروژه و … و نهایتا ارتقا دارند.

دکتر کشاورز تصریح کرد: در مصاحبه‌هایی که در زمینه راهکارهای کاهش مشکلات زنان دانشگاهی داشتم، همکاران زن، اکثرا راهکارهای فردی را ترجیح می‌دادند و اعتقاد چندانی به اثربخشی راهکارهای جمعی نداشتند که امیدوارم با حضور مشاوران امور زنان و خانواده در دانشگاه ‌ها شاهد ساماندهی و ترغیب همکاران زن به تلاش ‌های گروهی و ثمربخشی بیشتر این قبیل کوشش ‌ها باشیم.

وی با بیان اینکه دانشگاه، نهادی جدا از جامعه نیست و طبعا هر چه نابرابری جنسیتی در جامعه‌ای بیشتر باشد، بی عدالتی ها در محیط‌های دانشگاهی هم بیشتر خواهد بود، اظهار داشت: اگر پستهای مدیریتی که به زنان دانشگاهی واگذار شده را ببینیم اغلب مسوولیت های اداری و آموزشی که تأثیر چندانی در ارتقاء ندارد به زنان محول می‌شود، لذا بهتر است هم تقسیم کار بهتری بین همکاران زن و مرد در دانشگاه‌ها باشد و هم امتیاز این قبیل مسوولیت ها در ارتقاء افزایش یابد..

خانم کشاورز با بیان این که با توجه به شکاف جنسیتی عمیقی که از گذشته به ما رسیده، حتی شاید تبعیض مثبت نسبت به زنان در برخی زمینه‌ها لازم باشد، اظهار داشت: تجربه موفق آموزش عالی کشورهای دیگر از جمله فرانسه نشان می‌دهد، حضور بیشتر زنان در کمیسیون‌های جذب و ارتقاء که در حال حاضر در کشور ما  بسیار کمرنگ است می‌تواند در رفع نابرابری‌های موجود بسیار موثر باشد. همچنین بازنگری در برخی آیین‌نامه‌ها که صراحت و شمول ‌گرایی کافی را ندارند و سوگیری‌های جنسیتی محسوسی در آنها وجود دارد در رفع نابرابری‌های جنسیتی علیه زنان دانشگاهی موثر است. البته در مواردی شاید اعضای این کمیسیون‌ها خودشان از سوگیری جنسیتی خود آگاهی نداشته باشند که اطلاع‌رسانی و آموزش اعضای کمیسیون‌ها می‌تواند به رفع این مشکل کمک کند.

 

دکتر شرافت کریمی، مشاور رئیس دانشگاه کردستان در امور زنان و خانواده هم با تشکر از حمایت ‌های رئیس دانشگاه از زنان دانشگاهی و حضور در این نشست اظهار داشت: آموزش عالی ایران طی هشت دهه‌ای که از شکل‌گیری آن می‌گذرد دستاوردهای بسیار خوبی داشته اما تا رسیدن به شرایط مطلوب، راهی طولانی را در پیش داریم. این که بخواهیم خود را با گذشته مثلا ۱۰ سال قبل مقایسه کنیم کار درستی نیست چون خیلی اتفاقات جبر محیط و اقتضائات عصر بوده و باید خود را با نرم دنیا بسنجیم.

وی با بیان اینکه دانشگاه کردستان از جوان‌ترین دانشگاه‌های کشور است که در دوره ای نسبتا کوتاه رشد قابل توجهی در عرصه‌های مختلف آموزشی و پژوهشی داشته است، اظهار داشت: قطعا همکاران زن دانشگاه هم در رسیدن دانشگاه کردستان به موقعیت کنونی که در مقایسه با برخی دانشگاه‌های منطقه و دانشگاه‌های مشابه از لحاظ علمی و قدمت فعالیت، جایگاه برتری دارد نقش مؤثری ایفا کرده‌اند.

دکتر کریمی خاطرنشان کرد: دانشگاه کردستان دارای ۳۵۱ نفر عضو هیئت علمی است که ۲۷ نفر (۷.۷ درصد) آنها زن هستند که ۱۶ نفر آنها رسمی یا رسمی آزمایشی و ۱۱ نفر پیمانی هستند. خوشبختانه روند جذب همکاران زن خصوصا در سه سال‌ اخیر، رشد قابل توجهی داشته و تأکید دانشگاه بر این است که با توجه به افزایش فزاینده تعداد دانشجویان دختر در جذب اعضای هیئت علمی جدید در شرایط برابر، اولویت را به خانم‌ها بدهد.

این عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان در عین حال بیان کرد که سهم ۷.۷ درصدی زنان عضو هیئت علمی دانشگاه در مقایسه با سهم ۴۰ درصدی زنان در آموزش عالی دنیا و حتی سهم زنان از اعضای هیئت علمی دانشگاه ‌های کشور (۱۵.۸ درصد) بسیار کمتر است.

مشاور رئیس دانشگاه کردستان در امور زنان و خانواده تصریح کرد: درصد اعضای هیئت علمی زن در دانشگاه ‌های آمریکا ۴۶، مالزی و انگلستان ۴۵، آلمان ۳۹ و ترکیه ۳۵ درصد است که نشان می‌دهد آموزش عالی ما در این زمینه فاصله قابل توجهی با دانشگاه ‌های جهان دارد و البته با توجه به سهم حدودا ۵۰ درصدی زنان و دختران دانشجو در آموزش عالی کشور انتظار می‌رود که لااقل نیمی از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌‌ها هم زنان باشند.

دکتر کریمی تصریح کرد: سهم زنان از اعضای هیئت علمی دارای مرتبه استادی هم در دانشگاه‌های ایران نسبت به  دانشگاه ‌های دنیا بسیار پایین تر است.

وی با بیان این که دو نفر از مدیران میانی و ۱۲ نفر از مدیران پایه دانشگاه‌ هم از اعضای هیئت علمی زن هستند، اظهار داشت: حدود ۴۰ درصد همکاران غیر عضو هیئت علمی (۱۰۴ نفر) هم از خانم‌ها هستند که ۳۶ نفر رسمی، ۵۷ نفر پیمانی و ۱۱ نفرشان قراردادی هستند.

دکتر کریمی خاطرنشان کرد: از لحاظ نسبت جنسیتی جمعیت دانشجویی، ۵۳.۸۸ درصد دانشجویان دانشگاه ( ۵۶.۶۱ درصد دانشجویان کارشناسی، ۴۷.۲۵ درصد دانشجویان کارشناسی ارشد و ۵۳.۱۳ درصد دانشجویان دکتری) دختر هستند در حالی که حدود ۴۵ درصد کل فارغ‌التحصیلان دانشگاه در سال‌های گذشته را دختران تشکیل می‌دادند. این آمار نشان می‌دهد از لحاظ استقبال زنان از آموزش عالی در بدنه دانشگاه و جامعه وضعیت خوبی داریم ولی در خود آموزش عالی کار زیادی پیش‌رو داریم.

وی با تأکید بر این که تبعیض مثبت و اعطای امتیازات خاص به زنان دانشگاهی را در درازمدت به زیان آنها می‌داند اظهار داشت: در صورت رفع نابرابری‌ها و تبعیض‌های جنسیتی علیه زنان آنها می‌توانند جایگاه شایسته خود را در نظام آموزش عالی کشور پیدا کنند.

مشاور رئیس دانشگاه کردستان در امور زنان و خانواده در پایان با بیان این که جایگاه و شرح وظایف مشاوران امور زنان در دانشگاه ‌ها چندان مشخص نیست گزارشی از اقدامات دانشگاه کردستان در این حوزه ارایه داد.

 

در ادامه، دکتر قادرزاده، دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه کردستان هم در سخنان خود به جایگاه زنان در میدان دانشگاه و جامعه پرداخت و گفت: نرخ باسوادی در استان کردستان حدود ۷۷ درصد (۱۰.۷ درصد پایین تر از میانگین کشوری) و میزان بیکاری زنان (۲۸ درصد) دو برابر مردان است. نرخ بیکاری زنان باسواد شهری ۳.۵ برابر زنان بی‌سواد است و ۴۸ درصد بیکاران زن شهری تحصیلات عالی دارند که نشان‌دهنده موانع و دشواری‌های جدی برای تبدیل ‌پذیری سرمایه فرهنگی زنان به سرمایه اقتصادی است.

وی در خصوص مشارکت اجتماعی و مدنی زنان کردستان تصریح کرد: مشارکت زنان استان در نهادهای مدنی رو به افزایش است که بیشتر در نهادهای خیریه و مذهبی و زیست محیطی و حمایت از بیماران خاص و انجمن اولیا و مربیان فعالیت دارند.

دکتر قادرزاده خاطرنشان کرد: در حوزه مشارکت اجتماعی زنان شاهد یک مکان زدایی از زنانگی و امکان گذار تدریجی از عرصه محدود خانواده به عرصه عمومی هستیم. دانشگاه علاوه بر این که عرصه‌ای برای آزادی‌های مثبت است به مثابه عرصه آزادی منفی و نجات از قیدوبندهای فرهنگی و مشکلات مالی عمل می‌کند.

به گفته وی، نخستین نکته‌ای که برای دانشجویان دختر وجود دارد، کم‌رنگ بودن سوژگی و اختلال در شناسایی و پررنگ‌تر از همه ذهنیت ابهام فرداست که گرچه در پسرها هم وجود دارد ولی در دختران بسیار پررنگ‌تر است.

عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان خاطرنشان کرد: آنچه طی پژوهش ‌های خود در نظام معنایی دانشجویان درک کردم، فاصله گرفتن دختران از نقش ‌های سنتی و تمایل بیشتر به مشارکت در جامعه است.

وی افزود: اولین مسأله‌ در میدان آموزش عالی، همگن تلقی کردن دانشجویان در میدان دانشگاه و غیاب درکی جامع از نیازها و سلایق و بازنمایی اندک جنسیت در راهبردها و برنامه‌ها و در میدان جامعه، آشنازدایی از امر آشنا (تداعی زن با منزل) و چانه‌زنی‌ و اهتمام برای تبدیل پذیری تحصیلات زنان به سرمایه اقتصادی اجتماعی و توانمند سازی به میانجی تمهیدات ساختاری است.

 

دکتر پیرمحمدیانی هم در ابتدای سخنان خود با بیان این که دستیابی به برابری جنسیتی در جامعه و دانشگاه‌ با حرکت جمعی زنان و مردان محقق می‌شود و هر چه تعداد مردانی که با این حرکت همراه می‌شوند بیشتر باشد امید به تعالی و رفع موانع بیشتر می‌شود اظهار داشت: برگزاری چنین نشست‌هایی جدا از طرح مشکلات و دردهای مشترک، فرصتی برای همفکری و یافتن درمانی برای آنهاست.

وی با اشاره به سهم ۶۰ درصدی زنان از تحصیلات عالیه و سهم ۳۰ درصدی آنها از بازار کار و سهم ۱۰ درصدی آنها از سمت‌های مدیریتی گفت: این تفاوت فاحش، فراتر از بحث‌های جنسیتی نشان می‌دهد که آورده‌ای داشته‌ایم که نتوانسته‌‌ایم از آن استفاده کنیم.

دسته بندی: اخباراخبار علمیتازه‌هاگفت‌و گونشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *