با همکاری مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، گرامیداشت میراث علمی استادان فقید این حوزه زنده‌یاد غلامعباس توسلی، مهدی طالب و منوچهر آشتیانی برگزارشد

به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، هفتمین همایش روز ملی علوم اجتماعی ایران به همت انجمن جامعه‌شناسی ایران، مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دبیرخانه دائمی روز ملی علوم اجتماعی ایران، روز پنج شنبه ۱۳ آذرماه از ساعت ۱۰ تا ۱۸ به صورت برخط (آنلاین) برگزار شد که طی آن با حضور جمعی از اساتید و دانشجویان جامعه شناسی و جامعه‌شناسان با ارائه سخنرانی‌هایی در بزرگداشت و نقد آثار استادان غلامعباس توسلی، مهدی طالب و منوچهر آشتیانی، یاد و خاطره تلاش‌های علمی و خدمات ماندگار آنها گرامی داشته شد.

 

در این مراسم که با حضور خانواده این استادان برگزار شد، استاد باقر ساروخانی، تقی آزاد ارمکی، سارا شریعتی، حمیدرضا جلائی‌پور، اسمعیل خلیلی و برخی دیگر از استادان سخنرانی و پیام ها و نوشته ‌هایی از فرزند استاد غلامحسین صدیقی و دکتر شهبازی استاد دانشگاه شهید بهشتی در رثای زنده‌یاد دکتر صدیقی و دیگر اساتید فقید جامعه‌شناسی قرائت شد.

دکتر سراج‌زاده، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران طی سخنانی در این نشست با ابراز خرسندی از تثبیت روز ۱۲ آذر سالروز تولد دکتر غلامحسین صدیقی به عنوان روز نمادین بزرگداشت و ترویج علوم اجتماعی در ایران اظهار داشت: دبیرخانه دائمی روز ملی علوم اجتماعی چند سالی است که به همت دکتر نقدی و همکارانشان در دانشگاه بوعلی سینای همدان مستقر شده و تارنمای اینترنتی  آن امروز رونمایی می‌شود. انجمن جامعه‌شناسی ایران و دانشگاه‌ها و مؤسسات این حوزه هر ساله محور ویژه‌ای را برای بزرگداشت روز ملی علوم اجتماعی تعیین می‌کنند که امسال با توجه به درگذشت سه تن از اساتید برجسته جامعه‌شناسی کشور در ماه‌های اخیر، تجلیل از میراث علمی این استادان به عنوان محور برنامه‌های هفتمین دوره بزرگداشت روز علوم اجتماعی انتخاب شده که امیدواریم بتواند به تقویت هویت تاریخی و جمعی این رشته هم کمک کند.

وی خاطرنشان کرد: دکتر توسلی، دکتر طالب و دکتر آشتیانی که هر سه از شاگردان زنده‌یاد استاد صدیقی بودند از چهره‌های برجسته و پیشروی جامعه‌شناسی دینی، جامعه‌شناسی روستایی و جامعه‌شناسی معرفت در كشور بودند که تلاش داریم با بازخوانی انتقادی میراث علمی و آثار ماندگار آنها از منازعات و رویکردهای فرقه‌گرایانه به سمت انسجام اجتماعی و ارزش‌‌های انسانی و رهایی‌بخش حرکت کنیم.

 

آقای اسمعیل خلیلی، دبیر هفتمین همایش بزرگداشت روز ملی علوم اجتماعی هم با اشاره به اهمیت بازخوانی انتقادی مستمر میراث مکتوب جامعه شناسی ایران اظهار داشت: این سنت جدیدی در انجمن جامعه‌شناسی نیست و از بدو تأسیس در دستور کار انجمن قرار داشته چرا که علم علاوه بر نقد و بررسی ساحت‌های مختلف، مسؤولیت نقادی خود را هم ‌دارد.

 

در ادامه دکتر اسدالله نقدی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان و رئیس دبیرخانه دائمی روز علوم اجتماعی، زندگی‌نامه استاد غلامحسین صدیقی را که به قلم فرزندشان نوشته شده و به این همایش ارائه شده بود قرائت کرد.

 

بازخوانی انتقادی میراث فکری دکتر غلامعباس توسلی

 

در ادامه،نشست اول همایش با عنوان «میراث فکری دکتر غلامعباس توسلی» با مدیریت خانم دکتر سوسن باستانی استاد جامعه شناسی دانشگاه الزهرا  آغاز شد.در ابتدای این پنل  دکتر باقر ساروخانی، استاد دانشگاه تهران در سخنانی با عنوان «توسلی، شخصیت چندساحتی» به بازخوانی ابعاد مختلف شخصیتی زنده‌یاد دکتر توسلی پرداخت.

وی گفت: دکتر توسلی، انسانی حقیقتا دلسوز، مهربان و عاشق و چهره‌ای علمی بود که از دهه ۱۳۴۰ تا ۹۰ به علم و آموزش اشتغال داشت. وی که پس از اخذ لیسانس زبان و ادبیات فرانسه از دانشسرای عالی به خارج اعزام شده بود در دوران تحصیل در فرانسه با وجود مسیرهای مختلفی که برای اخذ درجه دکتری داشت، دکتری دولتی را انتخاب کرد که سخت‌ترین شکل دکتری بود و علاوه بر چند دانشنامه‌ (سرتیفیکیت) دشوار هم گرفت و پس از بازگشت به ایران دهه‌ها در مسیر انتقال دانش فعالیت داشت.

 

استاد ساروخانی خاطرنشان کرد: دکتر توسلی از سوی دیگر چهره‌ای سیاسی در قرابت با اندیشه شریعتی بود که از همان دوران تحصیل در دانشگاه سوربن فعالیت‌ سیاسی داشت.  یکی از مباحثی که بعد از انقلاب در ذهن برخی جامعه‌شناسان و دین پژوهان وجود داشت این بود که آیا اساساً به جامعه‌شناسی نیاز داریم یا نه که در آن دوره توسلی در وزارت علوم، عهده دار برنامه ریزی علوم اجتماعی بود.

 

استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: بعد دیگر شخصیت دکتر توسلی تأکید او بر ورود جامعه شناسی به برنامه‌ریزی اجتماعی و حل مشکلات جامعه بود لذا بر جامعه‌شناسی متعهد تأکید داشت. توسلی و من هر دو بر کار به عنوان عنصری رهایی بخش تأکید می‌کردیم و نکته‌ای که از گفت‌وگوهای   خصوصی‌مان طی ۶۰ سال دوستی و با هم بودن به یاد دارم این است که در خلال همه این سال‌ها هیچ وقت مسائلی مثل کم بودن حقوق و حق التدریس صحبت نمی‌کردیم و دغدغه ما همواره  جایگاه علم جامعه شناسی در ایران و این بود که چه کار کنیم تا مردم بدانند جامعه‌شناسان، پزشکان جامعه هستند.

 

دکتر سارا شریعتی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هم در سخنرانی خود در بازخوانی میراث علمی استاد توسلی به طور ویژه بر ورود شجاعانه و تأملات دقیق او در حوزه جامعه‌شناسی اسلام پرداخت و گفت: نام دکتر توسلی با بحث نظریه‌های جامعه‌شناسی پیوند خورده و کتاب ایشان در این زمینه سال‌ها جزو متون درسی بود اما استاد توسلی علاوه بر این در حوزه‌هایی مثل جامعه‌شناسی کار و شغل، آموزش و پرورش و جامعه‌شناسی شهری هم فعالیت داشت و اولین آثار و متون درسی در بسیاری از این حوزه ها را در کشور ارائه کرده بود؛ با این حال یکی از حوزه‌های جامعه‌شناسی که بیش از همه وامدار اوست، جامعه شناسی دین است.

 

دکتر شریعتی خاطرنشان کرد: توسلی در جامعه‌شناسی دین به طور خاص بر جامعه‌شناسی اسلام تأکید داشت که به دلیل حساسیت‌های خاص این حوزه و نگرانی از جریانات افراط گرای مذهبی، جامعه‌شناسی در کشورهای اسلامی کمتر شهامت ورود به این حوزه را داشت. دکتر توسلی به تعبیر شریعتی با کنار گذاشتن «تقوای پرهیز» در سه سطح «آموزه‌های اسلام» و نسبت آن با مقولاتی مثل سرمایه‌داری و دموکراسی، «جامعه‌شناسی جوامع و جنبش‌های اسلامی» و بالاخره «جامعه‌شناسان کشورهای اسلامی» به جامعه‌شناسی اسلام پرداخت و در این مسیر، خوانش جامعه‌شناختی از اندیشه‌ شریعتی را آغاز کرد.

 

وی تصریح کرد: توسلی از اولین چهره‌هایی است که در درون دانشگاه بین مطالعات اسلامی و جامعه‌شناسی پیوند برقرار کرد و از سوی دیگر مباحث دنیای روشنفکری در این حوزه را در دانشگاه مطرح کرد. وجه دیگری از میراث اندیشه توسلی، رویکرد اصلاحی او به جامعه‌شناسی بود که این علم را پادزهری برای هرگونه بنیادگرایی دینی می‌دید.

شریعتی در پایان با ذکر خاطره یکی از دیدارهای خود با استاد توسلی که در آن از برخوردهای بوروکراتیک و مشکلاتی که به واسطه پرداختن به جامعه شناسی دین با او می‌‌شد گله کرده بود گفت: وی در پاسخ به این گلایه‌ها من را به صبوری توصیه کرد که گفتم ما با صبوری آشناییم اما تجربه تاریخ سیاسی به ما می‌گوید که درست جایی که صبر نکرده‌ایم به نتیجه رسیده‌ایم. دکتر توسلی گفت این صبر، صبر دیگری است. گویی توسلی در کنار دوگانه خشم و علم که باعث گرایش نسل ما به جامعه‌شناسی شده بود، عنصر سومی را اضافه کرده بود که صبوری بود و البته همه کسانی که با همه حساسیت‌ها در حوزه جامعه‌شناسی دین کار می‌کنند، مرهون این صبوری دکتر توسلی هستند.

 

در ادامه این نشست، دکتر تقی آزاد ارمکی، نایب رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران ومدیر گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران در سخنرانی خود با عنوان «تناسب جایگاه نظري دکتر توسلی؛

از شرح نظریه تا نظریه‌ پردازي» به انتقاداتی که از مرحوم توسلی شده که در حوزه جامعه‌شناسی کار بنیادی نکرده، پرداخت.

وی گفت: دکتر توسلی از جمله جامعه‌شناسانی بوده که در آثارشان مواد خام نظریه‌پردازی را آماده کرده‌اند تا شاگردانشان نظریه‌پردازی کنند. مسأله‌ای که باعث شده دکتر توسلی مجال ورود به حوزه نظریه‌پردازی را پیدا نکند به اتفاقاتی برمی‌گردد که در زیست اجتماعی و زندگی آکادمیک او افتاده است. نظام سیاسی دکتر توسلی را در مقابل این سؤال قرار داده که جامعه‌شناسی چیست و چه نسبتی با جامعه ایران دارد و تمام تلاش خود را بر پاسخ دادن به این پرسش و دفاع از جامعه‌شناسی متمرکز می‌کند.

دکتر آزاد ارمکی خاطر نشان کرد: کارهای ‌دکتر توسلی و دانشجویانش از انقلاب تا دهه ۱۳۸۰ عمدتاً در راستای پاسخ دادن به سوالات مطرح درباره نسبت جامعه‌شناسی و جامعه ایرانی و فراهم کردن مقدمات رسیدن به نوعی جامعه‌شناسی بومی است البته نه در معنایی که دیگران از آن سخن میگویند.

در ادامه این نشست، فایل صوتی سخنرانی دکتر حمیدرضا جلائی‌پور، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با عنوان «توسلی و نظریه جامعه‌شناسی» پخش شد که در آن با اشاره به چهار دهه آشنایی و ارتباط خود با مرحوم توسلی گفت: دکتر توسلی هم جامعه‌شناسی فرانسوی را خوب می‌دانست و هم بر جامعه‌شناسی آمریکایی اشراف داشت با این حال ارتباط خود با جامعه‌شناسان برجسته خارجی که می‌شناخت را نمایش نمی‌داد و یک جامعه‌شناس در ایران بود. وی در روند داوری پروپوزال‌ها و رساله‌ها با قطب‌نما حرکت می‌کرد و  این که نویسنده آن کیست و استاد راهنما و مشاور چه کسانی هستند را در داوری خود دخالت نمی‌داد.

دکتر جلائی‌پور با بیان اینکه دکتر توسلی با این منش و رفتار، مروج نگاه جامعه شناسانه و غیرایدئولوژیک بود، خاطرنشان کرد: دکتر توسلی سبک خاصی داشت که در آن پایدار بود و بسیار هم متأثر از عقلانیت نقاد بود با این حال یکی از نقدهایی که می‌شود به وی وارد کرد این است که هیچ وقت سبک خود را ننوشت.

 

گرامیداشت میراث علمی دکتر مهدي طالب

در ادامه همایش بزرگداشت روز علوم اجتماعی، نشست گرامیداشت میراث علمی زنده‌یاد دکتر مهدي طالب بامدیریت دکتر نقدی و  سخنان دکتر  حسین ایمانی جاجرمی، مدیر گروه مطالعات توسعه اجتماعی دانشگاه تهران آغاز شد.

وی در سخنرانی خود با عنوان «نگاهی به کارنامۀ شادروان دکتر مهدي طالب، جامعه شناس روستایی» با اشاره به نقش ویژه آن مرحوم در حوزه جامعه‌شناسی روستابی، جامعه شناسی تعاون و تأمین اجتماعی و جامعه شناسی بحران، اظهار داشت: دکتر طالب جامعه‌شناسی بومی‌گرا بود که تأکید داشت استفاده ما از جامعه‌شناسی دنیا نباید  گرته‌برداری صرف باشد و هر چه را که وارد می‌کنیم باید به تنه تنومند میراث ایرانی پیوند بزنیم.

وی با اشاره به سابقه فعالیت زنده‌یاد استاد طالب به‌عنوان مشاور وزیر مسکن و شهرسازی اظهار داشت: تاکنون حدود ۱۷، ۱۸ برنامه در حوزه مسکن در کشور اجرا شده که اغلب نتیجه چندان خوبی نداشته‌اند ولی طرح دکتر طالب با عنوان مسکن پاک که مبتنی بر پس‌انداز، انبوه‌سازی و کوچک‌سازی بود از معدود طرح‌های موفق در زمینه مسکن بود که مباحث جامعه‌شناسی نیز در آن مورد توجه قرار گرفته بود.

وی با بیان این که دکتر طالب در شرایطی وارد حوزه مدیریت روستایی شد که کتابی در این زمینه وجود نداشت، خاطرنشان کرد: مطالعه این حوزه خصوصاً از آنجا اهمیت داشت که بعد از اصلاحات ارضی و برافتادن نظام ارباب و رعیتی، مدیریت روستاها دچار اختلال شده بود. دکتر طالب در آثار خود با تشریح مشکلات ایجاد شده و تلاش‌های رژیم گذشته در ارائه مدل‌های مختلف برای حل این مشکل، مدل انجمن‌های ده و دهبانی را آخرین نسخه رژیم پهلوی برای رفع خلأ مدیریتی روستاها عنوان می‌کند که اقدام خوبی هم بوده ولی با پیروزی انقلاب اسلامی مجال اجرا پیدا نکرده است. پس از انقلاب، بحث شوراها از طرف هم گروه‌های چپ‌گرا و هم نیروهای مذهبی دنبال می‌شود ولی بعد از مدتی این شوراها هم تعطیل می‌شوند.

دکتر ایمانی تصریح کرد: دکتر طالب با تشریح بحران‌های ایجاد شده در مدیریت روستاها در این مقطع از تلاش‌ نهادهای مختلف مثل جهاد سازندگی و بنیاد مسکن برای ارائه مدل‌هایی برای  مدیریت روستاها می‌نویسد و این که در نهایت وزارت کشور  بحث دهیاری‌ها را اجرا می‌کند. دکتر طالب از منتقدان این طرح بود و معتقد بود چنین مدلی که با الگوبرداری از مدیریت شهری ارائه شده به دلایل مختلف در روستاها جواب نمی‌دهد از جمله این که دهیارها برخلاف کدخداهای سنتی با چندان اقبالی از سوی روستاییان مواجه نمی‌شوند.

وی در ادامه از اخلاقیات دکتر طالب گفت که با این که تحصیل کرده فرانسه بود اما جامعه‌شناس دفتری و اصطلاحاً برج عاج نشین نبود، بلکه بسیار متواضع و عمل‌گرا بود. در برخورد با دانشجویان هم استادی دلسوز و خوش اخلاق بود که پای درددل دانشجوها می‌نشست و اگر کمکی در توانش بود، دریغ نمی‌کرد.

 

این نشست با قرائت یادداشتی از دکتر اسماعیل شهبازي، استاد بازنشسته آموزش و ترویج کشاورزی دانشگاه شهیدبهشتی و دایی مرحوم دکتر طالب با عنوان «قدم به قدم با شادروان مهدي طالب» ادامه یافت.

استاد شهبازی که ۹ سال از خواهرزاده ‌اش بزرگتر بود و طی دوران فعالیت حرفه‌ای خود همکاری نزدیکی با دکتر طالب داشت در این یادداشت از تولد و دوران کودکی وی در نهاوند و تحصیلات دبیرستانی‌اش در تهران تا فعالیت در مدرسه عالی کشاورزی همدان و مأموریت‌های مشترکشان در ژاپن و ادامه تحصیل طالب در فرانسه نوشته بود و تلاش و همتی که آن مرحوم صرف ارتقای آموزش عالی استان همدان و خصوصا زادگاهش نهاوند می‌کرد.

 

سخنران بعدی این نشست هم دکتر زهرا فرضی‌زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران بود که در ارزیابی کارنامۀ دکتر مهدي طالب با مروری بر زندگینامه استاد طالب و سوابق مطالعاتی و تدریس او در گروه تعاون و رفاه اجتماعی دانشگاه تهران از سال ۵۷ و گروه توسعه روستایی این دانشگاه از سال ۸۲  پرداخت و گفت: استاد طالب کتب متعددی در زمینه توسعه روستایی، مدیریت روستایی، تعاون روستایی و … دارند و جزو نخستین محققان و صاحبنظرانی هستند که به نحوی روش‌مند، مدیریت و توسعه روستایی در ایران را دنبال کرده‌اند

وی با پخش تصاویری از سفرهای علمی دکتر طالب با همکاران و دانشجویانش،سفر را جزئی جدا نشدنی از زندگی علمی ایشان دانست.

این نشست با سخنرانی دکتر اسداالله نقدي، عضو هیأت علمی دانشگاه بوعلی سینا با عنوان «میراث دوگانۀ مهدي طالب براي دانش جامعه‌شناسی و مدیریت روستایی و

شهري ایران»

دنبال شد.

نقدی با اشاره به سابقه همکاری خود با دکتر طالب در مؤسسه توسعه روستایی ایران و مؤسسه پژوهشی زیرمجموعه آن در دهه ۱۳۷۰ و در ادامه طی دوره فعالیت دکتر طالب به عنوان مشاور اجتماعی وزیر مسکن و شهرسازی اظهار داشت: دکتر طالب را بیشتر به عنوان جامعه‌شناس روستایی می شناسیم در حالی که اتفاقاً در حوزه جامعه‌شناسی شهری هم فعالیت‌ها و سوابق قابل توجهی داشتند. در واقع دکتر طالب بود که اجتماعیات و مسائل فرهنگی را به حوزه ساخت و ساز و شهرسازی ایران تحمیل کرد و تأکید داشت که شهرسازی بدون توجه به ملاحظات انسانی و مسائل اجتماعی موفق نخواهد بود.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینای همدان خاطرنشان کرد: دکتر طالب که مرد مطالعات میدانی بود، جامعه‌شناسی روستایی و شهری را دو روی یک سکه می‌دانست و بر توسعه محلی به عنوان رویکردی در توسعه روستایی تأکید داشت.

 

گرامیداشت میراث علمی دکتر منوچهر آشتیانی

سومین نشست هفتمین همایش روز علوم اجتماعی با موضوع گرامیداشت میراث علمی دکتر منوچهر آشتیانی و با مدیریت آقای اسمعیل خلیلی، همکار پژوهشی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار شد.

 

دکتر محمد توکّل، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در سخنرانی خود با عنوان «رویکرد خاص آشتیانی به جامعه‌شناسی معرفت» به خوانشی انتقادی از آثار زنده‌یاد دکتر

آشتیانی پرداخت و گفت: مرحوم دکتر آشتیانی نقش بی نظیری در تاسیس و ترویج جامعه شناسی شناخت  در ایران داشتند و سابقه ارادت خود را به ایشان از سال ۱۳۵۶ در دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر وقت) بیان کردند و ضمن احترام به دکتر آشتیانی برخی بیان داشتند یکی از نقدهایی که می‌توان به دکتر آشتیانی وارد دانست عدم بی‌طرفی او در برداشت‌هایش از جامعه‌شناسی است. او از پنجره چپ و مارکسیسم به جامعه‌شناسی نگاه می‌کرد و روشن است که با این نگاه خاص، واقعیت‌ها آن گونه که هستند بیان نمی‌شوند. مهمترین مسأله در آثار آشتیانی، خوانش وی از تاریخ جامعه‌شناسی مارکسیستی و چپ است که متأثر از همان بینش و نگاه خاص او به جامعه‌شناسی معرفت است تا جایی که ماکس وبر را که همه به عنوان پایه‌گذار جامعه‌شناسی معرفت می‌دانند در چنین جایگاهی نمی‌داند و از جایگاه اساسی افرادی مانند شلر در مقایسه با دیگران چشم میپوشد و هرچند کتابی هم در آن باره دارد ولی به نسبت دیگران سهم ویژه ای برای او قایل نیست.

وی خاطرنشان کرد: در سراسر آثار آشتیانی، تفصیل مطالب در قالب «جامعه‌شناسی شناخت» است که یکی از زیرشاخه های «جامعه‌شناسی معرفت» است نه تمام آن؛ لذا آنچه آشتیانی به عنوان جامعه‌شناسی معرفت مطرح می‌کند، جامعه‌شناسی شناخت است.

توکل تصریح کرد: نقد سوم من درباره زنده‌یاد آشتیانی این است که به دلیل تسلط بر زبان آلمانی و مطالعه آثار جامعه‌شناسان آن کشور، تحولات و گسترشی که توسط متفکران فرانسوی و آمریکایی در حوزه جامعه‌شناسی معرفت صورت داده‌اند چندان به چشمش نیامده است.

وی افزود: دکتر آشتیانی در بخش پایانی کتاب «درآمدی بر تاریخ جامعه‌شناسی شناخت» مواردی را به عنوان محدودیت‌های جامعه‌شناسی معرفت مطرح کرده و حکم به بازتعریف جامعه شناسی معرفت می‌دهد در حالی که این موارد اتفاقاً باعث رجعت به جامعه‌شناسی کلاسیک معرفت خصوصاً جامعه‌شناسی ماکس وبر شده است..

 

سخنران بعدی این نشست، دکتر میثم سفیدخوش، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی بود که با عنوان «آشتیانی و انگاره‌هاي بنا و مبنا در رابطۀ فلسفه و جامعه شناسی» به بررسی پیوند فلسفه و جامعه‌شناسی در آراء زنده ‌یاد دکتر آشتیانی پرداخت.

وی با بیان این که رابطه آشتیانی با مفاهیم فلسفی رابطه‌ای شخصی و رمانتیک است و در نوشته‌هایش بارها تلاش کرده که دست فلسفه را رو کند اظهار داشت: آشتیانی بسیاری از مفاهیم فلسفی را به نفع خوانش پسامتافیزیک و جامعه‌شناسی خاص خود مصادره کرده است.

 

دکتر رضا نساجی، پژوهشگر تاریخ اندیشۀ معاصر هم که «بازخوانی میراث منوچهر آشتیانی از فلسفۀ آلمانی؛ سرنوشت تراژیک چپ اومانیست در دوران جامعه‌زدایی از ایران» را  عنوان سخنرانی خود قرار داده بود اظهار داشت: آشتیانی معتقد بود که در دهه‌های اخیر، سه نوع مقابله با جامعه را در ایران شاهدیم که در قالب جامعه‌‌زدایی و نادیده گرفتن مفهوم جامعه، چپ زدایی یا مبارزه با سوسیالیسم و جامعه‌شناسی‌زدایی بروز کرده است.

وی افزود: منوچهر آشتیانی هیچ وقت کنش‌گر سیاسی خوبی نشد. او شخصیتی بین رضا رادمنش و ایرج اسکندری داشت در حالی که چپ ایران، کنشگرانی از جنس کیانوری را می‌طلبید که جایی برای سیاست‌ورزی امثال آشتیانی نداشت.

نساجی با بیان این که جا دارد همچنان آثار منوچهر آشتیانی را بخوانیم گفت: هنوز زمان فلسفه و علوم انسانی در ایران نرسیده و از آنها صرفاً برای مجلس ‌آرایی استفاده می‌شود. هنوز هم تحصیل جامعه‌شناسی و علوم انسانی در ایران جدی نیست.

وی خاطرنشان کرد: آشتیانی محصول نگرش‌هایی در ایران و نگرش‌هایی در فلسفه آلمانی بود که نتوانست آن‌ها را با هم بیامیزد و به ایران نزدیک کند. او به دام ابتلائاتی افتاد که فردید افتاده بود و هیچ وقت نتوانست به نثر ایرانیان نزدیک شود و در عین حال در دهه های پایانی از آلمان و جریان جامعه‌شناسی شناخت دور افتاده بود..

 

آقای اسمعیل خلیلی هم در سخنرانی پایانی این نشست با عنوان «پژوهشگر جامعه شناسی شناخت: منوچهر آشتیانی، شوریدگی اندیشۀ منقّح حین اعادة حیثیت از تاریخ» به ریشه‌های پیچیدگی نثر و زبان آشتیانی پرداخت و گفت: این طرز بیان احتمالاً به سابقه خانوادگی و تربیتی او که در خانه‌ای بزرگ شده بود که پدر و مادرش گاه فرانسه صحبت می‌کردند و نیز سابقه سیاسی و سابقه تحصیلی او در فرانسه و آلمان برمی‌گردد. علاوه بر این، پرش‌های حادی هم در تفکرات او بوده و در عین حال تلاشی وسواس‌گونه می‌کرده که با پیچ و خم‌های زبان مواجه شود که حاصل آن نثری بوده که به زبان کتابت دهه ۱۳۳۰ نزدیک‌تر است تا زبان امروز.

وی خاطرنشان کرد: دکتر آشتیانی در نوسان بین فلسفه و جامعه شناسی به این سمت می‌رفت که با زبان فلسفی به جامعه‌شناسی بپردازد و به طور مبسوطی، استدلالات و احتجاجات خود را به تاریخ متکی می‌کرد.

خلیلی تصریح کرد: دلالت‌های زیادی در آثار دکتر آشتیانی هست که علی رغم آرمان‌های ملی و عدالت و آزادی، آرمان دیگری او را به پیش می‌رانده که آرمان فرجام در تاریخ است. شاید مهمترین یا دست کم یکی از مخاطبان نهایی دکتر  آشتیانی نه اهل علوم اجتماعی و فلسفه ایران و اروپا که خود تاریخ بوده است. مخاطبی پنهان و در عین حال همیشه حاضر.

وی افزود: جامعه، مبنای همه معناها برای آشتیانی بود اما جامعه‌ای که به باور وی بیش از آنکه به تاریخ معنا ببخشد از تاریخ معنا می‌گیرد و تاریخ است که جهت حرکت جامعه را تعیین می‌کند.

 

پایان بخش همایش هفتم روز علوم اجتماعی، صحبتهای دکتر نقدي، مسؤول دبیرخانه دائمی همایش در خصوص تجربه‌ها و شش دوره برگزاري روز علوم اجتماعی ایران بود.

دسته بندی: اخباراخبار علمیاخبار همایش‌هاتازه‌هاگفت‌و گو

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *