بررسی چالش‌های یادگیری الکترونیکی در ششمین نشست «از آموزش عالی کلاسیک به آموزش عالی الکترونیکی»

ششمین نشست‌ از مجموعه نشست‌های مجازی ایده‌پردازی «علم و جامعه» با عنوان «از آموزش عالی کلاسیک به آموزش عالی الکترونیکی ویژه فعالیت‌های آموزشی- سنجش و ارزشیابی و چالش‌های یادگیری الکترونیک» برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در این نشست که به صورت مجازی برگزار شد، دکتر فرهاد سراجی، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان و دکتر عیسی رضایی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مجازی، پیرامون سنجش، ارزشیابی و چالش‌های یادگیری الکترونیکی برای کارشناسان و مدیران آموزشی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور و علاقه‌مندان این حوزه سخنرانی کردند.

دکتر رضا ماحوزی، معاون پژوهشی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در معرفی این نشست گفت: در پی پاندمی کویید ۱۹ که دانشگاه‌ها را به استفاده از شیوه‌های آموزش الکترونیکی وادار کرده با همکاری معاونت‌های آموزشی، پژوهشی و فناوری و فرهنگی و اجتماعی وزارت عتف، سلسله نشست‌هایی را به بررسی تحولات و سیر گذار از آموزش عالی کلاسیک به آموزش عالی الکترونیکی، ظرفیت‌های موجود و زیرساخت‌ها و ملزومات این گذار در ابعاد مختلف اختصاص داده‌ایم که امروز در ششمین نشست به سنجش و ارزشیابی در نظام آموزش الکترونیکی می‌پردازیم.

در ادامه، دکتر فرهاد سراجی در سخنانی به تبیین «چالش‌های سنجش و ارزشیابی در یادگیری الکترونیکی»

پرداخت و گفت: «یادگیری الکترونیکی»، نسل چهارم از «یادگیری باز» است. وقتی از یادگیری باز صحبت می‌کنیم، امکان انتخاب در ۱۵ زمینه مختلف از قبیل محتوا، استاد، زمان، هزینه، ارزشیابی و … را پیدا می‌کنیم که در آموزش کلاسیک چندان امکانی وجود ندارد.

آموزش عالی الکترونیکی در دانشگاه‌ها در سه حوزه قابل بررسی است؛ یکی آموزش عالی الکترونیکی که قبل از کرونا وجود داشت، دوم، آموزش عالی الکترونیکی که به دلیل اضطرار ناشی از پاندمی کرونا توسعه یافته و سوم آموزش الکترونیکی در دوره بعد از پاندمی.

وی خاطرنشان کرد: قبل از کرونا هر دانشگاهی که می‌خواست وارد این حوزه شود باید سیاست‌ها، برنامه‌ها و راهبردهای مشخصی تدوین و ضمن تأمین محتوای لازم، فناوری‌ها، زیرساخت‌ها و سامانه‌های ویژه‌ای را تدارک می‌دید و همچنین نسبت به آموزش استادان و دانشجویان برای ایجاد آمادگی در آن‌ها اقدام می‌کرد. البته ورود به حوزه آموزش‌های الکترونیک اغلب به برخی دانشگاه‌ها با مأموریت‌های خاص محدود بود و سایر دانشگاه‌ها وارد این حوزه نمی‌شدند ولی با بروز پاندمی کرونا همه دانشگاه‌ها مجبور شدند وارد این حوزه شوند. یعنی همه دانشگاه‌ها بدون برنامه‌ریزی و تدوین سیاست‌ها و آموزش استادان و دانشجویان با تدارک سریع فناوری‌ها و زیرساخت‌ها و سامانه‌ها و در مرحله بعد، تهیه محتوا و در آخر تصمیمات مدیران اجرایی و بازنگری آیین‌نامه‌ها وارد این حوزه شدند.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان تصریح کرد: این که اغلب دانشگاه‌ها که براساس مأموریت‌ها برای آموزش حضوری طراحی شده‌اند تا کی باید به آموزش الکترونیکی ادامه دهند بسته به شرایط کرونا دارد ولی قطعاً در دوره بعد از کرونا، مخاطبان آموزش الکترونیکی به شدت افزایش می‌یابد، دانشگاه‌ها خیلی بیشتر- نسبت به دوره قبل از کرونا- به سمت آموزش الکترونیکی می‌روند، یادگیری‌ها به سمت یادگیری فردی، در گروه کوچک، انطباقی و انتخابی می‌رود و دوره‌ای که همه دانشجویان تحت یک آموزش و سنجش قرار می‌گرفتند به سر می‌آید.

وی با بیان این که بحث سنجش و ارزیابی از مهمترین مباحث مطرح در آموزش الکترونیکی است اظهار داشت: سئوال مهم در ارزشیابی این است که چه چیزی را و چگونه ارزشیابی کنیم؟ در آموزش الکترونیکی برخلاف آموزش کلاسیک که توجه چندانی به ابعاد تربیتی ندارد شیوه‌های سنجش و ارزشیابی جنبه تربیتی بالایی دارند و شیوه ارزیابی از سئوالات تستی و تشریحی و … به سمت شیوه‌های ارزشیابی یادگیرنده سوق پیدا می‌کند.

دکتر سراجی با اشاره به سه چالش عمده دانشگاه‌ها در حوزه آموزش عالی الکترونیک که احتمال سرقت ادبی و علمی، تربیتی نبودن ارزشیابی‌ها (از لحاظ میزان توجه به خلاقیت، رویکردهای انتقادی و …) و نبود ابزارهای کافی برای عملیاتی کردن ارزشیابی بوده اظهار داشت: هر شیوه‌ای که برای ارزشیابی ارائه می‌شود باید توجیه تربیتی داشته باشد و باید دید این که در آموزش‌های کلاسیک برای سنجش فراگیران دانشجویان را در یک سالن به خط می‌کنیم و امتحان می‌گیریم، چه قدر توجیه تربیتی دارد؟ شیوه کنونی سنجش، خود این باور را به دانشجو القا می‌کند که اگر کسی بالای سرت نبود می‌توانی تقلب کنی.

وی خاطرنشان کرد: سه رویکرد برای مقابله با این چالش‌ها وجود دارد. یکی رویکرد فرهنگ‌سازی است که مثلاً از طریق ارزشیابی مستمر و خودآزمایی به دانشجو نشان می‌دهد هدف از ارزشیابی، تقویت یادگیری خود اوست، دوم رویکرد پیشگیرانه که با تقویت سیستم امنیتی آزمون، یا دادن سئوالات متفاوت به دانشجویان یا ارائه سئوالات استنباطی و … امکان تقلب در آزمون را کم می‌کند و سوم رویکرد تنبیهی که با ترساندن دانشجویان از عواقب تقلب سعی در جلوگیری از تقلب دارد. البته در اغلب مواقع ترکیبی از این سه رویکرد در دوره‌های آموزش عالی الکترونیکی استفاده می‌شود.

دکتر سراجی با بیان این که ارزشیابی در واقع بخشی از فرایند آموزش و یادگیری است، استفاده از اصل ارائه چندگانه (با توجه به ظرفیت‌های الکترونیکی مثل ضبط صدا، تصویر و …)، ارزشیابی مستمر و تکوینی، ارائه  بازخورد سریع، ارزشیابی کل‌نگر و واقعی (بجای توجه به جزئیات) و طراحی تکالیف متنوع را از جمله اصول ارزشیابی الکترونیکی عنوان کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا همدان تصریح کرد: باید شیوه‌ای را به کار ببرم که این باور را در دانشجو ایجاد کند که این ارزشیابی در درجه اول برای خود اوست. این باور فضا را برای ارزشیابی‌های جدیدتر باز می‌کند.

دکتر عیسی رضایی، دکتری تکنولوژی آموزشی و استادیار دانشگاه علوم پزشکی مجازی هم در بیان چالش‌های سنجش و ارزیابی فراگیران آموزش عالی الکترونیک گفت: اگر می‌خواهیم آموزش الکترونیکی یا ترکیبی و سنجش الکترونیکی اثربخش باشد باید سراغ پارادایم‌هایی برویم. مواجهه نظام آموزش عالی با یادگیری الکترونیکی در سه سطح جایگزین سازی، نوآوری و دگرگون‌سازی صورت می‌گیرد. در جایگزین‌سازی، همان چیزهایی که در محیط سنتی داشتیم به محیط الکترونیکی منتقل می‌کنیم یعنی صرفاً تجهیزات جدید را جایگزین تجهیزات قدیمی می‌کنیم. در این رویکرد، جنبه تربیتی و سازمانی مغفول است و بیشتر به جنبه فنی توجه می‌شود. در سطح نوآوری در روش‌های تربیتی، نحوه تدریس و ارزشیابی، بازاندیشی صورت می‌گیرد و جنبه تربیتی پررنگ‌تر می‌شود و در دگرگون‌سازی تمام جوانب مختلف فرایندهای یاددهی و یادگیری اعم از فنی و تربیتی و سازمانی با هم تغییر می‌کند.

وی با ابراز تأسف از این که آموزش عالی الکترونیکی در ایران هنوز در سطح جایگزین‌سازی است تأکید کرد: برای موفقیت در این حوزه باید به سطح دگرگون‌سازی برویم. بسیاری از دانشگاه‌های مطرح جهان از چند سال پیش به صورت ترکیبی آموزش می‌دادند؛ لذا با بروز پاندمی کرونا، روند آموزش در این دانشگاه‌ها بدون اختلال ادامه یافت.

دکتر رضایی با تأکید بر این که برنامه‌ریزی مقطعی و اقدامات موضعی باید جای خود را به تصمیمات بنیادین و پایدار بدهد در دسته‌بندی روش‌های سنجش یادگیری با توجه به رویکردهای آموزشی گفت: از ابتدای قرن پیش تاکنون، فرایند یادگیری از یادگیری حاصل از محرک- پاسخ یا تقویت به سمت یادگیری فرایند و ایجاد شبکه رفته و سنجش هم از اندازه‌گیری قابل مشاهده به سمت اندازه‌گیری تعاملات سوق یافته است. روش‌های سنجش هم از آزمون‌های عینی به واکاوش یادگیری، تحلیل کلان داده‌ها و سنجش پنهان تغییر کرده است.

وی تصریح کرد: در گذار از آموزش عالی کلاسیک به آموزش عالی الکترونیکی، شاهد تغییر پارادایم در سنجش فراگیران و گذار از «سنجش از یادگیری» به «سنجش برای یادگیری» یا «سنجش به‌مثابه یادگیری» هستیم و از «سنجش فرآورده یادگیری» به «سنجش فرایند یادگیری»، از «آزمون‌های عینی» به «آزمون‌های عملکردی»، از «ارزیابی بیرونی» به «ارزیابی درونی»، از «تکالیف ساختگی» به «تکالیف موثق» و از «بازخوردهای حداقلی» به «بازخوردهای قابل ملاحظه» حرکت می‌کنیم.

دسته بندی: اخباراخبار علمیتازه‌هاگفت‌و گونشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *