هفدهمين جلسه علم و جامعه با نقد و بررسی كتاب «علم‌ورزی زنان در میدان دانشگاه»

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دوشنبه نهم تیرماه سال جاري نشست نقد و بررسی کتاب «علم‌ورزی زنان در میدان دانشگاه» که بهار امسال به کوشش خدیجه کشاورز عضو هیئت علمی این پژوهشکده و به همت انتشارات این پژوهشکده منتشر شده بود با حضور سمیه فریدونی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی و نفیسه شریفی برگزار شد.
در ابتدای این نشست دكتر خدیجه کشاورز به تشریح چگونگی شکل‌گیری کتاب پرداخت و گفت: برای تولید ادبیاتی در حوزه مطالعاتی‌ام که چندسال در پژوهشکده مشغول آن هستم تا کنون چند کار پژوهشی را انجام داده‌ام که تا کنون نتیجه آن‌ها کتاب‌های «رویای ناتمام دختران دانشجو»، «زنان دانشگاهی» و دو مقاله موجود در کتاب حاضر است که براساس همان طرح بوده که درباره استاد پژوهشگران زن انجام گرفته است. وی در ادامه با بیان اینکه کارهایم بردو وجه زیست دانشجویان و تجربه استاد پژوهشگران زن بوده است گفت: همزمان با کار پژوهشی‌ام در پژوهشکده کتاب دیگری با عنوان «زنان دانشگاهی» را با یکی از دوستان از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده ام. کتاب حاضر تقریباً همزمان با دو کار قبلی پیش رفته و درواقع ادامه آنها است.
کشاورز در ادامه به معرفی اجمالی فصول کتاب پرداخت و گفت: مقاله نخست به پیشگامان زن در دانشگاه‌های ایران می‌پردازد و از سال ۱۳۱۳ آن را دنبال کرده است. درواقع نویسنده در این مقاله به چالش‌هایی که زنان در آن دوران در جامعه ایران مواجه بودند می‌پردازد. بدين معنا كه از يكسو دولت وقت می‌خواهد زن جديد را نشان دهد اما راه را آنچنان برای زنان باز نمی‌کند و درواقع با توجه به ادبیات غالب مردسالار شرایط را برای حضور اجتماعی زنان دشوار می‌کند.
وی با بیان اینکه پژوهش در کشور ما مهجور است و پژوهش در حوزه زنان مهجورتر افزود: هدفم در کتاب‌های قبلی خارج شدن تمرکزگرایی تهرانی است به همین سبب به دانشگاه‌های شهرهای دیگری مانند بوشهر مراجعه کرده‌ام. سعی کرده‌ام که در آن کارها روایتگر پژوهشگران زنان باشم. در مقاله دوم این کتاب هم در ادامه همان فعالیت‌ها کوشیده‌ام. در مقاله سوم کتاب مفروض گرفته شده که نابرابری وجود دارد و دو دانشکده فنی و علوم اجتماعی دانشگاه تهران را با هم مقایسه کرده ام. این مقاله کمک می‌کند فهمی زمینه‌مندتر از دانشگاه در ایران داشته باشیم. در مقاله دیگری سعی شده است که با مصاحبه، استادپژوهشگران زن تهران و فرانسه را با هم مقایسه کنیم. در این مقاله نتیجه می‌شود که هرچند در فرانسه سعی می‌شود که حداقل از نظر حقوقی برابری زنان و مردان نزدیک باشد، اما در نهایت می‌بینیم که چگونه این نابرابری‌ها شکل می‌گیرد و در این زمینه شباهت‌هایی بین این دو جامعه وجود دارد.
به گفته عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی: مثلاً در فرانسه همچنان سقف شیشه‌ای وجود دارد. این مطالعه، اسطوره دانشگاه به مثابه مکان شایسته سالار بودن را به چالش کشیده و زیر سوال ‌برده است. مقاله دیگر تعارض کار و زندگی استاد پژوهشگران زن را بیان می‌کند. مقاله پایانی کتاب هم سعی کرده فهمی از معیارهای دوگانه قضاوت زنان و مردان را هم در سطح دانشجویان و هم در سطح استادان با هم مقایسه کند.
دیگر سخنران این نشست نفیسه شریفی مدرس دانشگاه در حوزه زنان بود که با بیان اینکه خواندن این کتاب بسیار مفید و مهم است گفت: خواندن این کتاب به این دلیل مفید است که فرد وقتی در مرحله جذب است احساس می‌کند که این مشکلات زائیده ضعف فردی او نیستند بلکه یک تجربه جمعی است و نشان دهنده مشکلات ساختاری موجود در جامعه ايران است. همچنین باید بگویم که فضای دانشگاه به لحاظ جنسیتی خنثی نیست و نباید فکر کنیم که یک چیز ایده‌آل است و آنچه در خانواده و جامعه رخ می‌دهد نباید در آنجا رخ دهد.
به گفته شریفی: در این کتاب بحث جنسیتی در سه مقطع خود را نشان می‌دهد، ابتدا در مرحله جذب است. پرسش این است که چرا با توجه به اینکه اکثر دانشجویان زن هستند اما در مرحله جذب نسبت به مردان تعداد کمتری جذب می‌شوند؟ آیا زنان شایستگی هیئت علمی شدن را ندارند؟ این کتاب به ما نشان مي دهد كه چنين نيست زيرا در فرايند جذب زنان با موضوعات و سوالاتی مواجه می‌شوند که به جنسیت آنها مربوط می‌شود. مقطع دیگر حفظ جایگاهی است که زنان به دست آورده اند. در واقع یک زن هیئت علمی که وارد یک گروه علمي می‌شود نسبت به مردان باید چندین برابر کار کند تا جایگاهی که بدست آورده است را حفظ كند و از دست ندهد.
وی در ادامه افزود: بحث دیگر در همین مقطع در رابطه با دانشجویان است. با اين توضيح كه استادان زن بايد شايستگي خود را به عنوان استاد به آنها ثابت کنند. مقطع سوم بحث ارتقا زنان است که نسبت به مردان تبعیض‌های ساختاری وجود دارد تا یک زن بتواند به استاد تمامی برسد. تا جایی که حتی امکان انتشار مقاله زنان در مجلات کمتر از مردان است. همانطور که گفتم دانشگاه جدای از محیط اجتماعی نیست و باید تلاش کرد کلیشه‌های جنسیتی و نابرابری کمتر شده و در نهایت تبعیض کمتر شود.
سمیه فریدونی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی ديگر سخنران و ناقد این نشست با بیان اینکه قبلاً داده‌های بومی در این حوزه کم بود و باید به داده خارجی ارجاع می‌دادیم و بابت فراهم کردن داده‌های بومی توسط دکتر کشاورز بسیار سپاسگزار ايشان باشيم گفت: یکی از ویژگی‌های دکتر کشاورز این است که در اين كتاب و همكاراني كه انتخاب كرده است خود را محدود به نام‌ها نکرده و به سراغ افراد جدیدی رفته که همین امر موجب ایده‌های جدید و ارتقا این حوزه شده است.
وی در ادامه با بیان اینکه من در موضوع جذب، تجربه متفاوتی با دیگران داشتم و مشکلات دیگر دوستان را نداشته‌ام اما دوست داشتم که این کتاب به این چرايي بپردازد که چرا تجارب متفاوت ديگري هم وجود دارند، گفت: در نهایت ما این پژوهش‌ها را انجام می‌دهیم که به این نتیجه برسیم که چکار باید بکنیم؟ در نهایت ما به تغيير ساختار نیاز داریم، چرا که تا این تحولات ساختاری رخ ندهد نهایتاً کار ما این خواهد بود که دور هم بنشینیم و بگوییم که چه داده‌هایی داریم درصورتی که به یک گردهمایی بزرگتری نیاز داریم که بیان کنیم که حضور زنان، لازمة توسعه است. وقتی که زنان حضور ندارند توسعه مختل می‌شود بنابراین دغدغه ما دغدغه تغییر آمار نیست بلکه دغدغه ما تغییر ساختار است. به این معنی که زنان در ساختار قدرت حضور داشته باشند. هرچند که معتقدم که اگر جنسیت نادیده گرفته شود ساختار آسیب می‌بیند. بنابراین در عین حال که خوشحالم که داده‌های بومی بسیاری تولید شده است اما در حوزه ساختاری باید به تغییر ساختارها و به ویژه بحث عدالت آموزشی که ذیل عدالت اجتماعی است توجه ویژه کرد. یکی از زوایای دید ما در این حوزه گروه‌های رانده شده اجتماعی است که به واسطه نداشتن صدا معمولاً غافل می‌مانند. درصورتی که یکی از کارکردهای آموزش عالی بهبود عدالت آموزشی است چون آموزش عالی متولی عدالت آموزشی است که جنسیت در آن بسیار مهم است. بنابراین پرسش این است که آیا در آموزش عالی عدالت آموزشی رخ داده است؟
وی در ادامه به بیان اینکه آمارهایی که در کتاب آمده است نیازمند تحلیل عمیق تری است گفت: مثلاً وقتی گفته می‌شود که جمعیت زنان در آموزش عالي در دو دهه گذشته تقریباً ۱۰۰ درصد افزایش یافته است به چه معنی است؟ آیا روند آن افزایش یافته یا رشد نقطه‌ای داشته است؟ ما در این زمینه‌ها به واکاوی بسیار جدی نیازمندیم. باید توجه کرد که اخيراً يعني در پنج سال اخير آمارها تغییر کرده و حدود هفت درصد جمعیت زنان در آموزش عالی کم شده است چون سیاست‌ها تغییر کرده است. همچنین ما برای تحلیل به آمارهای مقایسه‌ای نیاز داریم. مثلاً هنوز دانشیاران زن در کل نظام آموزشی ۱۳ درصد و استادان در کل نظام آموزشی ۳ درصد هستند. در واقع این آمارها فضای سیاستگذاری جدیدی را برای ما باز می‌کنند. انتظار داریم که آموزش عالی به زنان عاملیت بیشتری بدهد.
وی در پایان ضمن تأكيد بر ضرورت تدقيق مفاهيم و روشن كردن آن ها در كتاب و همچنين برخي دقت هاي روشي، به استفاده از برخی از واژه‌ها که بار معنایی دارند اشاره کرد و گفت: برخی از پرسش‌ها در کتاب سوگیری دارد. همچنین اينكه هنجارهای موفقیتِ استفاده شده در اين كتاب چیست و اصلاً خود هنجار به چه معنی است و چگونه از این واژه استفاده کرده‌ایم، نيازمند توضيح است.
در ابنداي اين نشست دكتر رضا ماحوزي معاون پژوهشي و آموزشي پژوهشكده درباره دلايل تأخير در برگزاري نشست هاي سال گذشته با عنوان “فرهنگ و دانشگاه” و تعطيلي خانه كتاب ايران و لذا تغيير عنوان اين نشست ها به “علم و جامعه” توضيحاتي ارائه دادند. اين نشست ها دوشنبه هاي هر هفته از ساعت ۳ تا ۵ بعدازظهر برگزار مي شود.

دسته بندی: گفت‌و گومعرفی کتابنشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *