نشست نقد و بررسی کتاب «شهروندی و آموزش عالی» برگزار شد

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، پانزدهمین نشست از مجموعه نشست‌های «فرهنگ و دانشگاه» عصر دیروز دوشنبه هفتم بهمن ماه به نقد و بررسی کتاب «شهروندی و آموزش عالی» ویراسته جیمز آرتور اختصاص یافت. این کتاب به همت آریا متین و ایمان بحیرایی ترجمه و سال ۱۳۹۷ توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به زیور طبع آراسته شد. در این نشست که در سالن سرای کتاب موسسه خانه کتاب برگزار شد دکتر غلامرضا ذاکر صالحی، دکتر سید محمود نجاتی حسینی و آریا متین و دکتر رضا ماحوزی (مدیر نشست) حضور داشتند.

در ابتدای این نشست دکتر ماحوزی با اشاره به سابقه توجه پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به موضوع شهروندی آموزش عالی و ارتباط این مقوله با مقولات دیگری همچون مسئولیت اجتماعی دانشگاه، توانمندسازی دانشجویان، تولید و مصرف فرهنگی در دانشگاه، امید و نشاط دانشگاهی و غیره بیان داشت کیفیت شهروندپروری به‌عنوان یکی از کارکردهای نظام آموزش عالی در هر کشوری ارتباط وثیقی به تیپ شهروند مطلوب در آن کشور دارد. به این معنا حسب اینکه در کشور لیبرال و یا انقلابی و یا کمونیستی و غیره کدام تیپ مورد قبول قرار گرفته است، برنامه‌های درسی دانشگاهی، برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی و ساختار سازمانی روابط نیز در دانشگاه تعیین می‌شود. این کتاب از این جهت که الگوی دانشگاه بریتانیایی و شهروندپروری ویژه این دانشگاه را برای خواننده روشن می‌سازد، قدم اولیه‌ای برای شناسایی سنت‌های متعدد دانشگاهی در این مقوله به حساب می‌آید و لذا درخور تحسین است.

در ادامه آریا متین، مترجم کتاب با بیان اینکه دغدغه اصلی نویسندگان کتاب وجه اخلاقی دانش و دانشجو و دانشگاه بوده است گفت: در حقیقت درکنار تروج علم، وجه دیگر دانشگاه پرورش و تربیت شهروند است. در فلسفه یونانی علم به سه دسته، الهیات، طبیعیات، حکمت عملی تقسیم می‌شد. یک طلبه در زمان قدیم التزام داشت که این سه شکل از علم را فرا بگیرد و به همین ترتیب فردی جامع الاطراف می‌شد.

به گفته متین: در زمان قرون وسطی محور اصلی فعالیت‌های آموزشی و علمی خدا بود و دو دسته دیگر بر اساس آن تعریف می‌شدند تا به دکارت می‌رسیم که شکل دیگری از دانش را ارائه می‌دهد. در دیدگاه دکارت، انسان مرکز دانش است و دسته‌بندی علوم متمرکز بر طبیعیات می‌شود. این جابجایی سبب شد علوم از هم جدا شوند و دانشجو یا طلبه دیگر نیازی به فراگیری حکمت الهی یا الهیات نداشته باشد. به تبع آن، رشته‌ها نیز تخصصی‌تر می‌شوند و ارتباط آن‌ها با جامعه کم و کم‌رنگ‌تر می‌شود. در این میان با جدا شدن دانشگاه از اجتماع و جامعه بحث شهروندی مطرح می‌شود. از اینجا بود که شخصیت دیگری به نام روشنفکر هم بوجود آمد. درواقع روشنفکر کسی بود که قرار بود بین اجتماع و دانشگاه پل بزند؛ شخصیتی دو وجهی که از یکطرف به نقد دانشگاه می‌پردازد و از طرفی ماحصل دانشگاه است.

وی یادآور شد: این کتاب با دغدغه اخلاق در دانشگاه و دانشی که کاملاً منزوی شده نوشته شده است. مجموعه نویسندگان معتقدند که دانشجویی که فقط به دنبال پاس کردن درس‌هایش است چگونه می‌تواند به اخلاق فکر کند؟ اینکه چگونه می‌شود دانشجویی که از جامعه بریده است جامعه‌پذیر شود؟ چه اشکال دیگری از با هم بودن را می‌شود متصور شد؟ و غیره پرسش‌هایی است که در این کتاب مطرح شده‌اند.

مترجم کتاب شهروندی و آموزش عالی با اشاره به اینکه نامکان جایی است که افراد به آنجا آمده‌اند که بروند گفت: متاسفانه دانشگاه هرچه بیشتر به سمت نامکان پیش می‌رود، محتویات و کارویژه‌های خود را بیشتر به بیرون می‌سپارد. از همین‌رو است که دانشگاه به کلاس درس تقلیل یافته و دیگر جایی برای درگیری و تضارب رشته‌ها و آراء وجود ندارد. هدف این کتاب این بوده که دانشگاهی که هست را توسعه ببخشد و آنچه در دانشگاه است را به بیرون و بالعکس بیرون را هم به درون بیاورد. متاسفانه امروزه حتی تعامل بین استادان را هم نمی‌بینید چه برسد به اینکه تضارب آرا شکل بگیرد. اینجاست که بحث شهروندی ضرورت می‌یابد.

غلامرضا ذاکر صالحی عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی در ادامه این نشست با بیان اینکه نیاز بود درباره نویسنده اصلی فصول این کتاب یعنی جیمز آرتور که شخصیت مهمی در این عرصه است و در سال ۲۰۱۱ کتابی با عنوان آموزش و شهروندی تألیف کرده است مطالبی می‌آمد و یا در پشت جلد کتاب توضیحاتی دربارة وی ذکر می‌شد گفت: ترجمه کتاب بسیار روان و خوب است و هر نه فصل یا نه مقاله به‌خوبی از پس تقریر ادعای خود برآمده‌اند جز یک فصل مربوط به ستاره‌های قطبی اخلاق.

وی در ادامه به برخی از نکات کتاب پرداخت و گفت: برکنار از برخی ابهام‌ها در ترجمه، ایدة محوری نویسندگان کتاب در این مجلد غایب است و پرسش‌هایی طرح شده است که کتاب به همه آن‌ها پاسخ نمی‌دهد؛ پرسش‌های مانند: دانشگاه چه تعهدات وسیع‌تری به جامعه و اجتماع دارد؟ مسئولیت‌های مدنی و اخلاقی دانشگاه کدام‌اند؟ آیا دانشگاه باید نسل جدیدی از رهبران را تولید کند که به ترویج خیر عمومی علاقه‌مندند؟ چگونه دانشگاه‌ها در یادگیری حین خدمت مشارکت می‌کنند؟ آیا دانشگاه باید به «منش» دانشجویانش توجه داشته باشد؟ دانشگاه چگونه می‌تواند فرهنگ شهروندی را ارتقا دهد؟ آموزش دانشگاهی چه فضیلت‌هایی دارد؟ همچنین این کتاب فاقد انسجام محتوایی است شاید بیش از همه به این دلیل که کتاب مجموعه‌ای از مقالات است.

وی در ادامه افزود: نویسندگان مقالات این کتاب بیشتر انگلیسی و امریکایی هستند یعنی به سنت آکسبریجی تعلق دارند. در صورتی که همین سنت برگرفته از سنت آلمانی بود درواقع انگلیسی‌ها، بیلدونگ آلمانی را از آسمان به زمین آوردند و آکسبریج را از تألیف دانشگاه آکسفورد و کمبریج ساختند. دانشگاه آکسبریجی، والد است و در آن مفهوم شهروند مهم است. این کتاب تکلیف ما را با مفهوم شهروندی در این الگو مشخص نمی‌کند که با شهروندی دانشگاهی به عنوان یک خرده فرهنگ درون دانشگاهی سروکار داریم که در حال زوال است با با مفهوم عام شهروندی که در جامعه مطرح است.

عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی یادآور شد: یک دانشجو وقتی به دانشگاه می‌آید از سرمایه اجتماعی گذشته‌اش کنده شده و با یک جهان دیگر روبرو می‌شود که یک سرمایه اجتماعی مدرن باید بیاد و آن خلاء سرمایه سنتی پیشین را پر کند. در این کتاب در این باره صحبتی نشده و حتی به رویکردهای مختلف شهروندی هم توجهی نداشته است.

وی افزود: در ایران اگر بخواهیم ایده شهروندی را ترویج کنیم باید زمینه‌ها و زیرساخت‌های آن را فراهم کنیم. مثلاً اجتماع علمی باید شکل بگیرد تا بتواند شهروند بوجود بیاید. همچنین باید امکانات رفاهی و غیره برای دانشجو ایجاد شود. در این کتاب به توسعه کمی اشاره شده است. توسعه کمی دانشگاه‌هایی مانند پاریس و غیره زمانی محقق شد که شهری در کنار آن توسعه یافت. در جندی شاپور قوانین اقامتی وجود داشت و درواقع یک شهر دانشگاهی وجود آن دانشگاه را ضرورت بخشیداست. به نظرم لازم است درباره نسبت شهر و دانشگاه بیشتر تأمل کنیم.

دکتر سید محمود نجاتی حسینی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی دیگر ناقد این نشست نیز گفت: در این کتاب هم نویسنده و هم مترجم بسیار کم به بحث شهروندی دانشگاهی اشاره کرده‌اند. من در کتاب شهروندی دانشگاهی تلاش کرده‌ام وضعیت شهروندی دانشگاهی را توضیح دهم و در آنجا الگویی براساس الگوی مارشال ارائه کنم که در این کتاب به ندرت به آن پرداخته شده است.

وی در ادامه با بیان اینکه شهروندی رویه‌‌ها و ساحت‌های مختلفی دارد گفت: یک رویه، شهروندی اجتماعی است که باید در دانشگاه شکل بگیرد. یکی هم شهروندی سیاسی است یعنی دانشجو شهروند است و حق اعتراض به حاکمیت را باید داشته باشد. یک نوع شهروندی هم شهروندی دانشگاهی است که فرهنگی است و به معنی حق به رسمیت شناخته شدن تفاوت است که در این کتاب نیامده است.  دانشگاه اصلاً کارخانه تولید مدرک نیست.

دکتر نجاتی حسینی افزود: جنبش‌های دانشجویی در تاریخ هفتاد ساله اخیر ایران بخشی از این شهروندی هستند. یکی از ضعف‌های این کتاب این است که به شهروندی پست مدرنیستی توجهی نکرده است. همچنین از شهروندی فمینیستی اسمی برده‌ نشده است. اما در فصل نهم به شهروندی بین‌المللی پرداخته است.

نویسنده کتاب «تبارشناسی کلاس درس در ایران» یادآور شد: از نظر ترجمه عیبی در کتاب دیده نمی‌شود و متن روان است اما حضور مترجم یک کار فرهنگی است که باید صورت بگیرد و مترجمان تراز اول مانند خرمشاهی و فولادوند با پانوشت‌های خود حضورشان را در متن نشان می‌دهند که متاسفانه حضور مترجمان در این کتاب اندکی غایب است.

وی  در ادامه یادآور شد: دیباجه خیلی کلی است. همچنین کتاب پرسش‌های بسیار خوبی مطرح می‌کند اما به پاسخ آن‌ها نرسیده است. شاید بخشی به خاطر آن باشد که به بحث شهروندی پرداخته نشده است. دیگر اینکه این کتاب چند فرهنگی نیست و بیشتر به فرهنگی آکسبریجی متعلق است و همین باعث شده است که علیرغم اینکه اولین کتاب ترجمه شده در این حوزه است، اما نتوانسته به عنوان یک کتاب مرجع خودش را بشناساند.

گفتنی است نشست‌های فرهنگ و دانشگاه دوشنبه‌های هر هفته با همکاری مؤسسه خانه کتاب ایران، از ساعت ۱۶ تا ۱۸ در سالن سرای کتاب این مؤسسة برگزار می‌شود.

 

تصاویر نشست

 

 

دسته بندی: اخبار

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *