در سومین نشست «فرهنگ و دانشگاه»: کتاب «تاریخ مردم شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» نقد و بررسی شد

به گزارش روابط عمومی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری سومین نشست از مجموعه نشست‌های فرهنگ و دانشگاه به نقد و بررسی کتاب «تاریخ مردم شناسی و فرهنگ مردم ایران در روزگار پهلوی» تألیف دکتر حمیدرضا دالوند عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی اختصاص یافت. این نشست به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و با همکاری مؤسسة خانه کتاب ایران دیروز دوشنبه بیست و پنجم شهریور ماه در سالن سرای خانه کتاب با حضور دکتر نعمت الله فاضلی و دکتر جبار رحمانی و مؤلف کتاب برگزار شد.

در ابتدای این نشست دکتر جبار رحمانی با اشاره به اینکه این کتاب یکی از کتاب‌هایی است که درباره تاریخ علم و تاریخ مردم‌شناسی است گفت: نکته‌ای که این کتاب می‌خواهد بگوید این است که متأسفانه تاریخ رشته‌ها را نتوانستیم خوب بیان کنیم. اقدام پژوهشکده در انتشار این تاریخ‌ها یک حرکت نوپا است که خوشبختانه یکی از قویترین تاریخ‌ها تاریخ مردم‌شناسی است که در فارسی چند اثر خوب منتشر شده است.

وی به مسئله اصلی این رشته که در این کتاب هم به آن پرداخته شده اشاره کرد و گفت: مسئله این کتاب را می‌توان در سه سطح بیان و تحلیل کرد؛ ابتدا اینکه مردم‌شناسی یک علم اجتماعی است. دیگر اینکه می‌توانیم بحث تولد یک فرهنگ، مردم، توده و جامعه را داشته باشیم که در امتداد جنبش مشروطه و دوره مدرن است که این ایده‌ها در آن فضا مطرح می‌شود و کم‌کم در فضای سیاسی و روشنفکری ساخته و مطرح شده است و سوم، به دنبال آن فضا است که یاد می‌گیرند که فرهنگ را به مفهوم علمی آن  بررسی کنند. اتفاقاً چیزی که به خوبی در این کتاب مطرح می‌شود این است که در ابتدای  تأسیس مردم‌شناسی رویکرد نسبی‌گرایانه به فرهنگ و فهم فرهنگ از منظر کنشگران آن غلبه دارد و نگاه نخبه‌گرایانه را جدی نمی‌گیرد، بلکه فراتر از آن است. شاید بتوان گفت که به تعبیری این کتاب تاریخ رسمی این نهاد است.

به گفته رحمانی: در سطح دوم می‌توان این رشته را به عنوان بخشی از یک جنبش روشنفکری دانست چرا که مسئله مردم‌شناسی یک بحث جدی در بین روشنفکران از هدایت تا آل احمد و تا امروز است. یکی از پرسش‌های اساسی روایت مردم‌شناسی این است که چه باید کرد؟ لذا روشنفکران چه در بازخوانی انتقادی فرهنگ مردم و چه در بازخوانی انتقادی توسعه و ملحقات آن در دستگاه سیاسی ایران سعی می‌کردند که از این علم استفاده کنند. لذا بخشی از پروژه روشنفکری در ایران کارهای مردم‌نگارانه است.

وی افزود: اما در سطح سوم می‌توان این علم را به عنوان یک علم سیاستگذار و خدمتگذار به قدرت دانست. وقتی به بنیانگذاران این رشته و از جمله فروغی توجه می‌کنیم متوجه می‌شویم که حواسشان بوده که چرا این رشته را تأسیس می‌کنند.

رحمانی در ادامه یادآور شد: نکته مهم این کتاب این است که این علم با این قدمت چرا هنوز در دانشگاه جا نیفتاده است؟ و از این علم به عنوان یک علم دست دوم یاد می‌شود. این کتاب خیلی خوب نشان می‌دهد که هوشمندی در تأسیس این علم بود، اما هوشمندی در تربیت نیروهای متخصص و تداوم و نهادسازی در کار نبوده است. لذا این رشته در همان ابتدا به دست نامتخصصان افتاد.

عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی گفت: در مجموع کتاب می‌تواند به بازخوانی معرفت در ایران کمک کند چرا که یکی از بحث‌هایی که در ایران مطرح است این است که ما همچنان علم را به معنای علم نمی‌فهمیم. این کتاب نشان می‌دهد که عده‌ای از نخبه‌گان قدرت یا روشنفکران سیاسی و محققان سیاستگذار حواسشان بوده که این گروه را چگونه تأسیس کنند و چگونه به خدمت بگیرند.

حمیدرضا دالوند مؤلف این کتاب در ادامه این نشست با بیان اینکه موضوع تاریخ مردم‌شناسی دارای اهمیتی فراتر از  نقد این کتاب است گفت: اهمیت تاریخ علم بر کسی پوشیده نیست، اما فراتر از آن اهمیت تاریخ است. همه ما یک عمر زیستی و یک عمر فرهنگی داریم. این عمر فرهنگی‌مان تابعی از دانش تاریخ ماست. هر آدمی به اندازه‌ای که تاریخ می‌داند و از گذشته‌اش آگاه است از آن عمر فرهنگی و بستری که در آن زیسته است برخوردار است. او می‌تواند ادعا کند که من ۲۵۰۰ سال عمر دارم یا چهل سال عمر دارم یا همین عمر زیستی‌ام را دارم. به همین سبب در حوزه علوم هم همین امر حاکم است.

وی افزود: من  تاریخ و زبان‌های باستان خواندم و بنا به دلایلی وارد مطالعات مردم‌شناسی شدم. بعد از آشنایی‌ام با مرحوم انجویی و آرشیوهای ایشان متوجه شدم که عمر من همین کاری است که ایشان کرده است. حالا با این چه کار می‌توانم بکنم؟ با مشاهده آن گنجینه‌ها وارد این حوزه شدم و به سازماندهی آنها پرداختم و از زمانی که جلوی کارهایم گرفته شد احساس کردم که تنها کار ممکن این است که آنها را بنویسم. بزرگترین ضعفی که در آنجا دیدم عدم آگاهی به تجربه زیسته و گذشته بود که در این حوزه روی داده است  و به همین خاطر هیچ کاری را نمی‌توانیم به پیش ببریم.

به گفته دالوند: سعی کرده‌ام تاریخ را تا جایی که می‌دانم بدون اینکه پیش فرضی داشته باشم روایت کنم و راوی آنچه اتفاق افتاده است باشم. از اینرو سعی کرده‌ام فهرستی از کارهایی که انجام شده صادقانه در اختیار افراد قرار بدهم تا اگر فردی می‌خواست شروع کند آئینه‌ای پیش روی داشته باشد.

وی با اشاره به تفاوت مردم‌شناسی و انسان‌شناسی در حال حاضر و اینکه در گذشته درگیر این تفاوت‌ها نبودیم گفت: این‌ها همه نشانه است. اما آنچیزی که ارزشمند است محتوی است که گاه در سطح فولکلور و گاه در سطح مردم‌شناسی و گاه انسان‌شناسی جلوه می‌کند. اما مهم این است که چه اتفاقی افتاده است؟ به همین سبب انسان‌شناسان بنا به رسالتی که دارند و پیچیدگی خود انسان، همیشه نتوانسته اند که سخنانشان را جمع و جور کنند و یکی از موانع اصلی در این حوزه همین است.

وی افزود: زمانی می‌توانیم مطالعات انسان‌شناسی‌مان را کامل کنیم که نگاهی تاریخی داشته باشیم و تاریخ زمانی ارزشمند است که با نگاهی منتقدانه و بدبینانه و در عین حال منصفانه به آن نگریسته شود. این‌ها دلایلی بود که به این حوزه پرداخته‌ام و امیدوارم با راهنمایی‌های دوستان این دوره را تکمیل کنم. چرا که تاریخ را یک نفر نمی‌تواند بنویسد امیدوارم این جلسه فتح بابی باشد تا بایدها و شایدهای ممکن را در این موضوع دریابیم.

دالوند در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت تأسف‌بار آرشیوهای سازمان‌ها و نهادها در حوزهه مردم‌شناسی اشاره کرد و گفت: متأسفانه مدیران وقتی می‌خواهند کارمندی را تنبیه کنند او را به بخش آرشیو تبعید می‌کنند و آنها نیز بدون حوصله در تبعیدگاه خود کار کرده و آرشیوها را نابود می‌کنند. بسیاری از آرشیوها نیز در نقل و انتقالات از بین رفته است.

در ادامه دکتر نعمت‌الله فاضلی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی گفت: کتاب به یک معنی اولین متن مستقلی است که به صورت یک کتاب تاریخ مردم‌شناسی را روایت می‌کند. وی با بیان اینکه تاریخ رشته‌ها از چند جهت اهمیت دارد گفت: یک اهمیت تاریخ رشته این است که رشد و توسعه دانش در گرو تاریخ آن دانش است. هر جامعه‌ای برای رشد یک دانش نیازمند خودآگاهی از خود آن دانش است. هر دانشی در درون تاریخ خودش توسعه می‌یابد. یکی از کمبودهای دانش در جامعه ما کمبود تاریخ دانش در دوران است. تا جایی که می‌دانم هیچ کدام از دانش‌ها یک روایت تاریخ نگارانه دقیق از خودشان ندارند. شاید انسان‌شناسی جلوتر از خیلی از رشته‌ها باشد و این هم به دلیل اقلیت بودن ماست. به هرحال هر نوع پیشرفت معرفتی مستلزم خودآگاهی تاریخی در آن رشته است.

فاضلی با اشاره  به اینکه ما دچار گسیختگی معرفتی هستیم به اصطلاحی که دکتر رحیم محمدی مبنی بر «تداوم‌های گسیخته» به کار می‌برد گفت: یعنی اینکه گذشته در آنجاهایی هم که استمرار پیدا می‌کند به گونه‌ای استمرار پیدا می‌کند که کژکارکردی دارد، در نتیجه تدوام‌های ما گسیخته‌اند. ما در حوزه معرفت هم با بحران تدوام‌های گسیخته مواجه هستیم. به این معنی که اگر فردی از ماها کاری انجام می‌دهد به این دلیل که خوب خوانده نمی‌شود و در یک گفتگوی بینامتنی قرار نمی‌گیرد این تدوام‌ها گسیخته‌ شده و ملزم به رشته نمی‌شوند گویی که هرکدام از ماها کاری کرده‌ اما اینکه در دانشگاه‌ها آنها را تدریس کنند و به بحث و گفتگو بگذارند این اتفاق‌ها نمی‌افتد و به این کارها ارجاع داده نمی‌شود.

وی در ادامه افزود: این مقالات که خیلی زودتر نوشته شده‌اند و اکنون به کتاب تبدیل شده است لازم بوده که خیلی زودتر از الان به صورت متن‌هایی به دانشگاه و رشته‌ها وارد می‌شد و درباره آنها بحث و گفتگو می‌شد.

دکتر فاضلی یادآور شد: اهمیت تاریخ همه رشته‌ها این است که بتوانیم از رشته‌مان آگاه شویم و بتوانیم درون رشته‌مان نقد کنیم، و روابط بینامتنی برقرار کنیم و جلوی گسیختگی را بگیریم و انباشت دانش صورت بگیرد و درنهایت گفتگو صورت بگیرد. بلکه حتی ما به دلیل جنبه‌های روانکاوانه آن برای ایجاد اعتماد به نفس به آن نیازمندیم. ما حدود صد سال است که علوم اجتماعی داریم اما هنوز هویت‌های خودمان را به رسمیت نمی‌شناسیم.

دکتر فاضلی یادآور شد: کار دالوند تأیید و تصدیق کارهاست و این است که به اعتماد به نفس منجر می‌شود. در این کتاب که درباره افراد مختلف آمده است فقط مسئله اطلاع‌رسانی نیست بلکه بخشی از آن ایجاد اعتماد به نفس و تقویت هویت خودمان است. ما نه تنها با بحران تدوام گسیخته روبروییم بلکه با بحران ناتوانی در به رسمیت شناختن خودمان هم مواجه هستیم. تقلا برای وجود صورت می‌گیرد اما در یک جایی باید مورخ آنها را ثبت کند و به متن دیگری تبدیل شود که دانش به رسمیت شناخته شود.

به گفته فاضلی:‌ روایت فرهنگ روایت جمعی است، روایت روح جامعه است. وقتی که امثال کیا و غیره تصدیق و تأیید نمی‌شوند هم نسل موجود اعتماد به نفس پیدا نمی‌کند و هم نسل قبلی تأیید و تصدق نمی‌شود و هم روح جمعی جامعه سرکوب می‌شود. به همین سبب نوشتن تاریخ رشته از خود رشته مهمتر است.

وی گفت: دالوند یکی از اولین افرادی است که به صورت سیستماتیک و روش‌مند به روایت کردن تاریخ فولکلور می‌پردازد. این کتاب درواقع تاریخ دوره خاص و نهادهای خاص است و ادعایی هم ندارد که همه مردم‌شناسی است. این کتاب نثر ساده و روانی دارد و بسیار هم خواندنی است. این کتاب یک رویکرد دارد که معتقد است که گردآوری فرهنگ مردم از مشروطیت آغاز شده است و درواقع تحت تأثیر گفتمان مشروطیت است. می‌گوید که ما تا قبل از این دوره نه تنها با فرهنگ مردم آشنایی نداشتیم بلکه آن را تحقیر هم می‌کردیم. به همین دلیل  این سنت پاره‌ای از سنت معاصر ما است و معاصریت هم برای فهم بخشی از تاریخ فرهنگی ما بسیار مهم است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی گفت: کتاب نگاه بازی به فرهنگ مردم داشته است، یعنی فرهنگ مردم را به گردآوری‌های افراد حرفه‌ای محدود نکرده است. ویژگی فرهنگ مردم این است که از درون یک سنت ادبی و یک فرهنگ فرهنگی و هنری ظاهر شد نه در درون یک سنت دانشگاهی که بخواهیم آن نظم و نسق معرفت‌شناختی را مبنا قرار بدهیم و بعد براساس آن تاریخ بنویسیم.

وی افزود: دالوند از محققان بسیار متواضع است و به شدت هم ایران را دوست دارد. اما بهتر بود که چشم انداز تاریخ‌نگارانه‌ای برای تاریخ رشته تعریف می‌کرد. اگر قرار باشد که فردی تاریخ بنویسد باید رویکردش را مشخص کند که از چه رویکردی می‌خواهد استفاده کند. این به انسجام تاریخ نگارانه متن کمک می‌کرد.

فاضلی در ادامه گفت: مقداری از پیشگفتار تعجب کردم که به نظرم تحلیل‌ها و قضاوت‌هایی که در آن کرده‌اید کارتان را مشکل کرده است. به‌عنوان مثال عبارت «همواره با نگاه شک آلود توأم با سوءظن به اهداف و…»، گویای سوءظن نیست بلکه تحلیل‌های تئوریکی است که می‌شود داد. به این معنی نیست که اگر فردی تحلیل فوکویی کند با سوءظن نگاه می‌کند.

دکتر جبار رحمانی نیز در ادامه مسئله آرشیوها گفت: متأسفانه در دادن اسناد آرشیوها نیز خساست عجیبی به چشم می‌خورد. نهادها یا حتی مدیران و کارمندان اسناد آرشیوها را ملک طلق خود می‌دانند. عجیب آنکه همین اشخاص آرشیوها را به راحتی در دسترس خارجی‌ها می‌گذارند. ما زمانی سعی کردیم نسخه‌ای از «هزار و یکشب» موجود در کاخ گلستان را بگیریم، اما به ما ندادند و در ادامه با توسل به پروفسور اولریش مارزلف و تنی چند در چند نوبت توانستیم آن را در اختیار بگیریم. آرشیو وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیز اکنون در ساختمانی خارج از شهر تهران است و معلوم نیست چه وضعیتی دارد.

گفتنی است این نشست‌ها دوشبه‌های هر هفته از ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر در سالن سرای کتاب خانه کتاب برگزار می‌شود.

دسته بندی: اخباراخبار علمیتازه‌هاگفت‌و گونشست

نوشتن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *